• بنیاد میراث پاسارگاد

فرهنگ ایران میانه ـ جمشید قراجه داغی

 

ديدگاههاى متداول فرهنگ ايران- ميانه را سازشى ميداند ازدو قطب بنيانى ولى متضاد فرهنگ باستان ايران كه در آن:

قطب اول، ريشه در فرهنگ ميترائيسم ايران دارد، و معرف تفكر انتزاعى و ديدگاه عرفانى است.

قطب دوم، ريشه در سرودهاى زردشت دارد، ومعرف تفكر عقلانى وديدگاه انتخابى و تجربى است.

ولى هنينگ، نابغه ايرانشناس آلمانى، كه من افتخار همكارى با او را در دانشگاه كاليفرنيا (بركلى) داشتم، با من همعقيده بود كه فرهنگ ايران ميانه يك پديده پوياى پيدايشى بوده است كه، نه ازسازش، بلكه از تركيب، اين دو قطب بوجود امده و با توانى

فوق العاده تنش هاى متضاد ارزشى را در يك قالب سازنده بخدمت گرفته بوده است.

به باور هنينگ ارج نهادن به تنوع احترام به آزادى انتخاب يكى ازاصول بنيانى و از مهمترين جلوه هاى اين توان فرهنگى است. بطوريكه در اسطوره جمشيد كه پيامبرى را بخاطر جدائي مذهب از حكومت نپذيرفت، ميتوان نمونه اين تركيب استثنائى را كه براى حفظ تعادل خود با استيلاى هرگونه مكتب فكرى يا مذهب رسمى ناسازگار بوده است مشاهده كرد. شايد به اين دليل بوده است كه پادشاهان هخامنشى هرگز به ترويج دين خود بعنوان دين رسمى ايران نپرداختند.

نكته بنيانى اين برداشت در اينست كه مقوله ” آزادى” به مفهوم ارج نهادن به تنوع واختيار يك مفهوم بديع از فلسفه سياسى است كه بزرگترين خطر را براى يك اجتماع در آن ميداند كه افراد فرديت و گوناگونى خود را از دست بدهند و بصورت يك توده يك رنگ درآيند. در اين مفهوم براى آزاد بودن وآزادگى كردن بايد مختارو توانا بود. آزادى بدون تنوع، تنوع بدون انتخاب، وانتخاب بدون توانائى كاربردى ندارد. آزادى بيش از انكه تحقق حكومت اكثريت باشد تأمين حقوق اقليت است. اكثريتى كه قادر به تأمين حقوق اقليت نيست لياقت حكومت كردن ندارد.

بعقيده هنيگ، كوشش ساسانيان در ايجاد يك حكومت مكتبى با مذهب رسمى بزرگترين اشتباه تاريخى و نامطلوبترين كودتاى فرهنگى در ايران بوده است. ساسانيان با اين اشتباه نه تنها اصل توانبخش اين فرهنگ ظريف و استثنائى (اصل تنوع و اختيار) راعقيم ميكنند بلكه با كشتار بى امان مانويان و مزدكيان و از بين بردن تمام اثار تمدن اشكانيان ، كه بقولى از شكوفاترين دوران توسعه علمى در ايران بوده است ، پايه گزار سنت خشونت و كينه  توزى مذهبى در ايران ميگردند. متأسفانه ملت ما هنوز تاوان اين فاجعه فرهنگى را مي پردازد. تاريخ غم انگيز ايران از تراژدى شكست مدائن گرفته تا پديده امام محمد عزالى ( دشمنى با معتزله) كه پيش درآمد فاجعه مغول و كشتار بى امان شاه اسماعيل است با مكتبى شدن حكومت ها همراه بوده است. حكومت مكتبى چه از نوع الهى يا دنيوى ان تحمل آزادى فكر واستقلال انديشه را ندارد و با ساده انديشى وديكتاتورى اكثريت مكتبى مترادف است.

Read Previous

مروری بر چهل و چهار سال سیاه: آخرین گفتگو با سیروس آموزگار از علی لیمونادی

Read Next

نوسازی و گسترش قصر «پدر یتیمان و شوهر بیوه زنان» به پایان رسید