Save  Pasargad Committee

 

Link to English Section

پيوند به خانه

 

مساله بحران آب در ایران و راه حل های پیشنهادی

بخش اول    بخش دوم

 

از: رضا سیاوشی

 

بخش اول:

قنات و سیلیکان  ساختار پاسخ به چالش آب

 

یکم - پیش درآمد
بحران کنونی آب در ایران با بقیه کشورهای جهان تفاوت دارد؛ راه حل آن نیز تنها از مسیر ویژه و منحصر به فردی امکان پذیر است. اما ویژه بودن مسیر به معنای پیچیده بودن آن نیست؛ اتفاقا این مسیر رمز و رازی ندارد، طبیعی ترین و بدیهی ترین مسیر است. هر فرد علاقمندی که حداقل آشنائی با مختصات فلات ایران و ویژگی های تمدن ایرانی داشته باشد، و با علوم پایه در سطح دبیرستانی آشنا باشد، این مسیر را خواهد دید، بشرطی که بداند کجا جستجو کند.

بحران کنونی آب در ایران دیگر به آب محدود نمی شود؛ به تهدید تمدنی فرا روئیده است. ایران مرکزی ظرف یکی دو دهه آینده غیر قابل سکنی می شود؛ 30 تا 50 میلیون نفر از جمعیت رو به کاهش ایران وادار به مهاجرت می شوند. بازدهی کشاورزی در ایران رو به کاهش نهاده و امروز بیش از نیمی از نیاز غذائی کشور با واردات تامین می شود[1]. به گزارش سایت تابناک اشتغال‌زایی بخش کشاورزی شدیدا افت کرده و در طول یک دهه نشان دهنده نابودی یک میلیون و 288 هزار نفری اشتغال‌... در این بخش است[2] . تخلیه روستاها شتاب گرفته و حاشیه نشینی با چنان سرعتی در حال رشد است که تا همین چند سال پیش غیر قابل تصور بود. خبرگزاری ایسنا از قول معاونت اجتماعی قوه قضائیه گزارش می دهد در دی ماه سال 93 رقم حاشیه‌نشینان به 10 میلیون و 100 هزار نفر رسید .... تا پایان سال 94 این رقم به بیش از 13 میلیون [3] می رسد. یعنی هر ماه 150 هزار نفر به تعداد حاشیه نشینان ایران افزوده می شوند. عیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی که در 35 سال گذشته در کوران همه تصمیم گیری های مربوط به آب و کشاورزی قرار داشته و شاید بیش از هر کسی با این مسائل آشناست می گوید: مطابق برآوردهای علمی، ... در آینده نه‌چندان دور حدود ٧٠‌درصد جمعیت ایران باید از کشور مهاجرت کنند اما ... کدام کشورها حاضرند ٤٠ تا ٥٠‌میلیون ایرانی را اسکان دهند؟! مرکز ثقل تمدن ایرانی در برابر چشمان ما در حال درون پاشی، تصعید و محو شدن است. اینها رئوس فاجعه آب در ایران هستند. نوشته حاضر آگاهانه از پرداختن بیشتر به این واقعیات تلخ و دردناک اجتناب میکند تا بر راه حل تمرکز کند.

برای پاسخ شایسته به چالش کنونی آب نیازمند نگاهی هستیم که از محدوده فنی و اقتصادی فراتر رفته و در یک تصویر کلان و همه جانبه به این چالش بپردازد. آنچه در زیر می آید نمونه ساختار یک راه حل چند جانبه در دل یک تصویر کلان تر "اقتصادی اجتماعی و تاریخی" است که مولفه های دیگری که با چالش آب ارتباط ارگانیک دارند مانند هوای پاکیزه و اقتصاد پایدار و اشتغال و اقتصاد سیاسی را نیز در نظر می گیرد. سنگینی تهدید آب حکم می کند که از قدیم ترین تکنیک تا نوترین تکنولوژی برای راه حل استفاده کنیم. نام سیلیکان در تیتر این نوشته به عنوان سمبل تکنولوزی های مدرن و سمبل انرزژی خورشیدی آمده زیرا که هر دو نقش تعیین کننده در پاسخ به چالش کنونی آب در ایران خواهند داشت.

دوم کلید رمز فهمیدن تهدید تمدنی آب
شبکه قنات های ایران در طول چند هزار سال گذشته نقش ستون فقرات و اسکلت بندی آبادانی و کشاورزی فلات ایران را داشته اند. با اینهمه شاید تعجب آور باشد که در قرن بیست و یکم هنوز قنات به عنوان بخشی از راه حل بحران آب پیشنهاد شود . اما بدون فهمیدن قنات حتی درک و دریافت درست ابعاد چالش آب مشکل خواهد بود. نزدیک تر نگاه کنیم معلوم می شود چرا.

تعداد قنات های ایران تا نیمه قرن بیستم 50 هزار رشته ذکر شده است. به گفته رئیس موسسه بین المللی قنات که مرکز آن در یزد است، هنوز بالای 37000 رشته قنات با ظرفیت حدود 7 میلیارد متر مکعب آب در ایران دائر هستند. و طولانی ترین قنات ایران 70 کیلومتر طول دارد. [4] با نگاه کوتاهی به دیگر مختصات این قنات ها، شاخصه های مهمی آشکار می شوند. هر رشته قنات از تعدادی چاه یا "میله" تشکیل شده که این میله ها بوسیله راهروهای زیر زمینی به هم وصل می شوند. طبق اطلاعاتی که همان مرکز داده است، میانگین طول راهروهای قنات های ایران 6 کیلومتر است. اگر عمق همه میله ها (چاه ها) ی یک رشته قنات متوسط را جمع کنیم 4 کیلومتر می شود. یعنی به طور متوسط، برای ساختن هر رشته قنات حدود 6 کیلومتر راهرو و 4 کیلومتر چاه کنده شده که روی هم می شود 10 کیلومتر. با این حساب اگر تعداد قنات ها را بجای 50 هزار رشته میانه قرن بیستم دائر بودند، تنها 40 هزار فرض کنیم (هنوز 37000 آن دائر است) در آنصورت طول کنده شده برای این تعداد قنات به رقم نجومی 400 هزار کیلومتر می رسید. برای آنکه درکی از ابعاد نجومی این پدیده داشته باشیم یک مقایسه ساده بی فایده نیست.

الف فاصله کره زمین تا ماه 398 هزار کیلومتر است. یعنی طول راهرو ها و چاه هائی که برای ساختن قنات ها کنده شده اند بیش از فاصله زمین تا کره ماه است؛ شبکه قنات های ایران به معنای واقعی ابعاد نجومی دارند. اگر بجای اصطلاح "ابعاد نجومی" بگوئیم "ابعاد قناتی" بی جا نگفته ایم.

ب این مقدار بیش از دو برابر همه جاده های شوسه (اسفالت و خاکی) کشور ما است که حدود 200 هزار کیلومتر هستند.

ج - حجم خاک برداری برای ساختن شبکه قنات های ایران 125 برابر حجم هرم فوخو از اهرام ثلاثه است که بزرگ ترین ساختمان جهان شناخته می شود. حجم هرم خوفو حدود 2.5 میلیون متر مکعب است. اگر میانگین قطر دهانه چاه ها و قطر راهرو ها را یکسان و برابر یک متر فرض کنیم، حجمی معادل 314 میلیون متر مکعب برای ساختن شبکه قنات های ایران خاک برداری شده است. این دو عدد را تقسیم کنیم عدد 125 بدست می آید

اگر چالش کنونی آب در ایران ابعاد نجومی دارد، پاسخ مناسب و متناسب با آن نیز خواهی نخواهی ابعاد نجومی خواهد داشت. اما چرا بحران آب در کشور ما تهدید تمدنی است؟

چرا ایرانیان از آغاز تمدن خود آنهمه منابع و نیروی کار و انرژی را صرف ساختن و نگهداری شبکه نجومی قنات ها می کردند؟

پاسخ این پرسش ساده است: زیرا چاره دیگری نداشتند. مقایسه ایران و مصر از این منظر آموزنده است. کشاورزان مصر باستان برای آبیاری کشتزارهایشان کافی بود بدانند رودخانه نیل چه زمانی در سال سرریز می شود و زمین های آنها را سیراب می کند. رودخانه نیل هر ساله در زمان معینی طغیان می کرد و کاهنان مصر در محاسبه زمان و شدت طغیان رود نیل تبحر پیدا کرده بوند. علاوه بر آن، دره نیل خاک بسیار باروری داشت و بطور طبیعی قادر بود محصولات کشاورزی برای تغذیه حداقل جمعیت لازم و دیگر نیازهای ضروری برای شکل گیری یک تمدن بزرگ و قائم به ذات را مهیا کند. رودخانه نیل امکانات دیگر از جمله حمل و نقل آسان برای تجارت را نیز که زمینه هم افزائی است بصورت گسترده و در مقیاس کلان مهیا می کرد. اما فلات ایران فاقد همه این موهبات طبیعی بود. فلات ایران با تمام زیبائی سحرآمیز و سرسختی با شکوه اش، باروری نازل و بوم زیست شکننده و ناپایداری در در حالت طبیعی اش دارد. بارندگی در فلات ایران نسبتا" محدود و پر نوسان است. باروری خاک فلات ایران قابل مقایسه با دره نیل و حاشیه دیگر رودخانه های بزرگ نیست. علاوه بر آن ، هر آنچه در این سرزمین با زحمت انباشته می شد، با بروز خشکسالی های دوره ای به باد می رفت. همه اینها مانع رشد جمعیت و انباشت منابع دیگر در سطحی که برای تکوین یک تمدن مستقل لازم است بودند. اما موقعیت شکننده بوم زیست فلات با دخالت ساکنین آن عوض شد. از این لحاظ تمدن ایران با بقیه تمدن های کهن تفاوت دارد. در شکل گیری بیشتر تمدن های باستانی رودخانه های بزرگ و اصلی جهان نقش کانونی داشتند. در فقدان چنین کانون طبیعی، ایرانیان خود دست بکار شدند و جای خالی طبیعت را با دست خالی پرکردند. با کندن شبکه قنات ها، ایرانیان باستان کانون تکوین تمدنی خود را به صورت دست ساز برساختند. با گسترش تدریجی شبکه قنات ها بود که به تدریج تولیدات کشاورزی فلات ایران ده ها بلکه صدها برابر افزایش یافت و طبعات ناشی از نوسانات بارشی و فرازو نشیب های طبیعی و خشکسالی های دوره ای به مقدار زیادی مهار و مدیریت شدند. فلات به درجه ای از آبادانی و ثبات و پایداری اقلیمی رسید که بتواند حداقل جمعیت و منابع لازم برای تکوین و شکوفائی یک تمدن بزرگ، مستقل و قائم به ذات و برازنده را تامین کند. و در این فرایند فلات ایران نیز ده ها بار بیش از آنچه بطور طبیعی می توانست آباد باشد، آبادان شد. بنا براین رابطه قنات و تمدن ایرانی تنها مهندسی و فنی نیست؛ قنات ویژگی تمدن ایرانی است.

تصویر بالا از یک سو نشان از اراده و سخت کوشی ای دارد که برای آباد کردن فلات ایران بکار رفته ، اما از سوی دیگر نشان می دهد که بوم زیست فلات ایران تا چه حد شکننده است و چرا بحران آب در ایران با بقیه دنیا تفاوت دارد. فراموش نکنیم که کاستی های زیستی فلات ایران ناشی از ساختار زمین شناسی و موقعیت جغرافیائی آن است. این کاستی ها با اقدامات انسانی برطرف شدنی نیستند؛ تنها می توان آنها را با کمک شبکه گسترده قنات ها و دیگر ابتکارها تعدیل و مدیریت کرد. اما سیستمی که به وجود می آید نیازمند مدیریت دائمی و محافظت و مرمت مستدام و ابدی است. مدیریتی که به شهادت تاریخ موفق بوده است. یک دلیل این موفقیت فرهنگ است. محافظت از آب و خاک و هوا به همراه آتش در فرهنگ کهن ایرانی درونی شده بود حتی عبادت به حساب می آمد.

هرودوت تاریخ نویس یونانی می نویسد: بنا بر رسم پارسی، پادشاهان هخامنشی مجاز نبودند از رودخانه های خارج از سرزمین ایران آب بنوشند، زیرا از پاکیزگی رودخانه هائی که خارج از سرزمین ایران جاری باشند اطمینان نداشتند. بگفته هردودت ، سپاه ایران ظرف های عظیم پر شده از آب رودخانه های درون سرزمینی را برای مصرف پادشاه با خود حمل می کرد. منظور آنکه روایات ، رسوم و فرهنگ ایران باستان ، مستقیم و غیر مستقیم بر پاسداری از پاکیزگی آب و خاک سرزمین تاکید داشتند. به زبان دیگر، ضمیر ناخودآگاه جمعی ساکنین فلات ایران از طریق فرهنگ آگاه می شد که سرنوشت بوم زیست شکننده فلات در گرو محافظت ، پاکیزه نکهداشتن و حتی تقدیس عناصر اصلی این طبیعت ازجمله آب و خاک و هوا است که آتش هم به آن اضافه شده بود.
آتش چرا مقدس بود؟ شاید به این علت که آتش معیار پاکیزگی است، شاید هم به این علت که آتش و خورشید منشاء نور بودند و نور یا روشنائی نقش ویژه در جهان بینی و فلسفه ایرانشهری داشت. آیا برای پاسخ به چالش کنونی آب، هنوز می توانیم به سرمایه های فرهنگی گذشته های دور نقب بزینم؟ چه بسا که هنوز هم برای پاسخ به چالش آب، مولفه فرهنگی کم اهمیت تر از مولفه های فنی و اقتصادی نباشد.

