Category: شعر و ادبیات

در دمدمه های زن، زیتون و زنده زیستن -طاهره بارئی

در دمدمه های زن، زیتون و زنده زیستن -طاهره بارئی

  شعری دم میکنم دمادم صبح وقت قرائت سهره و کبوتر که خوب می شناسند چگونه برشمردن مهره های خواب را شاید بگوئید با اینهمه حادثه در جهان؟ با اینهمه آواره، افسرده، نا امید؟ می

صدای ساقه عید- طاهره بارئی

صدای ساقه عید- طاهره بارئی

  به نقطه تراکم رسیده بودیم در دهلیز های سفر و بالای سرمان قهوه سرو میکردند پیشخدمت های جوان در سینی های خوش آهنگ انگار در فیلم های بیهوشی می گذشت فیلم های علمی تخیلی

دو شعر از افشین بابازاده

دو شعر از افشین بابازاده

گناهانت اولین گناهت مانند دومین گناهت بود چون سومین گناهت که چهار گناه بعدی شدند هفتمین گناهت از پرحرفی بود هشتمین گناهت مسمومیت آورد نهمین دهمین و یازدهمین گناهت قابل بخشش نیستند دوازدهمین گناهت را

از اجیر شدگی تا نوازندگی محبت – طاهره بارئی

از اجیر شدگی تا نوازندگی محبت – طاهره بارئی

  روی پشت بام خانه تیر رس مردانی کلنجار میروند با دریچه ها ومستطیل های شیشه ای باغبانان نور و گشایش اجیرشدگان برای وارسی آنتن و پلاک خورشیدی ولی غافل بوده اند که دستهای اینان

آمد ـ ابراهیم هرندی

آمد ـ ابراهیم هرندی

آمد از آنســـوی زمـــان از آنســـوی جـــهان با نگاهی که گردن می‌زد. و خطابه‌ای از افسانه و اسطرلاب برآتش ریخت با فوت و فنی عتیق از ترفند و تباهی و تکرار. چه تیرها و تبرهایی

خون مسیح- شیرین رضویان

خون مسیح- شیرین رضویان

خون مسیح   در کرانه های سکوت بیا ننشینیم در سواحل امن غربت   آن سوی آب ها شکوفه های فریاد می‌شکفند در تاراج خشک خزان.   بیا سرود بخوانیم بیا خروش برآریم مرغان خوش

زن، ظرافت، رستاخیز- طاهره بارئی

زن، ظرافت، رستاخیز- طاهره بارئی

من براسفالت «هنوز» زندگی میکنم هنوز که با خود دنیائی دارد از «ز» «ز» مثل زن، مثل زندگی، مثل آزادی مثل زیستن دلم میخواهد به نور هم بگویم نوز و یاد کنم از ناز، از

زبان ستم ستیز – طاهره بارئی

زبان ستم ستیز – طاهره بارئی

  وصله عیب به خودشان می دوزند که ما زیادی بسته ایم خود را به کالسکه کوروش و هخامنشی اما دوستان ما فقط سرگرم کوروش و تاریخ نبوده ایم «میآزار موری که دانه کش است

شعری از بکتاش آبتین، در سالگرد کشته شدن او

شعری از بکتاش آبتین، در سالگرد کشته شدن او

به خواب می روم اما چه خواب دشواری بخواب خواب قشنگم! هنوز بیداری؟   هنورز شعله وری؟ آه راحتم بگذار صدای خواب درآمد بخواب، تب داری   من از تب تو به هذیان رسیده ام،

سی و هشتمین شماره «آوای تبعید» منتشر شد

سی و هشتمین شماره «آوای تبعید» منتشر شد

«تبعیدی فقط آن کس نیست که از زادبوم خویش تارانده شده باشد. تبعیدی می‌تواند از زبان، فرهنگ و هویتِ خویش نیز تبعید گردد. آن‌کس که شعر، داستان، هنر، فکر و اندیشه‌اش در کشور خودی امکان