• بنیاد میراث پاسارگاد

موداریا، نام مصر در کتیبه داریوش

نام ایرانی کهن مو-درایا (محل دریای روان، نیل) برای مصر مترادف نام توراتی آن یعنی مسرا-یم (محل سیر دریا) و بر گرفته از آن است.

مطابق تاریخ کهن مصر رود نیل به نامهای ایترو (رود بزرگ)، پهرو (پیارو، به معنی رود، کانال بزرگ، در کتیبه داریوش) و حاپی (روان و جاری) نامیده شده و به ایزد آپیس (حاپی) که گاو پیشانی سفید مقدس منسوب به وی معروف بوده، اختصاص داشته است. در این رابطه گفتنی است نام ایزدی مصری به نام منویس (مر- ور= ایزد آبراه بزرگ) با سمبل گاونر سیاه یاد آور شهر خاص ایزد پتاح یعنی ممفیس (به ظاهر مِو-فیس= شهر کنار آب روان) در کنار نیل سفلی است.

از اسامی کهن مصر یکی تمری (ساحل رودخانه) است. دیگری اگیپت که آن را به معنی خانه روان پتاح (هات- کا- پتاح) است که به معبد پتاح در ممفیس اطلاق می شده است. و همچنین از ریشه قبطی کیپتی (خاک سیاه و حاصلخیز) میگیرند. در حالی که آن در ترکیب کِمت (خمت)- حَت معنی سرزمین ایزد سّری (رع- آمون، لوط) را می دهد. در تأیید این نظر گفته شده است که مصریان کهن (اسلاف قبطیان) سرزمین خود را کیمیت (خاک سیاه) می نامیده اند.

خنوم (Khnum) یکی از مظاهر ایزد رع به معنی آفریننده و او را خدای آب خنک و یکی از خدایان کهن نخسیتن آبشار نیل در مصر علیا می دانستند می گفتند که نیل در جزیره الفانتین (آسوان) از جهان زیرین یا دومین اقیانوس نون از طریق دو مخزن به زمین راه می یابد و بدین سان خنوم با عنصر اولیه حاصلخیزی در مصر پیوند داشت و هم او بود که آب نیل را به دو بخش تقسیم کرد.

مرکز اصلی کیش خنوم در جزایر فیله و آسوان قرار داشت و به روزگار فرمانروایی جبر و به هنگامی که در مصر هفت سال پیاپی خشکسالی پدید آمد برمیگردد هزار جریب از زمینهای آسوان وقف خنوم قرار گرفت و خنوم با آب نیل مصر را از قحطی رها نید او را با هیات خدایی با دستان گشوده و در حالیکه نیل از دست او جاری است ترسیم کرده اند ( ورونیکا ایونس،چاپ اول ۱۳۷۵، ص ۱۶۶) .

حاپی (=Hapi آپیس) خدای نیل می باشد تلفیقی از خدای جهان حاصلخیزی و طغیان می باشد. حاپی آبیار چراگاههای گله، گاوهای رع و انسان، فراهم کننده آب واحدهای بیابان، فرو برنده شبنم از آسمان می دانستند حاپی در این روایت پاسدار و سرور خدایان زمینی حاصلخیزی و آفرینش و روزی بخش مردمان و نگهدارنده نظم خدایی است. حاپی به هیات مردی با ریش آبی یا سبز و دارای سینه زنانه که نهاد حاصلخیزی است ترسیم می کردند. (ورونیکا ایونس،چاپ اول ۱۳۷۵، ص ۱۶۸).

داریوش نام مصر را در کتیبه مصری خود که مربوط به حفر آبراهه ای از نیل (پهرَوَ) به دریای سرخ است به صورت موذاریا (موداریا) ذکر کرده است که در زبان پارسی به معنی سرزمین دریای روان (رود نیل) است. بنابراین خود نام سامی عربی/عبری نام مصر/مصرایم در اصل مرکب از صورتی از جزء مسیر (محل جریان) و یَم (دریا) است.

داریوش در کتیبۀ کانال سوئز [قدیمی] خود چنین آورده است: “گوید داریوش شاه، من پارسی‌ام، از پارس [پـارسَـه] مصر [مودرایَه] را گرفتم، من فرمان دادم به کندن این آبراه [یَــوْیـا]، از رودی به نام نیل [پـیـراوَه] که در مصر روان است، به سوی دریایی که از پارس می‌رود، پس آنگاه این آبراه کنده شد، چنانکه فرمان من بود، و کشتی‌ها [نـاوْیـا] در این آبراه از مصر به سوی پارس رفتند، چنانکه خواست من بود.”

Read Previous

حضور بی معنای هیئت گروه تغییر اقلیم حکومت اسلامی در  کنفرانس گلاسکو

Read Next

قانون «جوانی جمعیت» یا خواست خمینی برای ازدیاد مسلمانان متعصب و تبدیل کردن زنان به ماشین های جوجه کشی ـ شکوه میرزادگی