شگفت آور است که در طول تاریخ پر فرازو نشیب ایران، علی رغم حملات موج به موج و تخریب های خانمانسوز، بازهم شبکه قنات ها تداوم یافتند. امروز در ایران قنات های دائر با عمر 2700 ساله داریم که می توانند به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شوند. این روال چند هزار سال ادامه داشت تا می رسیم به نسل ما و معجزه هزاره سوم ، یا درست تر بگوئیم معجزه پمپ چینی با رانت نفتی.

اشتباه نکنید. تنها ایرانیان باستان نبودند که در هزاره اول تمدنی برای آبادانی فلات ایران بکارهای نجومی دست زدند. در دوران معجزه سوم نیز به ازای هر کیلومتر قناتی که ظرف سه هزار سال ساخته شده بود، دو پمپ چینی با رانت نفتی وارد کردند و با چاه هائی که به موازات و در حریم همان قنات ها زدند، کل شبکه چند هزار ساله قنات های کشور را ظرف فقط چند سال خشکاندند و طبقه تاریخی دهقان ایرانی را خاکستر نشین کردند. عیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی می گوید:

از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود ۳۵ سال پیش برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم اما در این ۳۵ سال فقط ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آبهای شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود ۷۵% آبهای شیرین زیر زمینی بود را مصرف کردیم که حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آن در ۸ سال گذشته بوده است. یعنی منابع را تاراج کردیم.

برای اینکار تعداد چاه های ایران 15 برابر افزایش یافت. تا پیش از انقلاب تعداد کل چاه های کشور حدود 40 هزار حلقه بود. به گفته جهانگیر حبیبی، معاون حفاظت و بهره برداری منابع آب کشور اکنون به ۷۵۰ هزار حلقه افزایش یافته است . یعنی با حفر هفتصد هزار چاه اضافه بر ظرفیت فلات ایران، و بکار گرفتن صدها هزار پمپ چینی که با رانت نفتی وارد شده و واگذار شده بودند، و سوخت نزدیک به مجانی ، به جان سفره های آب زیر زمینی ایران افتادند. سفره های زیر زمینی آب را که ظرف ده ها هزار سال اندک اندک انباشت شده بودند ظرف چند سال لایه به لایه تخلیه کردند و پائین رفتند تا امروز که رسیده ایم به آبهای شور. در این فاصله، مقدار عظیم آب های زیر زمینی را در شبه کشاورزی هائی که عمدتا" با تبدیل کارکردی زمین های کم بازده منابع طبیعی بدست آورده بودند، و طرح های نمایشی "خودکفائی" تلف کردند.

رانت نفت صرف انهدام چشمه آب شد. امروز سفره های زیر زمینی آب در ایران چنان تخلیه شده اند که کلیت سامانه آبی فلات ایران در هم شکسته. نه تنها دشت ها سال به سال نشست می کنند، حتی چشمه های کوهستان از این انهدام بنیادی بی نصیب نمانده اند. جهانگیر حبیبی همانجا اضافه می کند خشکیدگی چشمه‌ها در نواحی پرآب کوهستانی در حالی رخ داده که اتفاقا امسال به نسبت سالیان اخیر بارش بیشتر داشتیم. استاد کردوانی پدر کویر شناسی ایران در سخنرانی بنیاد بخارا می گوید:

شما تصور میکنید چه بلاهایی که بر سر قناتهای ما آوردند یا آوردیم..... در اثر حفر چاه عمیق در حریم قناتها و تجاوزی که به حریم قناتها شده، متأسفانه این سرمایه ملی ما، یعنی قناتها، خشک شدهاند و حالا ما با یک فاجعه رو به رو هستیم. طی چند صد سال این قناتها ذخیرۀ آبی ما بودند. یکی دیگر از منابع مهم آبی ما که صورت هولناکی صدمه دیده است، چشمههاست. قضیه را به این سادگی نبینیم. چشمه از منابع مهم آب است که به صورتهای گوناگون وجود داشته است. چشمههای فصلی و همچنین دائمی بودهاند که در مناطق کوهستانی و دشتی به صورت بهاری، تابستانی، پاییزی و زمستانی عمل میکردند.

اما این هنوز پایان ماجرا نیست. بعد از کشاورزی نوبت شور شدن منابع آب شهری فرا می رسد. یادآوری می کنم که آب شرب بیشتر شهرهای ایران از سفره های زیر زمینی و با کندن چاه های عمیق تامین می شود. با شور شدن منابع آب شهری بعید نیست که بحران آب از کنترل خارج شود. اگر روستاهائی که منابع آبی اشان از دست می رود تخلیه و روستائیان به حاشیه شهرها رانده می شوند، با شور شدن منابع آب شهری چه می توان کرد؟ کلانتری با اشاره به اينكه آب‌های زیر زمینی ما در حال شور شدن هستند می گوید:

مطابق برآوردهای علمی، منابع کشش تأمین نیازهای جمعیت فعلی ایران را ندارد و در آینده نه‌چندان دور حدود ٧٠‌درصد جمعیت ایران باید از کشور مهاجرت کنند اما با وضع دیپلماسی خارجی ایران، کدام کشورها حاضرند ٤٠ تا ٥٠‌میلیون ایرانی را اسکان دهند؟!

معجزه نهائی شور کردن آب شیرین پر آب ترین رودخانه ایران با سد گتوند در خوزستان است. در مورد سد گتوند کلانتری می گوید:

اشتباه‌های مدیریتی ... باعث شده است که ما هزینه کلانی بدهیم و آب شیرین‌مان را به آب شور تبدیل کنیم آن هم آب شوری که غلظت نمک آن ٣,٥ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است! .. وی افزود: در‌ سال ٥١ آمریکایی‌ها به ایران آمدند و درباره پروژه احداث سد گتوند پژوهش کردند. طبق گزارش آمریکایی‌ها محل سد باید ١٤,٥ کیلومتر پایین‌تر از مخزن سد قرار می‌گرفت. علت این موضوع وجود گنبدهای نمکی گزارش شده بود کلانتری می افزاید که مدیران پس از انقلاب این گزارش‌ها را خیانت آمریکا به ایران دانستند و سد را روی گنبدهای نمکی احداث کردند. پس از احداث سد گتوند : در آن زمان ١٣٠‌میلیارد تومان هزینه شد تا پتوی رسی روی گنبدهای نمکی قرار بگیرد اما با اولین آبگیری تمام پتوهای رسی از بین رفته و آب شیرین پشت سدها به آب شوری تبدیل شد که غلظت نمک آن ٣.٥ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است. حالا این سد با مجموع سرمایه‌گذاری ٣‌هزار و ٦٠٠‌میلیارد تومان علاوه بر شور کردن آب شیرین، سالانه ٣.٥ تن نمک به اراضی خوزستان اضافه می‌کند و خاک حاصلخیز منطقه را شور کرده است.

برای فهمیدن بحران کنونی آب نیازمند فضاهای فکری متفاوت هستیم. زیرا هر آنچه غیر قابل تصور بوده اتقاق افتاده. با این روند، چه بسا ابرهای آسمان ایران هم بزودی باران شور ببارند.

سوم سورئالیسم ایرانی ، کودک یتیم و سماور جوشان
بحران کنونی آب در ایران دیگر با متدهای منطقی قابل درک نیست. تنها با عبور از رئالیسم منطقی و استفاده از تصویر پردازی های سوریالیستی نوع گبریل گارسیا مارکز نویسنده معروف کلمبیائی می توانیم تصور کنیم چه شد که کار به اینجا کشید. ماجرای سد گتوند که در بالا به آن اشاره شد به اندازه کافی سوریالیستی هست، اما هنوز نه به اندازه سناریوی خودکفائی گندم.

با طرح خودکفائی گندم ایران به بزرگ ترین وارد کننده گندم جهان تبدیل شد. متد دستیابی به خودکفائی گندم چه بود؟ می توان آن را متد دوسال یکی نامگذاری کرد. به نوشته بعضی از روزنامه های همان زمان، دولت آمارها را دوسال یکی کرد. یعنی امار تولید گندم یک سال را دیرتر از معمول اعلام کرد و سپس آن را با امار تولید سال بعد که زودتر اعلام شد جمع می کند و مجوعه را به عنوان خودکفائی گندم تحویل می دهد، 2.5 میلیون تن هم اضافه می آید که گویا صادر می شود. در عوض، همزمان با جشن خودکفائی گندم در داخل، برگذار کنندگان جشن در خارج مشغول چانه زنی برای بزرگ ترین خرید گندم و گرفتن قیمت های تضمینی بودند. بعید است حتی مارکز بتواند این موقعیت فراسورئالیستی را به گونه ای تصویر پردازی کند که حق مطلب ادا شود.

بحران کنونی آب به ناگهان پیش نیامده ؛ ده ها بلکه صدها خط قرمز را رد کردیم تا به اینجا رسیدیم. حتی قانون های لازم برای پیشگیری از این پیشامدها سالها پیش تدوین و به اجرا گذاشته شده بودند. ( مثلا قانون منع حفر چاه های اب و یا قانون انتقال صنایع "آب بر" مانند فولاد و پتروشیمی به حاشیه دریاها ). هر آنچه پیش آمده از قبل پیش بینی شده بود. کودکی را در نظر بگیرید که آهسته آهسته به سمت سماور جوشان می خزد. همه می دانند چه فاجعه ای در حال تکوین است اما . . . . کودک یتیم است. همه نخبگان و تصمیم گیرندگان کشور می دانستنند ایران به سمت چه پرتگاهی می خزد - یا می بایست بدانند - اما به عوض تصحیح مسیر، بر شتاب افزودند. بنیان های کج از دولت مهندس موسوی نهاده شد. دولت رفسنحانی و خاتمی بر کژی های حوزه آب افزودند و به نام سازندگی و توسعه جا انداختند. احمدی نژاد همان روال را ادامه داد به جز انکه ترمز ها را برید و فرمان را کند و پدال گاز را هم تا به آخر فشرد. همه این دولت ها تجربه ایرانی، دانش جهانی و تذکرات کارشناسی را با پوزخند دور ریختند. مردم را هم در تاریکی نگاه داشتند. هنوز هم مستولیتی نمی پذیرند. می ترسم که این بزرگان و ازما بهتران هنوز هم ندانند چه یر سر کشورشان آورده اند. کلانتری می گوید:

زمانی آمدیم گفتیم سیاستگذاری‌ها برای منابع کشور در راستای توسعه پایدار باشد اما عده‌ای گفتند توسعه پایدار و اصول غربی را کنار بگذارید. خود بنده در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی به خانم دکتر ابتکار شخصا نامه نوشتم و گفتم واقعا آب نیست و از لحاظ منابع آبی داریم رو به بحران می‌رویم. ایشان بی‌توجه شد و گفت چنین چیزی نیست!

در اینجا باید از دولت روحانی تشکر کرد که سرانجام پرده ها را کنار کشید و برای اولین بار در بالاترین سطح حکومتی خطرات بحران آب را با مردم در میان گذاشت؛ دست کم مردم ایران بدانند در آستانه سقوط به چه جهنمی هستند. از آقای کلانتری و استاد کردوانی هم باید تشکر کرد که در آگاهی رسانی تهدید آب نقش تعیین کننده داشته اند. تجربه محدود نگارنده نشان می دهد که بیشتر اطلاعات واقعی و بدرد بخور در باره سرشت بحران و ابعاد و مختصات آن، از نوشته ها و مصاحبه های این استادان و تعداد انگشت شمار دیگر افراد دلسوز سرچشمه می گیرند و لاغیر.

هنوز این پرسش پیش می آید که چرا سالها پیش مردم ایران در جریان این تهدید دهشتناک قرار نگرفتند؟ بویژه آنکه بقیه دنیا می دانستند. در جستجوهای اینترنتی خود به نوشته ای برخوردم که در سال 2009 در یک مجله تخصصی آب منتشر شده بود. طبق آن نوشته ، حتی در سال 2009 دیپلمات های ترکیه از خطر تهدید آب در ایران آگاه بودند و در باره آن به مقامات ترکیه و به طریق اولا آمریکا گزارش می کردند.

