• بنیاد میراث پاسارگاد

نماز جماعت در تخت جمشید و قرآن خوانی در حافظیه

سال هاست به برکت حضور حکومت اسلامی مساجد شیعی خلوت شده اند و از سه چهار سال گذشته حکومتی ها متوسل شده اند به تخت جمشید و حافظیه و مراکز فرهنگی وتاریخی دیگری که ربطی به آن ها ندارد

نماز جماعت شان را می گذارند در تخت جمشید که  مالکان اصلی آن همه «طاغوتی» بودند و در آغاز انقلاب شان قرار بود آنجا را با خاک یکسان کنند

و قرآن خوانی شان را در حافظیه برگزار می کنند،  که مالک اش وقتی به بلوغ فکری رسید از هر چه شیخ و زاهد و ملا بود برید، آن چنان که زبان مودبانه و شاعرانه اش هم این است که می بینیم:

باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور

با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

 

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

.

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

.

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می

زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

‌.

زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

تا در میانه خواسته کردگار چیست

.

در صومعه زاهد و در خلوت صوفی

جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست

.

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

.

زاهد خام که انکار می و جام کند

پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد

.

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز

تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

.

زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل

دل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرس

‌.

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود

هم مستی شبانه و راز و نیاز من

.

به خلدم دعوت ای زاهد مفرما

که این سیب زنخ زان بوستان به

.

بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد

از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی

.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

.

حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را

که ببین مجلسم و ترک سر منبر گیر

.

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

.

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

.

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

.

پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن

من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم

.

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

.

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

.

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

 

برگرفته از صفحه فیس بوک شکوه میرزادگی

Read Previous

آثار بسیار با ارزش هزاران ساله ایذه در حال نابودی کامل است

Read Next

دکتر اسلامی ندوشن زندگی را وداع گفت