به چه دلیل مردم ایران باید چندین سال دیرتر از دیپلماتهای کشورهای رقیب از خطری که هستی ایران را تهدید می کند آگاه شوند؟ مسئله تنها امنیتی نیست. هزینه پاسخ به چالش آب در ایران سال به سال تصاعدی بالا می رود، و گزینه های ما سال به سال محدودتر می شوند. مثلا" راه حلی که در زمان آقای خاتمی با 50 میلیارد تومان انجام پذیر بود امروز معلوم نیست با 20 هزار میلیارد تومان هم انجام پذیر باشد. یعنی ظرف 10 سال هزینه همان کار بیش از 500 برابر شده و تازه معلوم نیست جواب بدهد. در این مورد کلانتری مثال کاهش سطح برداشت آب از ٩٦‌میلیارد مترمکعب به ٥٦‌میلیارد مترمکعب را می زند و می گوید:

این موضوع درحال حاضر برای ما ٢٠ تا ٢٥‌هزار‌ میلیارد تومان هزینه دارد این در صورتی است که در دوره خاتمی این موضوع را تنها با ٥٠ تا ١٠٠‌میلیارد تومان هزینه می‌شد مدیریت کرد

ناگفته پیداست که اگر بیشتراز این تعلل کنیم روزی خواهد رسید که گزینه ای برای ما نمانده باشد.

چهارم - هدف گذاری {10 ، 20 ،30
در بخش اول کوشش شد صورت مسئله چالش آب بررسی، و دیدگاه لازم برای پاسخ شایسته به آن تشریح شود. این بخش با هدف گذاری شروع می شود. موضوع هدف گذاری در این بخش افزدون به مقدار آب در دسترس از سه طریق بازیافت ، زیرساخت ، و نمک زدائی آب دریا است. این اهداف سه گانه که در این نوشته با نماد { 10 و 20 و 30 } بیان می شوند عبارتند از:

الف - افزودن سالانه 10 کیلومتر مکعب آب از طریق بازیافت و تصفیه پسابها و

ب - افزدون 20 کیلومتر مکعب با بازسازی و به روز کردن یا احیای زیرساخت های طبیعی و دست ساخت .

ج - افزدون 30 کیلومتر مکعب از راه نمک زدائی آب دریا و انتقال آن به نقاط مختلف فلات ایران است.

با این هدف گذاری جمعا" 60 کیلومتر مکعب به چرخه سالانه آب ایران افزوده می شود که رقم بسیار عظیم و نجومی است. ببینیم این اهداف سه گانه { 10 و 20 و 30 } از کجا آمده و تا چه حد واقع بینانه اند.

در این نوشته همه جا از واحد کیلومتر مکعب برای حجم آب استفاده می شود زیرا برای ابعادی که مورد بحث ما است واحد مناسب تری است . یک کیلومتر مکعب مساوی یک میلیارد متر مکعب است. برای آنکه تصوری از این مقدار آب داشته باشید؛ ظرفیت سد لار حدود یک کیلومتر مکعب است، سد کرج 0.2 کیلومتر مکعب و سد دز در خوزستان حدود 3/3 کیلومتر مکعب و سد گتوند حدود 4/4 کیلومتر مکعب ظرفیت دارند.

این اهداف سه گانه از کجا آمده اند؟
میانگین بارش سالانه در ایران 420 کیلومتر مکعب است؛ بعضی سالها بیشتر و بعضی سالها کمتر. از این 420 کیلومتر مکعب، 280 300 کیلومتر مکعب یا حدود 70 درصد آن به مجرد رسیدن به زمین تبخیر می شوند. و کمتر از یک سوم یا حدود 130 کیلومتر مکعب باقی می ماند که تبدیل به رودخانه ها و دیگر اشکال آبهای سطحی می شوند. از این مقدار کمتر از 10 کیلومتر مکعب در زمین نفوذ کرده به سفره های زیر زمینی آب می پیوندند که بعدتر از طریق قنات ها و چاه ها دوباره به چرخه آب در دسترس سالانه بر می گردند. با این حساب همان 130 کیلومتر مکعب میانگین آب تجدید شونده در دسترس است که همه مصارف کشور شامل کشاورزی، صنعت و آب شرب شهری را تامین می کند. گفته می شود که در سالهای اخیر حجم آبهای تجدید شونده از 130 به 100 کیلومترمکعب در سال کاهش یافته است. اگرچه ارقام متفاوتی ارائه می شوند که روز بروز هم این ارقام تغییر می کنند، اما محاسبات ما تقریبی هستند، بنا براین از همین رقم 100 کیلومتر مکعب برای محاسبات استفاده می کنم. از این مقدار حدود 85 در صد سهم کشاورزی است که می شود 85 کیلومتر مکعب در سال و 15 کیلومتر مکعب باقی مانده صرف بقیه مصارف شهری و صنعتی و فضای سبز و دیگر استفاده های بجز کشاورزی می شود. این تصویر مبنای هدف گذاری { 10 ، 20 ، 30 } ما است. با آنکه این اهداف بسیار عظیم و نجومی هستند، اما عقلائی انتخاب شده و جبری هستند. عقلائی انتخاب شده اند زیرا با منابع و امکاتات کنونی ایران قابل دستیابی هستند. جبری هستند زیرا حداقل نیازها را بیان می کنند و کمتر از این مجبور به مهاجرت از فلات ایران می شویم.

یکی از دلایلی که این اهداف نجومی قابل دستیابی هستند آن است که سطح اتلاف آب در ایران نجومی است. راندمان یا کارآمدی آب در کشاورزی ایران تنها 36 درصد یا نصف استانداردهای جهانی است. گفته می شود این رقم حتی از زمان سلسله قاجار نازل تر است. پس دلیل بالا بودن پتانسیل بهبود در آینده، ناشی از پائین بودن شدید کارآمدی امروز است. با هدف گذاری { 10، 20 ، 30 } آب در دسترس کشتزارها بیش از دو برابر می شود. هرگاه بارآوری کشت هم به استانداردهای جهانی افزایش یابد، ظرفیت تولید کشاورزی ایران بیش از چهار برابر بالا می رود و خواهد توانست برای 120 تا 150 میلیون نفر محصولات کشاورزی تولید کند و همزمان شرایط نجات بوم زیست فلات ایران را مهیا سازد.

اکنون به هر یک از هدف گذاری های سه گانه از نزدیک نگاه کنیم.

پنجم - بازیافت 10 کیلومتر مکعب از پساب ها
اولین ضلع این هدف گذاری سه گانه افزودن 10 کیلومترمکعب در سال از طریق بازیافت پساب های شهری و صنعتی ( غیر کشاورزی ) است. آیا این هدف واقع بینانه است؟

بگفته رضا مکنون نایب رییس کمیته توسعه پایدار مطابق برآوردهای انجام شده تا سال 1400 پساب تولید شده در بخش صنعت و خانگی برابر 8 میلیارد متر مکعب است که می تواند برای بازیافت استفاده شود. اضافه کنم که چرخه بازیافت می تواند چندین بار تکرار شود. در بعضی نقاط جهان چرخه "مصرف پساب - بازیافت" تا هفت بار برای بخشی از آب تکرار می شود. یعنی بخشی از آب تا هفت بار پس از استفاده جمع آوری و از نو تصفیه و به مصرف می رسد. با این حساب هدف گذاری بازیافت 10 کیلومتر مکعب از پساب ها غیر منطقی نیست. چه بسا این هدف برای بلند مدت نسبتا" محافظه کارانه باشد. اگر پروژه حاضر موفق شود ، از طریق دو ضلع دیگر این هدف گذاری نیز حجم زیادی به کل آب در دسترس افزاوده خواهد شد و در نتیجه حجم پساب و حجم آب قابل بازیافت نیز متناسب با آن افزایش خواهند یافت.

ششم - افزایش 20 کیلومتر مکعب با بازسازی زیرساخت ها و احیا و مدرن کردن شبکه قنات ها

ضلع دوم هدف گذاری طرح فنات و سیلیکان ، افزودن 20 کیلومتر مکعب به آب های در دسترس از طریق نوسازی و ترمیم زیر ساخت های شبکه اب و آبیاری ایران است. این هدف تا چه حد واقع بینانه است؟

-1  طبق نظر کارشناسان حدود 40% سهم آب کشاورزی در مسیر انتقال و زمان آبیاری کشتزارها تلف می شود. اگر سهم کشاورزی 85 کیلومترمکعب در سال باشد، اتلاف 40 درصدی آن میشود 34 کیلومتر مکعب در سال. اگر حتی نیمی از این حجم آب را با نوسازی زیرساخت های آبیاری زنده کنیم ، 17 کیلومتر مکعب به آب های در دسترس کشاورزان افزوده می شود و با همین یک مورد به هدف گذاری فوق نزدیک می شویم.

2 تبخیر - تبخیر بلای جان آب در فلات ایران است. چنانکه پیشتر اشاره شد، از 420 کیلومتر مکعب بارش های سالانه در ایران، نزدیک به 300 کیلومتر مکعب آن در همان ابتدا تبخیر می شود یا بصورت سیلاب ها مخرب و سرگردان براه می افتند و با فاصله زمانی اندکی تبخیر می شوند. هر گاه تنها 4 درصد از این 300 کیلومترمکعب را نجات دهیم، بیش از 10 کیلومتر مکعب به حجم آب سالانه افزوده می شود. راه های شناخته شده ای برای اینکار وجود دارند. یکی از این راه ها مهار سیلابها و تزریق آنها به آبخوانها و سفره های زیر زمینی است. رودخانه های دائمی و موسمی نقش مهمی در مهار و هدایت سیلاب ها دارند. جنگلها و پوشش گیاهی بلندیها نیز مانند اسفنج آب را بخود جذب می کنند و ضمن آنکه مانع براه آفتادن سیلاب ها می شوند ، شرایط نفوذ آب برای تغذیه سفره های زیر زمینی را فراهم می کنند. متوقف کردن تخریب حریم رودخانه ها و بازگرداندن جنگلها و پوشش گیاهی به وضع سابق نیازی است که کمتر کسی از آن بی اطلاع است. شبکه قنات ها هم ابزار دیگری برای جمع آوری و ذخیره آب سیلاب های سطحی هستند.

3 -
ترکیب ابتکاری "سد" و "قنات" برای ذخیره آب بدون تبخیر : لاوه بر تبخیر اولیه آب که در زمان بارش اتفاق می افتد، مقدار زیادی آب هم در شبکه آبیاری ایران به ویژه پشت سدها تبخیر می شوند. گفته می شود که سالانه 5 کیلومتر مکعب از حجم آب پشت سدهای ایران تبخیر می شوند. ترکیب ابتکاری سد و قنات می تواند بخشی از این 5 کیلومتر مکعب آب را از تبخیر نجات دهد. تبخیر آب در قنات ها نزدیک به صفر است، اما ظرفیت ذخیره آب در قنات ها بصورت کنونی آنها ناچیز است. با اینهمه یکی دو نمونه قنات قدیمی وجود دارند که در آنها قنات با سد زیر زمینی توام شده است..{{ رفرانس .... } با الهام از این مدل می توانیم تعداد زیادی آب انبارهای قناتی متوسط و کوچک برای ذخیره آب بسازیم؛ ساختن این آب انبارهای قناتی بسیار ساده تر از سدسازی است و همان تیم های قنات کن نیز می توانند آنها را بسازند. با این شیوه مسئله پخش آب های ذخیره شده هم که امروز بسیاری سدها با آن روبر هستند خودبخود حل می شود. یک شیوه انجام این طرح می تواند به صورت زیر باشد:

** در شبکه قنات های ایران بیشتر از 2.5 میلیون حلقه چاه قنات وجود دارند. هر گاه 10 درصد این چاه ها که مناسب ترند را انتخاب و برای هر کدام یک آب انبار 50 هزار مترمکعبی در ته چاه ساخته شود، بالای 10 کیلومتر مکعب ظرفیت ذخیره آب بدون تبخیر ایجاد می شود. این نوع آب انبارهای قناتی می توانند مکمل سدهای کنونی باشند. این آب انبارها اگر ساخته شوند در نقاط متعدد و در سطح بسیار گسترده ای پخش هستند و چون در دل شبکه قنات ها ساخته شده اند ، بطور طبیعی در مسیر کشتزارها قرار دارند و خودبخود بخشی از مسئله انتقال آب را حل می کنند. ساختن این نوع آب انبارها از عهده همان قشر قنات ساز کنونی بر می اید، بشرطی که امکانات فنی و مالی کافی در اختیار آنها قرار گیرد. البته بهتر است روش های مدرن و مکانیزه تری برای ساخت و ساز ه و احیای قنات ها استفاده شود که در زیر به آن اشاره می کنم.

4 -
در ادامه طرح فوق می توان از شبکه نجومی قنات ها برای جمع آوری و ذخیره آب سیلاب ها استفاده کرد. اول آنکه این چند میلیون حلقه چاه طبعا" در گذشته هم مکانیزمی برای تزریق آب بارش ها به سفره های زیر زمینی بوده اند. در آینده می توانیم این مکانیزم را صدها برابر کارآمدتر کنیم. یک مدل شناخته شده قدیمی برای جمع آوری سیلاب ها ایجاد پستی و بلندی های حساب شده در سطح زمین برای مهار و هدایت سیلاب ها بسمت نفوذ در این چاه هاست. البته در گذشته و بدون آب انبارهای قناتی ظرفیت ذخیره آب در قنات ها محدود بوده است.

 -5قنات و تکنولوژی های نو : قرار نیست که ساخت و ساز فنات ها امروز هم مانند هزاران سال پیش با دست خالی انجام شود. با تکنولوژی امروزی می توان تمام مراحل قنات سازی را ، از طرح و مهندسی گرفته تا کندن و ساختن و نگهداری را مکانیزه یا حتی خودکار و اتوماتیک کرد. برای نمونه می توان به تکنولوژی حفاری افقی Horizontal Drilling که باعث انقلاب نفت شل در آمریکا شد، و یا ربات های کانال کن با کنترل راه دور که نمونه آن مورد استفاده گوگل برای کابل گذاری در اعماق اقیانوس است، اشاره کرد. بعهده دانشگاهیان و نخبگان است که تکنولوژی های مناسب را تشخیص و در اختیار قنات سازها بگذارند. با تکونولوژی های نو ، از جمله می توان قنات های در سطوح عمیق تر ساخت و یا آب انبارهای قناتی با ظرفیت های بسیار بالاتر از آنچه پیش تر گفته شد ایجاد کرد. از سوی دیگر، چه بسا با استفاده از تکنولوژی مدرن کارکردهای جدیدی برای شبکه قنات ها پیدا شوند که از دید امروزما قابل تصور هم نباشد. چه بسا این شبکه چند صد هزار کیلومتری به همراه چند میلیون حلقه چاه های آن پتانسیل های نهفته ای داشته باشد که تنها در پرتو تکنولوژی ها نو آشکار شوند. اما نباید منتظر نسخه پیچی از خارج شد. زیرا چنین سازه ای با این ابعاد نجومی در هیچ جای دنیا وجود ندارد.

6 -
بند آخر این قسمت مربوط به انتقال صنایع "آب بر" مانند فولاد، پتروشیمی، بارآوری مواد معدنی و نیروگاه های برق به حاشیه دریاها است. با انتقال این صنایع به حاشیه دریاها معادل مصرف آنها آب صرفه جوئی می شود. اما انتقال نیروگاه های برق به حاشیه دریاها برای بحث ما اهمیت دوگانه دارد.

در خارومیانه، نیروگاه های برق همزاد تاسیسات آب شیرین کنی هستند. با انتقال نیروگاه های برق به حاشیه دریاها، می توان بخش بزرگی از انرژی گرمائی آنها را که امروز تلف می شوند، صرف نمک زدائی آب دریا کرد. با این حساب هزینه نمک زدائی به مقدار زیادی کاهش می یابد. ضلع سوم هدف گذاری طرح قنات و سیلیکان افزدون سالانه 30 کیلومتر مکعب از طریق نمک زدائی آب دریا است که در قسمت بعدی به آن می پردازیم.

rsiavoshy@yahoo.com

--------------------------------------

زیر نویس ها

1 سهم واردات مواد غذائی به گفته کلانتری : سال گذشته برای ۴۴ میلیون نفر غذا وارد کردیم، فقط برای ۳۳ میلیون نفر در داخل کشور غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم و اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران سریعتر اتفاق خواهد افتاد.

2 سایت تابناک 3 مرداد 94

3 ایسنا 24 مرداد 94

4 - احتمالا این ارقام مربوط به 10 سال پیش و قبل از شدت گرفتن بحران حاضر است چون بسیاری از قنات ها در دهه اخیر خشک شدند

 

 

بخش دوم:

سیراب کردن فلات ایران با سوخت گاز و انرژی آفتاب

 

اینک آبها را می ستاییم، آبهای فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کنشِ اهورایی را

اوستا، یسنا ـ هات 38 بند 3

 

ما در ایران بحران آب نداریم؛ بحران "نخبگان" داریم؛ وگرنه چرا کشورهائی مانند عربستان، کویت، امارات و دبی، اسرائیل، بحرین و عمان و .... ، بمانند ما با بحران آب مواجه نیستند؟ کشورهائی که برشمردم، ده ها بار کمتر از ایران منابع آبی در اختیار دارند، آب و هوای آنها خشک تر است، و دسترسی آنها به دریا بیشتر از کشور ما ایران نیست. از لحاظ نرم افزاری اگر بنگریم نیز؛ موضوع حفاظت از بوم زیست و حفاظت از آب و خاک و هوا در فرهنگ ایرانی بسیار ریشه دارتر است، و دانش و توانائی های انباشت شده و نیروی کار تحصیل کرده مناسب حل مسئله آب نیز، در ایران کمتر از کشورهای مزبور نیست. حتی منابع گاز که امروز مناسب ترین سوخت برای تولید آب شیرین از دریاست را اگر مقایسه کنیم، سهم ایران بیشتر از مجموع همه این کشورهاست. با اینهه وقتی به رده بندی جهانی بحران آب و خاک می رسیم، ایران بدترین رتبه را دارد. معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می گوید:

در رده بندی دنیا در بحث آب و خاک در جایگاه خوبی قرار نداریم و متاسفانه در تنش آبی نیز در دنیا در رتبه اول قرار داریم.   [معصومه ابتکار،  ایسنا،  ۱۶ مهر ۱۳۹۴ ]

اما بحران آب از زاویه دیگری هم برای ایرانیان هشدار برانگیز است؛ نقشه "آبی- سیاسی" ( Hydro politics  ) منطقه خاورمیانه به صورت غافلگیر کننده ای در حال تغییر است. ادامه روند کنونی تعادل ژئوپولیتیک منطقه را برهم خواهد زد. این تغییرات "آبی سیاسی"، بیش از آنکه ناشی از روند گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی باشند، به افزایش جمعیت، قابلیت های مدیریتی دولت ها، و پیشرفت های صنعت "نمک زدائی و پردازش و بازیافت" آب بستگی دارند.

امروز امیرنشین "دبی" تا 98 درصد نیاز آبی خود را با نمک زدائی [1] آب خلیج فارس تامین می کند. نمونه عربستان سعودی با یک حکومت قبیله ای برای ما اموزنده تر است؛ درحالی که کل نیاز آب شهری (آب شرب) ایران، حتی در بدترین حالت خشکسالی کمتر از 8 درصد آب های تجدید پذیر [3 ] کشور است؛ این رقم برای عربستان سعودی 200 درصد است. یعنی امکانات طبیعی ایران چند ده برابر بهتر از سعودی ها است. اما آنها بمانند ما دچار بحران آب نیستند. از میان دلایل مختلفی که می توان برشمرد، یک دلیل آن است که آنها بر ایجاد تاسیسات نمک زدائی توام با نیروگاهای برق تمرکز داشته اند و کشور ما عمدتا" بر روی سد سازی سرمایه گذاری کرده است. 

البته سد سازی همیشه بد نیست، اما تعداد مکان های مناسب سد سازی محدود است که پس از 70 سال سد سازی در  ایران، رو به پایان دارند. در مقابل،  فرصت های نمک زدائی در ایران عملا" بی پایان اند و با رشد تکنولوژی نیز  به این  فرصت ها افزوده می شود. نمک زدائی امتیازهای دیگری هم نسبت به سد سازی دارد که برای استراتژی آبی کشور تعیین کننده است.  از جمله، در حالیکه سدها تنها می توانند آبهای موجود را مهار و کنترل کنند،  با استفاده از نمک زدائی می توان به حجم آب تجدید پذیر کشور در مقیاس نجومی افزود. دیگر آنکه، سد سازی پر ریسک و پر هزینه است، در صورتیکه نمک زدائی تقریبا" بدون ریسک و نسبتا" کم هزنیه است. برای مثال، اگر هزینه ساختن سد گتوند را خرج تاسیسات نمک زدائی کرده بودیم، اکنون می توانستیم معادل آب شرب تمام 13 میلیون ساکنین تمام استانهای جنوب کشور آب شیرین تولید کنیم. ریسک چنین پروژه ای نیز در مقایسه با سد گتوند ناچیز می بود. علاوه بر آن، انجام پروژه نمک زدائی مزبور بیش از دو تا سه سال طول نمی کشید، در صورتیکه ساخت بعضی از سدهای ایران دو سه دهه طول کشیده است. 

برای جستجوی نقطه تناسب میان سد سازی و نمک زدائی در ایران، می توانیم به یک مطالعه موردی ( case study ) بسیار ساده که حتی دانش آموزان علاقمند سطح دبیرستانی هم از پس آن بر می آیند، دست بزنیم. برای اینکار، چند پروژه سد سازی در ایران را با یکی دو پروژه "آب شیرین کنی" در کشورهای جنوب خلیج فارس مقایسه می کنیم تا جایگاه مناسب هرکدام آشکار شود. مثالها فراوانند. می توان دو پروژه سد سازی سیوند و گتوند، را با دو پروژه آب شیرین کنی "راس الخیر" و " فجیره " در سعودی و امارات را در 4 مولفه اصلی زیر، نسبت به هم بسنجبم:

الف -  سرمایه گذاری آنها

ب - طول زمان ساخت ساخت آنها

ج - محصولات نهائی آنها (آب شیرین، برق و آلومینیم) 

د   ریسک ها و نکات منفی و صدمات احتمالی هر یک از آنها

دانشی که از این مطالعه موردی بدست می آید،  چشم انداز متفاوتی را برای پاسخ به بحران آب به روی ما می گشاید. در ادامه نگاه نزدیک تری به این مطالعه موردی خواهیم داشت.

شکی نیست که نمک زدائی هم به تنهائی پاسخ به بحران آب نیست، بلکه تنها وقتی می تواند نقش تعیین کننده داشته باشد که با مولفه های دیگری مانند کارآمدی مصرف آب، بهبود زیرساخت های آبیاری، و گسترش بازیافت پساب ها و بازچرخانی آب، همراه باشد. مولفه های مزبور در قسمت اول این نوشته مورد بحث قرار گرفتند.

نوشته حاضر، بخش دوم از مقاله ای با عنوان " قنات و سیلیکان؛ ساختار پاسخ به چالش آب" است. این نوشتار به عوض "آسیب شناسی" های مرسوم روشنفکران، بر جستجوی راه حل تمرکز دارد. در بخش اول این مقاله، ابتدا به "صورت مسئله" بحران آب در ایران پرداختیم، و سپس "دیدگاه" ویژه ای که برای حل این بحران لازم است را معرفی کردیم و در پایان نمونه یک راه حل فنی و عملی ارائه شد. 

در بخش اول توضیح داده شد که چرا "بحران آبی" که امروز گریبانگیر ما شده، با "چالش کم آبی" که همیشه در ایران وجود داشته، تفاوت دارد؛ به همین دلیل پی آمدهای آنها نیز متفاوت است. چالش  کم آبی در گذشته ایران بستر تمدن سازی بوده است، اما بحران کنونی آب به یک تهدید تمدنی فراروئیده و می تواند تمدن سوز باشد.

کوتاه آنکه، پدیده "کم آبی" در ایران ناشی از موقعیت جغرافیائی و ساختار زمین شناسی فلات ایران است و همیشه وجود داشته؛ اما به خاطر مدیریت غلط،  این بار چالش "کم آبی" به "بحران آب" فرا روئیده است. در بخش اول توضیح داده شد که چگونه ساکنین فلات ایران در گذشته های دور توانستند "چالش" کم آبی را به "فرصتی" برای بنیان نهادن تمدن منحصر به فرد ایران باستان تبدیل کنند. توضیح داده شد که چگونه بستر سخت افزاری این تلاش بزرگ، ساختن شبکه نجومی قنات ها بود، و سازوکار نرم افزاری آن؛ برساختن  فرهنگ ویژه ای است که در آن محافظت از "آب و خاک و آتش و هوا" عبادت شمرده می شود. آیا این تجربیات کهن، امروز هم برای مقابله با بحران آب درسی برای ما در بر دارند؟ 

در پایان بخش اول، به ساختار فنی و مهندسی طرح "قنات و سیلیکان" پرداخته و هدف گذاری سه گانه آن با نماد {10 ، 20 ، 30} معرفی شد. منظور از این اهداف سه گانه، افزایش آب های تجدید پذیر کشور از سه طریق :  الف - افزایش سالانه {10 } کیلومتر مکعب آب از طریق بازیافت و باچرخانی آب؛ ب - افزایش سالانه { 20 } کیلومتر مکعب با بهبود زیرساخت ها، و ج - افزایش سالانه { 30 } کیلومتر مکعب از  طریق نمک زدائی آب دریا است. در همانجا دو ضلع "بازیافت" و "زیرساخت" این هدف گذاری به کوتاهی بررسی شدند. نوشته حاضر از ضلع سوم این هدف گذاری، یعنی افزودن سالانه 30 کیلومتر مکعب از طریق نمک زدائی آب دریا، شروع می کند.

در زیر ابتدا به چگونگی دست یافتن به چنان حجم عظیم آب شیرین از دریا می پردازیم. سپس به هزینه نمک زدائی در ایران و مقایسه آن با بقیه جهان پرداخته و نشان می دهیم که چرا هزینه نمک زدائی در ایران می تواند از بقیه دنیا کمتر باشد، و سپس به نگرانی های محیط زیستی پرداخته می شود و سرانجام آینده بلند مدت صنعت نمک زدائی را بررسی می کنیم و به چشم انداز فرضی "نمک زدائی پاک، پایدار، و فزاینده و بدون سقف تا سیراب کردن فلات ایران" پرداخته و نشان می دهیم که چرا وجود این چشم انداز فرضی می تواند نگاه ما به چالش آب در ایران را برای همیشه دگرگون سازد. در پایان ، تحت عنوان کارهای کوچک برای پیروزی بر بحران بزرگ ، به نمونه اقدامات داوطلبانه شهروندی در پاسخ به بحران آب پرداخته می شود. 

 

جایگاه صنعت آب شیرین کنی (نمک زدائی) در پاسخ به بحران آب

بدون نمک زدائی در مقیاس نجومی نمی توانیم به بحران کنونی آب در ایران پاسخ دهیم، اما با تکیه بر نمک زدائی می توانیم چالش اب در ایران را برای همیشه حل کنیم.

درستی قسمت اول این گزاره آشکار است؛ حتی اگر اهمیت نمک زدائی برای اقتصاد و کشاورزی و آب شرب شهری را هم موقتا" کنار بگذرایم؛ تنها برای نجات محیط زیست ایران نیازمند نمک زدائی در مقیاس نجومی هستیم؛ جلوگیری از گسترش بیایان ها، فرسایش خاک، حل مشکل ریزگردها، احیای تالاب ها،  ترمیم و بازسازی جنگل ها، ... نیازمند چنان حجمی از آب شیرین هستند که منابع کنونی تکافوی آنها را نمی دهند.   

تنها برای احیای دریاچه ارومیه نیازمند سالی 2.2 کیلومتر مکعب آب هستیم؛ این حجم آب به جز از دریای خزر قابل تامین نیست. کمتر از این مقدار هم به گفته بعضی از متخصصین، مانند ریختن آب در آبکش خواهد بود که به عوض نجات دریاچه ارومیه، تنها موجب اتلاف آب شیرین خواهد شد. علاوه بر دریاچه ارومیه، 600 تالاب کوچک و بزرگ دیگر در حال خشک شدن هستند. برای احیای آنها نیز حدود 3 5 کیلومتر مکعب در سال آب شیرین لازم داریم که تنها با شیرین کردن آب دریای عمان و خلیج فارس تامین می شود. با این حساب، تنها برای بازگرداندن تالاب های ایران به موقعیت یکی دو دهه پیش، نیازمند 5 تا 7 کیلومتر مکعب آب افزوده در سال هستیم که جز با نمک زدائی آب دریا قابل تامین نیست.

اهمیت صنعت نمک زدائی در تمام دنیا در حال افزایش است. اما در منطقه خاورمیانه این صنعت نقشی ویژه و استراتژیک پیدا کرده که می تواند تاریخ ساز باشد. نگاهی به موقعیت کنونی صنعت نمک زدائی در جهان و سپس به عملکرد کشورهای منطقه و جایگاه ایران می اندازیم:

** تنها در طول هفت سال گذشته، تولید آب شیرین جهان از طریق نمک زدائی دو برابر شده که بیش از 40 درصد این افزایش مربوط به منطقه نفت خیز خاورمیانه است. طبق امار انجمن حهانی نمک زدائی IDA  ، در پایان 2008 حجم کل نمک زدائی در جهان 47.5 میلیون متر مکعب در روز بود که امروز به بالای 90 میلیون متر مکعب در روز رسیده است. 

** فرایند نمک زدائی بسیار "انرژی بر" است؛ بنا براین طبیعی است که در صد بالائی از تاسیسات نمک زدائی جهان، در کشورهای خاورمیانه که انرژی فراوان ولی  آب کم دارند، قرار داشته باشند. تولید آب شیرین کشورهای شبه جزیره عربستان امروز بیشتر از ده  کیلومترمکعب در سال است که سال به سال هم در حال افزایش است.

**  هزینه نمک زدائی بتدریج در حال کاهش است؛ سنگاپور از سال 2006 با هزینه 49 سنت در متر مکعب، و اسرائیل از سال 2014 با کمتر از 40 سنت در  متر مکعب [4] ، آب شیرین از دریا تولید می کنند. نکته قابل توجه برای کشور ما آنستکه نزدیک به نیمی از این بها نیز سهم هزینه انرژی است که در موقعیت ایران می تواند حذف شود.

** با این حساب، دستیابی به نرخ 15 تا 20 سنت برای هر متر مکعب آب شیرین شده از دریا برای ایران دور از ذهن نیست (بدون احتساب هزینه انرژی و استهلاک سرمایه و انتقال آب). و این هزینه هم اساسا" به ریال است و نیاز ناچیزی به ارز خارجی دارد. در مجموع ، به خاطر فراوانی منابع گاز و نیروی کار ارزان و بعضی فاکتورهای دیگر ، هزینه نمک زدائی در کشور ما می تواند کمتر از بقیه جهان، و حتی کمتر از بقیه کشورهای نفت خیز خلیج فارس باشد. یک دلیل علاقمندی کشورهای نفت خیز خلیج فارس برای واردات گاز ایران استفاده از آن برای نمک زدائی است.

فرض کنید هزینه نمک زدائی در ایران ، بدون هزینه انرژی و استهلاک سرمایه حدود 30 سنت در متر مکعب باشد که با نرخ کنونی دلار، می شود حدود 1000 تومان در مترمکعب، یا یک تومان برای هر لیتر. اکنون این رقم را مقایسه کنید با سخنان معاون وزیر نیرو که در زیر مستقیم  کپی پیست می شود:  به گزارش خبرگزاری مهر، رحیم میدانی .. معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا....  اظهارداشت: در صورتی که ... برخی به سراغ پروژه های نمک زدایی نیز بروند به 30 هزار تومان بابت هر لیتر می رسد....(مهرماه (1394

مقایسه کنید، یک تومان در لیتر کجا و 30 هزارتومان در لیتر معاون محترم وزیر کجا. البته "اشتباه" بخودی خود فاجعه نیست، بشرطی که سازوکار تصحیح اشتباه هم وجود داشته باشد. در عوض شاهدیم که این نوع بی دقتی ها از سوی نخبگان آب ایران به اندازه  ای رایج شده که دیگر نه  شگفتی آور است و نه انتقاد بر انگیز؛ نه گزارشگر، نه دانشگاهی، نه استاد، نه دانشجو. .. هیچکدام اعتراضی به سخنان نادرست "نخبگان" ندارند. این درجه بی تفاوتی نشانه می دهد هنوز بحث جدی راجع به بحران آب در میان نخبگان ایران جاری نشده است. برگردیم به مسیر بحث.

** بیشتر نمک زدائی جهان امروز با سوخت فسیلی انجام می شود، اما چشم انداز نمک زدائی پاک و پایدار با انرژی های تجدید پذیر در یکی دو دهه  آینده دور از ذهن نیست. برای نمونه، تاسیسات نمک زدائی پرت Perth  [5]  استرالیا همین امروز بخشی از انرژی خود را از توربین های بادی تامین می کنند، و چند پروژه نمک زدائی با انرژی خورشیدی نیز در خلیج فارس و کالیفرنیای آمریکا در حال ساخته شدن هستند. 

** امروز بیش از 300 میلیون نفر از مردم جهان در 150 کشور با 18000 تاسیسات، برای دست کم بخشی از مصرف آب روزانه خود بر نمک زدائی تکیه دارند. طبیعی است که با روند گرمایش زمین و افزایش جمعیت، این ارقام هم افزایش می یابند.   

** نیاز ایران به صنعت نمک زدائی از هیچ کشور دیگر جهان و منطقه کمتر نیست. آیا شرکت های مهندسی و تاسیسات و سدسازی و ساختمانی ایران می توانند این نیاز را برآورده کنند؟

 

جایگاه شایسته ایران در صنعت نمک زدائی جهان کجاست؟  

با استفاده از توانائی ها و امکاناتی که همین امروز در کشور ما وجود دارد، ایران می تواند ظرف 5 تا 10 سال به یکی از قطب های اصلی صنعت نمک زدائی در جهان تبدیل شود. به شرطی که نهال این صنعت ماز اول به درستی نشانده شود.

همه چیز برای این کار مهیا است؛ بازار آب ایران سیراب نشدنی است، دانش و تجربه انباشت شده ناشی از یک قرن پروژه های نفت و گاز و پتروشیمی، سد سازی و انتقال آب و جاده سازی و لوله کشی های عظیم سراسری، برای موفقیت در این کار تکافو می کنند. نیروی کار تحصیل کرده مناسب این هدف نیز در ایران به فراوانی وجود دارد که  امروز  بیکارند و در جستجوی کار، در سرتاسر دنیا سرگردان شده اند.

علاوه بر همه اینها، ایران با 34 تریلیون متر مکعب ذخایر گاز، بزرگ ترین منابع گاز جهان پس از روسیه را در اختیار دارد که امتیاز ویژه ای است، زیرا فرایند نمک زدائی بسیار انرژی بر است و سوخت گاز امروز بهترین منبع انرژی برای  اینکار است.

این مجموعه ای که در اختیار ایران است، چنان ترکیب دقیق و هم افزائی مناسبی را بوجود آورده اند، که شکل گیری و رشد پرشتاب صنعت نمک زدائی در ایران را نسبتا" آسان و حتی غیر قابل اجتناب می کند، مگر آنکه با مدیریت رانتی و تصمیمات غیر عقلائی به بیراهه کشیده شود.  

باید از خود ایران شروع کنیم . هر گاه شرکت ها و نهادها و دانشگاه های مهندسی ایران برای پاسخ به چالش کنونی آب در ایران بسیج شوند، و در این سرزمین بکر اما بارور، کارنامه درخشانی از خود نشان دهند، آن گاه خواهند توانست در صحنه رقابت جهانی هم به یکی از مهمترین بازیگران صادرات مهندسی و تاسیسات آب و صنعت نمک زدائی تبدیل شوند.

البته این تنها بیان یک پتانسیل است. نمی توان پوشیده داشت که امروز کشور ما در صنعت نمک زدائی مقام آخر را، حتی در میان کشورهای کوچک خاورمیانه برای خود کسب کرده است. تلخی این تاسف وقتی بیشتر می شود که بدانیم چند دهه پیش، ایران اولین آب شیرین کنی مدرن خاورمیانه را در جزیره کیش ایجاد کرد که هم چنان دائر است. با این همه هنوز دیر نشده؛ به شرطی که آگاهانه و با برنامه حرکت کنیم. برای اینکار بیش و پیش از هر چیز نیازمند تدوین نقشه راه هستیم.

 

نقشه راه رسیدن از مقام  آخر به مقام اول

پس نیازمند تدوین نقشه راهی هستیم که در صنعت نمک زدائی، کشور ما را از مقام آخر منطقه به مقام اول برساند. نباید فراموش کرد که اهمیت این نقشه راه تنها به اقتصاد و کشاورزی و حتی محیط زیست محدود نمی شود: 

الف   برای حفظ وحدت مناطق مختلف کشور و اجتناب از تهدید "جنگ آب " که این روزها بر سر زبان ها افتاده است، نیازمند نمک زدائی آب دریا در مقیاس نجومی، و انتقال آن به نقاط مختلف کشور هستیم. با اینکار می توانیم بحران کنونی آب را از عامل واگرائی به فرصتی برای همگرائی ملی تبدیل می کنیم.

ب - از دریچه سیاست خارجی هم بنگریم ، نقشه "آبی سیاسی " منطقه به صورت غافلگیر کننده ای در حال تغییر است. اگر تعلل کنیم، چه بسا که در دهه آینده مجبور شویم برای آب شرب شهرهای جنوب کشور از تاسیسات آب شیرین کنی کویت و امارات آب شیرین وارد کنیم. جمله آخر البته شوخی بود. اما احتمال تحلیل رفتن موقعیت منطقه ای ایران به خاطر ناتوانی در حل بحران آب بسیار جدی و بسیار خطرناک است. فراموش نکنیم که برتری استراتژیک ایران در مقایسه با همسایگان جنوبی، هیچ گاه نفت نبوده؛ آب بوده است. از این منظر هم تعلل در تدوین چنین نقشه راهی جایز نیست. 

در زیر گام های اصلی و مفاهیم لازم برای تدوین نقشه راه را بررسی می کنیم. برای اینکار، از همان هدف گذاری 30 کیلومتر مکعب طرح "قنات و سیلیکان" شروع می کنیم. آیا این هدف قابل دستیابی است؟

 

آیا تولید سالانه 30 کیلومتر مکعب آب شیرین از طریق نمک زدائی آب دریا برای ایران واقع بینانه است؟ 

بدون شک 30 کیلومتر مکعب آب، حجم بسیار عظیمی است؛ کل ذخیره سدهای کشور در انتهای سال آبی 94 ، تنها 20 کیلومتر مکعب برآورد شده است. با همه اینها، در مقایسه با حجم نمک زدائی بقیه جهان، هدف گذاری ما غیر منطقی نیست.

کوتاه آنکه همین امروز کشورهای شبه جزیره عربستان ( شامل عربستان سعودی، امارات، بحرین، قطر، عمان و کویت ) سالانه بیش از  11  کیلومتر مکعب آب شیرین از دریا تولید می کنند که در حال افزایش است و دیر یا زود از مرز 30 کیلومتر مکعب مورد نظر ما خواهد گذشت. پس در مقام مقایسه بنگریم، هدف گذاری ما برای ایران که جمعیتش دو برابر مجموع جمعیت تمام کشورهای نامبرده است، منطقی است.

 

شیوه های نمک زدائی در خاورمیانه نفت خیز

امروز دو شیوه نمک زدائی در جهان رایج است:

1 -  شیوه "گرمائی" که اساسا" آب شور دریا را می جوشانند و بخار آن را سرد می کنند تا آب شیرین بدست آید.

2 - شیوه اسمزی ( Reverse Osmoses ) که با فیلترهای غشائی ، آب شیرین را از آب دریا جدا می کنند.

شیوه گرمائی از هزاران سال پیش وجود داشته و امروزه تنها کارآمدتر شده است. اما فیلترهای غشائی که مبنای شیوه دوم هستند، دست آورد تکنولوژی های نو در حوزه پتروشیمی هستند. با پیشرفت شیوه اسمزی، انرژی لازم برای نمک زدائی به تدریج کاهش یافته تا امروز که به کمتر از 3 کیلو وات ساعت برای تولید هر متر مکعب آب شیرین رسیده است.

اگرچه شیوه دوم، یعنی شیوه اسمزی بهتر و کم هزینه تر است، اما با استفاده از شیوه اول ( شیوه گرمائی) می توان از انرژی اتلافی نیروگاه های برق ( Low grade waste heat  ) که معمولا" به هدر می روند ، برای نمک زدائی استفاده کرد. با این ابتکار، انرژی نمک زدائی به صورت رایگان بدست می آید؛ اما پیش شرطش آنست که نیروگاه های برق در کنار دریاها ساخته شوند، تا بتوان تاسیسات نمک زدائی آب دریا را به آنها افزود. در این شیوه، تولید برق و آب با هم و یکجا انجام می شوند. مصداق های این شیوه نمک زدائی در حاشیه  جنوبی خلیج فارس فراوانند که در ادامه به دو نمونه از آنها نگاه  می کنیم.

شاید تصور شود که انتقال نیروگاه های برق ایران به کرانه دریاها مشکل ساز است؛ اما دیریازود این انتقال باید انجام گیرد. زیرا اغلب نیروگاه های برق، برای سرد کردن کوره های خود به حجم عظیمی از آب نیاز دارند. بنا براین با ساختن نیروگاه های برق در حاشیه دریاها با یک تیر دو نشان می زنیم؛ هم مقدار عظیم آب مصرفی آنها صرفه جوئی می شود، و هم گرمایش اتلافی آنها ( "پرت گرمائی" یا "پرت انرژی" آنها ) بجای هدر رفتن، صرف شیرین کردن آب دریا می شود.

خوشبختانه همین امروز حدود یک چهارم نیروگاه های برق ایران در کرانه های دریاهای جنوب و شمال کشور قرار دارند که می توانند برای نمک زدائی با شیوه فوق مورد استفاده قرار گیرند.

با این حساب نقشه راه ما مجبور نیست از نقطه صفر شروع شود. گام اول، تبدیل نیروگاه هائی است که در کناره دریاها ساخته شده اند. پیش از پرداختن به چگونگی انجام اینکار، نگاهی به دو مصداق معین بیاندازیم.

 

مصداق های نمک زدائی همزمان با تولید برق در خلیج فارس

در ابتدای نوشته، پیشنهاد یک مطالعه موردی برای مقایسه پروژه های  "سدسازی" با پروژه های "نمک زدایی" شد. در زیر مختصات دو پروژه "فجیره" و "راس الخیر" که مصداق های مناسب نمک زدائی برای مطالعه موردی مورد نظر هستند، ارائه می شود.

1 -  پروژه  فوجیره، امارات متحده:  برای تولید همزمان برق و آب شیرین

 ظرفیت آب شیرین کنی: 500 هزار متر مکعب آب شیرین در روز که قرار است افزایش یابد.

ظرفیت نیروگاه برق: 750 مگاوات که بخشی از آن درون تاسیسات مصرف می شود.

طول زمان ساخت این تاسیسات : دو سال است که از 2002  تا 2004  به طول انجامیده و از 2004  تولید آب شیرین آغاز شده. 

هزینه کل: 1.2 میلیارد دلار.

سوخت مصرفی: گاز طبیعی

لینک پروژه در ویکی پیدیا:

 http://en.wikipedia.org/wiki/Fujairah_power_and_desalination_plant  

2 -  پروژه "راس الخیر" عربستان سعودی: برای تولید همزمان برق و آب شیرین و آلومینیم

ظرفیت آب شیرین کنی   یک میلیون متر مکعب در روز است که بیشتر آن با خط لوله به شهر ریاض در فاصله 400 کیلومتری منتقل می شود.

ظرفیت نیروگاه برق : 2600 مگاوات که 200 مگاوات آن در خود تاسیسات مصرف می شود.

در این پروژه از ترکیب  هر دو شیوه نمک زدائی، یعنی هم شیوه گرمائی و هم شیوه اسمزی استفاده می شود. 

طول زمان انجام پروژه از آغاز تا پایان : 4 سال به طول انجامید و در اوریل 2014 آفتتاح شده

هزینه نهائی کل پروژه:   7.2 میلیارد دلار.

در این پروژه علاوه بر آب و برق، مقدار زیادی آلومینیم هم تولید می شود. 

در تاسیسات نمک زدائی کشورهای خلیج فارس، معمولا تولید آلومینیم هم به "آب و برق" افزوده می شود تا از ظرفیت بالای برق استفاده کنند؛ زیرا تولید آلومینیم بسیار برق بر است. در نتیجه کشورهای مزبور امروز به یکی از قطب های تولید آلومنیوم جهان تبدیل شده اند. اهمیت آلومینیم برای ایران بیش از تکمیل چرخه تولید " آب + برق + آلومینیوم" است؛ زیرا  دسترسی به آلومینیم با قیمت مناسب برای ساخت و سازهای کشاورزی گلخانه ای اهمیت دارد؛ وگرنه باید درخت زار ها و جنگلها را برید و برای ستون زدن در این گلخانه ها بکار برد. در تولید آلومینیم هم ایران اولین کشور منطقه بود که امروز مقام آخر را دارد. امروز حتی جزیره بحرین بسیار بیشتر از ایران آلومینیم تولید می کند. اما عقب ماندن تولید آلومینیم هم می تواند در مسیر همین نقشه راه جبران شود. 

 

گام اول ، تامین آب شرب 13 میلیون نفر ساکنان استانهای جنوب

چنانکه گفته شد، ایران مجبور نیست پروژه بزرگ نمک زدائی خود را از نقطه صفر شروع کند؛ میان بری وجود دارد که می تواند ظرف مدت کوتاهی ایران را به یکی از بازیگران اصلی نمک زدائی منطقه تبدیل کند.

امروز حدود 14.5 گیگاوات از کل ظرفیت 73 گیگاواتی برق کشور، در حاشیه دریای عمان و خلیج فارس قرار دارند که با تبدیل آنها می توانیم روزانه  4 تا 5  میلیون متر مکعب آب شیرین تولید کنیم. این مقدار آب نزدیک دو برابر نیاز آب شرب 13 میلیون نفر ساکنان تمام استانهای جنوب کشور است. اتفاقا" این استانها امروز با بیشترین کاهش بارندگی در کشور روبرویند که در نتیجه بیشترین نیاز را به تامین آب شیرین خارج از منابع متعارف را دارند. 

روش مناسب آن است که ابتدا راندمان تولید برق این نیروگاه ها را به استانداردهای جهانی برسانیم و سپس تاسیسات نمک زدائی را به آنها اضافه  می کنیم ، به صورت زیر: 

الف راندمان انرژی و یا بازده انرژی این نیروگاه ها امروز بسیار نازل است و تا 70 درصد انرژی آنها تلف می شود. با افزودن واحد بخار می توانیم راندمان این نیروگاه ها را تا سطح استانداردهای جهانی بالا ببریم. که در نتیجه اینکار ظرفیت برق آنها از 14.5 به حدود 23 گیگاوات خواهد رسد، بدون آنکه حتی ذره ای به سوخت آنها اضافه شود. یعنی بدون افزودن به سوخت این نیروگاه ها، بیش از 8 گیگاوات به ظرفیت برق آنها افزوده می شود. با این ظرفیت افزوده  می توانیم بیش از تمام سدهای کشور در سال، برق تولید کنیم. ( نشان می دهد که تولید برق بهانه خوبی برای احداث سد در ایران نیست.)

با اقدام فوق بخشی از انرژیی اتلافی  ( پرت انرژی) نیروگاه های مزبور مهار و برای تولید برق بیشتر مصرف می شود، اما هنوز بخش قابل توجهی از انرژی آنها هدر می رود که دیگر برای تولید بیشتر برق مناسب نیستند، اما برای نمک زدائی مناسب اند.  

ب - پس از اقدامات فوق، تاسیسات نمک زدائی به نیروگاه ها افزوده شود که حاصلش تولید روزانه  4 تا 5 میلیون متر مکعب آب شیرین است.

حتی پس از کارهای فوق، هنوز حدود 20% ا اتلاف انرژی داریم  که مناسب استحصال صنعتی نیست اما می تواند در پروژه هائی مانند پرورش جلبک ها و آبزیان میکروسکپی بکار رود.

اگر تا اینجا را گام اول نقشه راه بخوانیم ، گام دوم مهار گازهائی است که امروز سر چاه های نفت می سوزند برای تولید آب شیرین و برق است. طبق برآورد شرکت نفت ایران ، نزدیک 10 میلیارد متر مکعب از این گازها قابل استحصال هستند که می توانند صرف تولید برق و آب شیرین بیشتر شوند. با یک حساب سرانگشتی، روزانه حدود 1.5 میلیون متر مکعب دیگر آب شیرین نیزمی تواند  از این طریق بدست آید.

با دو پروژه بالا، مجموعا حدود 5.5 تا 6 میلیون متر مکعب اب شیرین در روز ( سالانه 2 کیلومتر مکعب) بدست می آید که بیش از دو برابر مصرف کلان شهر تهران، یا دو برابر مصرف آب شرب همه ساکنان استانهای جنوب کشور است. این ارقام نشان می دهند که تضمین آب شرب شهرهای ایران از طریق نمک زدائی کاملا" امکان پذیر و در دسترس است. 

با اینهمه، نیاز کشور ما بسیار بیشتر است و طبق هدف گذاری ما تا 30 کیلومتر مکعب در سال می رسد. زیرا علاوه بر آب شرب شهری، مقدار زیادی آب افزوده برای آبادانی کشور، ترمیم تخریب های بوم زیست، و مقابله با خشکسالی و البته کشاورزی مورد نیاز است.

 

مبادله گاز با آب و برق 

معادله نمک زدائی در اساس "مبادله انرژی با آب شیرین" است؛ یعنی انرژی می دهیم و آب شیرین دریافت می کنیم. بنا براین سقف نمک زدائی و هزینه آن  را دسترسی به منابع انرژی تعیین می کند. با این مقدمه، به بینیم برای تولید 30 کیلومتر مکعب آب شیرین، چه مقدار گاز لازم است.

با شیوه ای تا اینجا بحث شده، به ازای 100 میلیارد متر مکعب سوخت گاز می توانیم همزمان:

الف   30 کیلومتر مکعب آب شیرین، و

ب   حدود 500 تراوات برق تولید کنیم، که دو برابر تولید کنونی ایران در سال است.

برای دستیابی به ارقام بالا سه پیش شرط وجود دارد 1 - نیروگاه ها در کرانه دریاها ساخته شوند 2   راندمان نیروگاه ها در سطح استانداردهای جهانی باشد. 3 تاسیسات نمک زدائی به این نیرگاه ها افزوده شود تا از انرژی اتلافی آنها برای نمک زدائی استفاده کنند.

خوشبختانه تامین سالانه 100 میلیارد متر مکعب گاز به هیچ وجه برای ایران مشکل نیست. چرا که

یک - ایران با بیش از 34 تریلیون متر مکعب گاز، بزرگ ترین منابع گاز جهان را پس از روسیه در اختیار دارد. استفاده از بخش قابل توجهی از این منابع عظیم گاز برای تولید آب شیرین در پاسخ به بحران کنونی آب امری طبیعی، بدیهی، عقلائی، و حتی اخلاقی است.

دو -  حتی  همین مقدار گاز هم ابتدا صرف تولید برق می شود، و تنها از پرت انرژی، یا انرژی اتلافی نیروگاه های برق است که برای نمک زدائی استفاده خواهد شد. یعنی حتی بدون نمک زدائی هم خواهی نخواهی این مقدار گاز را برای تولید برق لازم داریم.

سه - تا 80 درصد این  مقدار گاز نیز همین امروز برای نیروگاه های برق تامین شده است. 70 میلیارد متر مکعب آن طبق برنامه دولت سهم نیروگاه های برق است ( اکنون 57 میلیارد مترمکعب است که ظرف یکی دو سال به 70 میلیارد متر مکعب افزایش می یابد ) 10 میلیارد متر مکعب دیگر هم با بهره برداری از گازهائی قابل استحصالی که امروز در حال سوختن و دود شدن هستند، تامین می شود.

تولید آب شیرین بدون افزایش سوخت گاز

با حساب بالا، بدون افزودن ذره ای به مصرف گاز کشور، و تنها با استفاده مناسب از همین مقدار گازی که اکنون مصتلف (مصرف + تلف ) می شود، می توانیم تا 400 تراوات برق و 24 کیلومتر مکعب آب شیرین در سال تولید کنیم، پیش شرطش آن است که برای بالا بردن راندمان نیروگاه ها و افزودن تاسیسات  نمک زدائی، سرمایه گذاری کنیم.

علت اصلی که در ایران می توانیم بدون افزودن به سوخت نیروگاه ها، اینهمه بر تولید برق بیافزائیم و این حجم عظیم آب دریا را شیرین کنیم، آن است که بازده نیروگاه های برق ایران امروز بسیار نازل است. بدیهی است که هر چه عقب تر باشیم، بیشتر جای پیشرفت داریم.  

خوشبختانه از زمان روی کار آمدن دولت روحانی، مسئله افزایش راندمان نیروگاه های برق جزو اهداف دولت اعلام شده و آقای چیت چیان وزبر نیرو شخصا" پی گیری این مسئله را بعهده گرفته است، که امر بسیار خجسته ای است. اگر این کار انجام شود، نصف راه را رفته ایم. به موازات  این امر خجسته، لازم است برای افزودن تاسیسات نمک زدائی نیز برنامه ریزی و تامین سرمایه شود.

 

چه مقدر سرمایه و کدام شرکت ها

باید توجه داشت که در اینجا سخن از حجم های بسیار عضیم آب است، بنا براین سرمایه اولیه لازم نیز عظیم خواهد بود، اما هنوز کمتر از سرمایه لازم برای سدسازی است.   

در مقایسه با سدسازی، سرمایه لازم برای ایجاد تاسیسات نمک زدائی بسیار کمتر است، ساخت تاسیسات نمک زدائی آسان تر، ریسک آن کمتر، و طول زمان ساختن تاسیسات نمک زدائی از شروع تا پایان، بسیار کمتر از زمان لازم برای سد سازی است [6].

برای مثال، اگر تنها هزنیه ساخت و ساز یکی دو سد بزرگی را که در دهه اخیر افتتاح شده اند را طبق گام های یک و دو نقشه راه بالا، خرج تاسیسات نمک زدائی کرده بودیم، امروز 5 6 میلیون متر مکعب در روز آب شیرین تولید می کردیم که ما را در رده های اول خاورمینه و حتی جهان قرار می داد.

اما پروژه های نمک زدائی و سد سازی نقاط مشترکی هم دارند: اولا" سرمایه گذاری ها و هزینه های آنها عمدتا" ریالی است و نیاز بسیار کمی به ارز خارجی دارند. دوما" شرکت های مهندسی داخلی می توانند آنها را انجام دهند. به علاوه، بسیاری از همان شرکت هائی که امروز در سد سازی و انتقال آب فعالند، می توانند از این به بعد به پروژه های بزرگ نمک زدائی و انتقال آب بپردازند؛ به شرطی آماده باشند خود را به تکنولوژی های مدرن نمک زدائی مسلح کنند.

از سوی دیگر، تغییر حرفه از سد سازی به نمک زدائی توفیق اجباری است؛ زیرا پتانسیل سد سازی در  ایران رو به پایان است. بیشتر محل ها و موقعیت های مناسب سدسازی ایران تا کنون مورد بهره برداری قرار گرفته اند و فرصت های کمی برای پروژه های بزرگ و بدرد بخور باقی مانده است. در حالی که فرصت های نمک زدائی در ایران عملا" نامحدودند و با رشد تکنولوژی نیز بر این فرصت ها افزوده می شود.

در صورت آغاز درست صنعت  نمک زدائی در ایران، فضای بسیار بزرگی برای رشد شرکت هائی که وارد این حوزه می شوند پدید می آید. بازار آب ایران بصورت مثبت و برانگیزاننده ای سیری ناپذیر است. اما بازار داخلی می تواند سکوی پرش بسمت بازارهای بین المللی باشد، که آنهم با سرعت در حال گسترش است. در این تصویر، با رشد پیوسته صنعت نمک زدائی و کاهش مستدام موقعیت جهانی شرکت های نفتی، چه بسا در آینده نه چندان دور، اهمیت شرکت های "نمک زدائی و بازیافت و پردازش و پالایش" آب، بیشتر از غول های نفتی و پالایشگاهی امروزی نباشد.

 تا اینجای نوشته به گام های ابتدای نقشه راه پرداخته شد، اکنون به گام های پایانی نقشه راه می پردازیم. یکی از عواملی که بر آینده نمک زدائی تاثیر بسزا خواهد داشت، انرژی خورشیدی است.

 

نقش انرژی خورشیدی در آینده دار کردن صنعت نمک زدائی

با فن آوری خورشیدی می توان از همان آفتابی که فلات ایران را خشک می کند، برای سیراب کردنش استفاده کرد. اگر تنها  3 درصد از آفتاب بیابان های ایران را با تکنولوژی خورشیدی مهار، و صرف شیرین کردن آب دریا کنیم؛ آب کافی برای آباد کردن بیشتر سطح بیابانهای ایران بدست خواهیم آورد. این نمک زدائی که با انرژی خورشیدی انجام می شود، نه تنها پاک است، بلکه می تواند تا ابد، یا تا وقتی که خورشید بتابد، بصورت پایدار ادامه یابد. . 

پیش تر گفتیم که معادله نمک زدائی "مبادله انرژی با آب شیرین" است؛ به همین دلیل، روندهای نمک زدائی، پیرو روندهای انرژی هستند. چند نکته:

1 با پیشرفت و گسترش "انرژی های پاک و پایدار"، از جمله انرژی خورشیدی، امکان "نمک زدائی پاک و پایدار" هم فراهم می شود.

2 با انرژی خورشیدی، نمک زدائی اینده دار و ابدی می شود؛ زیرا تا وقتی که خورشید بتابد، نمک زدائی هم مهیا است.   

3  -  نمک زدائی بدون محدودیت و بدون سقف برای آینده بلند مدت قابل درک می شود. آز آنجا که سقف تولید آب شیرین نیز به مقدار انرژی در دسترس بستگی دارد. با توجه به ظرفیت بسیار بالای انرژی خورشیدی در ایران، افزایش سال به سال نمک زدائی خورشیدی تا سیراب شدن فلات  ایران در آینده، غیرممکن نیست.

البته هنوز دو، سه دهه تا زمانی که انرژی خورشیدی و دیگر انرژی های پاک و پایدار جای سوخت فسیلی را بگیرند فاصله داریم. و پس از آنهم مدتی طول می کشد تا به نمک زدائی بدون سقف با انرژی های پاک نائل آئیم. اما اینها برای کشور ما مسئله نیستند؛ در این فاصله، بهترین  جایگزین آنها در ایران کماکان سوخت گاز است. اما لازم است از همین امروز بصورت موازی با انرژی های پاک و پایدار تجربه کنیم تا زمانی که بتوانیم آنها را در نمک زدائی جایگزین سوخت گاز کنیم. در این تصویر، منابع کنونی گاز ایران، پل رسیدن به نمک زدائی  پاک و پایدار در آینده هستند.

پرسش بعدی آن است که سقف تولید آب شیرین از دریا کجاست؟ چه فاکتورهائی از رشد نامحدود نمک زدائی تا سطح سیراب کردن فلات ایران جلوگیری می کند؟  پیش از پاسخ به این پرسش، نگاهی به وظایف فعالان محیط زیست می اندازیم. 

 

وظیفه کنشگران محیط زیست در قبال پروژه بزرگ نمک زدائی چیست؟ 

چنانکه گفته شد، حتی برای نجات "بوم زیست" ایران، نیازمند نمک زدائی آب دریا به مقیاس نجومی هستیم. از این رو می توان استدلال کرد که فعالان محیط زیست ایران سه وظیفه اصلی در قبال پروژه بزرگ نمک زدائی دارند؛

الف   پروژه بزرگ نمک زدائی را تشویق، و همزمان برای "سهم " محیط زیست ایران از نمک زدائی تلاش کنند.

ب کوشش کنند تا بر پروژه های نمک زدائی نظارت داشته باشند تا در آنها استانداردهای محیط زیستی رعایت شوند.

ج - برای آینده بلند مدت نیز، تلاش کنند تا بتدریج انرژی های پاک و پایدار جایگزین سوخت فسیلی برای نمک زدائی در ایران شوند.

عمده نگرانی محیط زیستی نمک زدائی مربوط به نقطه برداشت و بازگشت ( intake & return  ) آب دریا است، که برای آن هم راه حل های شناخته شده کارشناسی وجود دارند و از این لحاظ رمز و رازی وجود ندارد. حتی تجربیاتی در استرالیا در جریان است تا " تراز زیستی " نمک زدائی را  برای دریا مثبت کنند. برای اینکار، بخشی از سود نمک زدائی را هزینه بهبود زیست دریا در نقطه برداشت و بازگشت آب می کنند.  

از سوی دیگر، اگر بخشی از آب شیرین ناشی از نمک زدائی را صرف درخت کاری و گسترش جنگل ها کنیم، به همان نسبت به جذب کربن از هوا افزوده ایم. با گسترش اینکار، روزی می رسد که جاپای کربن Carbon Footprint این پروژه منفی شود؛ یعنی مقدار کربنی که با این پروژه جذب می شود بیشتر از مقداری که متصاعد می شود باشد. 

 

سهم دریاها و سهم استان ها  

از میان سه دریای پیرامونی ایران، ظرفیت برداشت آب از دریای عمان نامحدود و بدون سقف است، زیرا این دریا اساسا" بخشی از اقیانوس هند است. بوم زیست دریای عمان نیز نسبت به دریای خزر و خلیج فارس کمتر ضربه پذیر است. بنا براین منطقی است که بیشتر تاسیسات آب شیرین کنی ایران در کرانه های دریای عمان ساخته شوند.

محیط زیست خلیج فارس و دریای خزر ضربه پذیرترند، و هر کدام ملاحظات اکوسیستمی خاص خود را دارند که باید رعایت شود. البته ظرفیت آنها برای سطح کنونی هدف گذاری ما مسئله ساز نیست. زیرا حجم آب دریای خزر 78000 کیلومتر مکعب است که حتی اگر تمام 30 کیلومتر مکعب هدف گذاری ما از خزر برداشته شود، باز هم محسوس نخواهد بود. از سوی دیگر، غلظت نمک در آب خزر کمتر و در نتیجه نمک زدائی از آن کم هزینه تر است.

سوال بعدی آنستکه سهم استانهای مختلف کشور از آب شیرین شده چیست؟ منطق اقتصادی، اجتماعی، و محیط زیستی حکم می کند که در مرحله اول آب شیرین شده هر دریا صرف استانهای حاشیه خود آن دریا شود. البته باید میان استانهای کرانه خزر با استانهای جنوب کشور تفاوت قائل شد:

الف  -  منطقا" آب شیرین شده دریاهای جنوب (دریای عمان و خلیج فارس) در مرحله اول باید صرف استانهای حاشیه این دریاها یعنی سیستان و بلوچستان، هرمزگان، و بوشهر شود که اتفاقا"  بیشترین کاهش بارندگی را در سالهای اخیر تجربه کرده اند. سودمندی دیگر این رویکرد آنستکه با ترغیب کشاورزی در این استانها، می توان از فشار کشاورزی در فلات مرکزی ایران کاست تا محیط زیست آن نفس تازه کند.

ب   از آنجا که استانهای کرانه دریای خزر بارندگی کافی دارند، آب شیرین شده دریای  خزر می تواند صرف پروژه های  دیگر مانند احیای دریاچه ارومیه و یا جبران کمبود آب شرب کلان شهرها شود. برای احیای ارومیه ، سالانه 2 تا 3 کیلومتر مکعب به مدت ده سال لازم است، و برای جبران کمبودآب  سه کلان شهر تبریز و تهران و مشهد تا نیم قرن آینده، حدود 5 کیلومتر مکعب در سال آب شیرین شده خزر کفایت می کند. برای تهران کافی است آب شیرین شده خزر به سد لار یا لتیان برسد و از آن نقطه به بعد زیر بنای پخش آب تهران موجود است. 

اشتباهی که ممکن است اتفاق بیافتد آنستکه که بجای استفاده از آب شیرین شده دریا برای بهبود وضعیت آبی بندرعباس و یا توسعه مکران و یا آبادانی سیستان و بلوچستان، طبق بحث فوق، این آب را به صدها کیلومتر دورتر منتقل، صرف معادنی کنیم که در کارنامه جز خام فروشی به چین نقطه درخشانی دیده  نمی شود. اما چنین اشتباهی حتی  اگر اتفاق  بیافتد، نه خطرناک است و نه  بازگشت ناپذیر، در مقابل اشتباهاتی وجود دارند که جبران ناپذیرند. 

 

چه نبابد کرد؟

در حالی که انتقال آب  شیرین شده دریا از هر لحاظ برکت است، انتقال آب شور دریا می تواند برای محیط زیست، کشاورزی، اقتصاد و حتی آب مصرفی روزانه شهرهای ایران بسیار خطرناک باشد.

دلایل فراوانی وجود دارند؛ بدیهی ترین دلیل آن است که ورود آب شور دریا باعث می شود که باقی مانده سفره های زیر زمینی آب شیرین ایران هم آلوده آنها شده و شور شوند. به علاوه، احتمال نفوذ آب شور وارد شده از دریا، به رودخانه ها و سدها و دیگر منابع آب سطحی هم کم نیست. در آنصورت هم آب کشاورزی و هم آب شرب شهرهای کشور در معرض شور شدن قرار می گیرند.

شاید نکات بالا بدیهی به نظر برسند، اما شگفت آنکه بیشتر طرح های کلان آبی که تا امروز ارائه شده اند، مستلزم ورود حجم عظیمی از اب شور دریا به فلات ایران اند. برای نمونه از چند طرح نام می بریم:  طرح معروف به "ایران رود" که از سوی دکتر فراستی و تعدادی دیگر از دانشگاهیان خارج کشور ارائه شده، طرح اتصال خزر به دریای عمان که از طرف مجلس و قرارگاه خاتم ارائه شده، طرح 10 جلدی کابینه های رفسنجانی و خاتمی که حاصل پژوهش بیش از یک صد نفر از "نخبگان" و دانشگاهیان تمام دانشگاه های ایران است، و .. . طرح های متعدد دیگری که از "دریانوردی" در کویر لوت تا "ماهی گیری" در کویر نمک را وعده می دهند. فصل مشترک همه این طرح ها، انتقال حجم عظیم و نجومی آب شور دریا برای پر کردن کویر لوت است.

این طرح ها با نیت انتقال آب دریا شروع می شوند، اما نتیجه نهائی آنها انتقال نمک دریا است؛ زیرا آب دریا تا به کویر برسد تبخیر شده و تنها نمک محلول آن باقی می ماند. یعنی آب به ابزار انتقال نمک از دریا به میانه فلات ایران تبدیل می شود؛ نمکی که بتدریج انباشت می شود تا روزی که همه ایران نمک زار شود. 

طرح های بالا به اندازه کافی شگفت آور هستند، اما شگفت آورتر نکته ای است که از دید "سوپرنخبگان" طرح های فوق مفقود مانده؛ اینکه با کمتر از یک هزارم مقدار آبی که برای پر کردن کویر لوت لازم است، می توان بیشتر فلات ایران را سرسبز و آباد کرد، البته به شرطی که  آب دریا قبل از انتقال، نمک زدائی و شیرین شده باشد.  

 

چشم انداز سیراب کردن فلات ایران

آیا می توان چالش کنونی آب را، به فرصتی برای حل همیشگی کم آبی در ایران تبدیل کرد؟

فرض کنید روزی فرا رسد که نمک زدائی  پاک و پایدار و کم هزینه، در حجم بسیار بالا و حتی بدون سقف، در ایران امکان پذیر شود؛ طبیعی است که در آن روز، فرزندان ایران سال به سال بر تولید آب شیرین کشور بیافزایند تا زمانی که فلات ایران سرسبز، آباد و سیراب،شود. چنانکه گفته شد، منظور از  نمک زدائی پاک و پایدار وقتی است که از انرژی های پاک و پایدار مانند انرژی خورشیدی برای نمک زدائی استفاده شود.

چه عواملی در نزدیک تر شدن ما به رویای فراوانی آب نقش دارند؟

دست کم سه روند تکنولوژیکی وجود دارند که سال به سال ما را به آرزوی فراوانی آب نزدیک تر می کنند؛ از یک سو تاسیسات نمک زدائی هرسال کارآمدتر می شوند، از سوی دیگر هزینه انرژی های پاک و پایدار از جمله انرژی خورشیدی سال به سال کاهش می یابد. فاکتور سوم، افزایش کارآمدی مصرف آب است که موجب می شود حتی اگر آب شیرین شده دریا تا حدودی گرانتر تمام شود، هنوز از لحاظ محاسبه سود و زیان بتواند جایگزین آب های متعارف شود. 

با ادامه سه روند بالا، بی گمان روزی فرا خواهد رسید که از لحاظ اقتصادی فرق چندانی میان آب نمک زدائی  شده دریا، با آبهای متعارف (رودخانه ها و سدها و ..  ) نباشد. با این تفاوت که حجم آب دریا که منبع نمک زدائی است، در عمل نا محدود است. به همین دلیل نمک زدائی آب دریا می تواند مبنای طرح فراوانی آب بدون محدودیت و بدون سقف باشد. یک حساب تخمینی تقریبی نشان می دهد که برای بسیاری از نقاط نیمه خشک جهان که به دریا دسترسی دارند، بیش از دو سه دهه با "امکان" فراوانی آب فاصله نداریم.  

با حساب بالا، در ایران هم ظرف چند دهه آینده، امکان نمک زدائی پاک و پایدار و کم هزینه در حد سیراب کردن، یا دست کم "آباد کردن فلات ایران" در دسترس قرار خواهد گرفت. در اینجا مفهوم آباد کردن را در کنار مفهوم سیراب کردن بکار بردیم، زیرا ملموس تر و قابل تعریف تر است.

فرض کنیم مقدار آب لازم برای "آباد کردن" بسیار کمتر از "سیراب کردن" باشد. و فرض کنیم تعریف ما از "آباد کردن" فلات ایران شامل دو بند است:

الف - محیط زیست ایران به دوران قبل از تخریب های دو سه دهه اخیر برگردد و پایدار بماند. لازمه اش آنستکه که آب کافی در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم دریاچه ها و تالاب ها و جنگل ها را به موقعیت قبل برگردانیم، بیابان ها مهار شوند و خاک کشاورزی کمابیش به حالت قبل برگردد، و ...

ب هر ساله 3 الی 4 درصد بر آبادانی فوق بیافزائیم. یعنی اضافه بر مقدار آب لازم برای دست یابی به موقعیت بند الف، هنوز آب بیشتر در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم به صورت پایدار، سالی  3-4 در صد به جنگلها بیافزائیم و متناسب با آن از کویر و بیابان ها بکاهیم و کشاورزی پایدار را توسعه دهیم، و ... با چنین روندی ، آبادانی کشور هر 14 سال دو برابر می شود.

هدف از بحث بالا معرفی  ایده "فراوانی آب"،  و آشنائی با چشم انداز "سیراب کردن" و "آباد کردن" فلات ایران است، و نه لزوما" تعیین زمان دقیق رسیدن به آن موقعیت. هرگاه به پذیریم که سیراب کردن و یا آبادکردن فلات ایران در چند دهه آینده امکان پذیر است، می توانیم آن چشم انداز فرضی را به عنوان ایستگاه پایانی نقشه راه خود قرار دهیم.

 

دو نگاه متضاد اما مکمل نسبت به بحران آب  

اما این سکه روی دیگری هم دارد؛ اگر سیراب کردن فلات ایران، تنها یک چشم انداز فرضی است، واقعیت های کنونی به سرنوشت تلخ و نا امید کننده متضادی اشاره دارند؛ دریاچه ها و تالاب های ایران خشکیده اند، سفره های زیر زمینی، لایه به لایه تخلیه شده و امروز در مرز لایه های  آب شور قرار گرفته اند، دشت های ایران یک به یک در حال فرونشست هستند. بیابان ها در حال پیشرفت، جنگل ها در حال عقب نشینی و ریزگردها هر سال  شهرهای جدیدی را درمی نوردند. سکونت در فلات ایران به تدریج غیر ممکن می شود، و هیچ نشانه ای از بهبود در افق دیده نمی شود.  

اگر واقعیت های فوق را همانگونه که هستنند به پذیریم؛ بحران آب در ایران دیگر پاسخ ندارد؛ دیر یا زود باید از این دیار "رخت بر بندیم" و مهاجرت کنیم. پس جبرا" نیازمند نگاه دیگری هستیم؛ نگاهی که نه از واقعیت، بلکه از ضرورت شروع می کند، و از آن روزن به جستجوی حقیقتی فراتر از واقعیات فوق می پردازد. 

پس در اینجا با دو نگاه متضاد اما مکمل روبروئیم. هر یک از ما لازم است هر دو نگاه را با خود حمل کنیم؛ زیرا پاسخ به بحران آب از کشاکش میان این دو نگاه بیرون می جوشد.

نگاه اول بیان واقعیت و نگاه دوم بیان ضرورت است؛ ضرورتی که باید به اراده تبدیل شود. مبنای نگاه دوم لزوما" خوش بینی نیست؛ جبر است. زیرا نه تنها پل های پشت سر ما، که پل های پیش روی ما هم خراب شده اند؛ در شرایط کنونی جهان و منطقه، اگر امکان ماندن نباشد، جائی هم برای رفتن نیست. بنا براین چاره ای به جز پیروزی بر بحران آب برای ما باقی نمانده است. خوشبختانه الگوی مناسبی برای این کار در گذشته کشور ما وجود دارد. ساختن شبکه نجومی قنات ها سرمشق خوبی برای اینکار است. 

پروژه "سیراب کردن فلات ایران" در نگاه اول غیر ممکن، و یا حتی افسانه ای به نظر می آید؛ مگر آنکه آن را ادامه همان پروژه قدیمی قنات سازی تعریف کنیم، که اینبار فن آوری های قرن 21 نیز در اختیار ما هستند. کدام یک سخت تر است؛ آیا ساختن شبکه قنات ها در زمان خودش و با دست خالی سخت تر بود، یا انجام پروژه سیراب کردن فلات ایران در قرن حاضر و با امکانات کنونی؟

با این سخن،  "نقشه راه پاسخ به بحران آب" که از ابتدای نوشته پی گیری می شد، تکمیل می شود؛ فاز اول این نقشه راه ، طرح "قنات و سیلیکان" و ایستگاه آخر آن هم، چشم انداز فرضی "سیراب کردن" فلات ایران است. این دو مکمل یگدیگرند. اگر اولی تنها یک چشم انداز فرضی بلند مدت است، دومی یک پروژه واقع بینانه و عملی است که با امکانات کنونی انجام پذیر است. از سوی دیگر، با انجام پروژه "قنات و سیلیکان" منابع آب کافی و زیرساخت های لازم، برای آباد کردن فلات ایران با تعریف بالا فراهم می آیند.  

در پایان یک پرسش باقی می ماند:

اگر گذشتگان ما توانستند با "دست خالی" بر چالش آب فائق آیند، و این چالش را به فرصتی برای تمدن سازی تبدیل کنند؛ آیا آیندگان ما می توانند با "دست پر" یک بار دیگر بر "چالش آب" پیروز شوند، و این بار چالش آب را به فرصتی برای "بازآفرینی" تمدن وفرهنگ ایران، اما پوست انداخته و دگردیسی یافته و منطبق با مقتضیات قرن 21 تبدیل کنند؟

آیا جز این چاره ای دارند؟

rsiavoshy@yahoo.com

-----------------------------------------------------------

زیرنویس

1       دو عبارت "نمک زدائی" و "آب  شیرین کنی" در اینجا با معنای واحد و بصورت مترداف استفاده می شوند.

2       از واحد کیلومتر مکعب برای حجم های بزرگ آب استفاده می شود که برابر با یک میلیارد متر مکعب است؛ ظرفیت دریاچه سد لاز حدود یک کیلومتر مکعب است. سد کرج 0.2 کیلومتر مکعب، سد دز 3/3 کیلومتر مکعب، و حجم آب دریاچه ارومیه در گذشته بالای 35 کیلومتر مکعب بوده که امروز به زیر دو کیلومتر مکعب کاهش یافته است.

3       renewable water resources

4       اسرائیل از سال 2014 در تاسیسات Hadera, Palmahim, Ashkelon, and Sore نمک زدائی با کمتر از 40 سنت در متر مکعب انجام می دهد. مرجعGlobal Water Intelligence, Desalination Markets 2016:  

5        همانجا

6       در این مقایسه تنها سرمایه لازم برای تاسیسات نمک زدایی، و بدون هزینه نیروگاه های برق محاسبه شده است

 

 

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com