تاریخ انتشار: December 8, 2025
برخی مراسم و خوراکیهای شب یلدا
برخی از مطالب به صورت شفاهی گردآوری شدهاند، اما بیشتر آنها برگرفته از کتاب زیر است:
- انجوی شیرازی، ابوالقاسم. 1379. جشنها و آداب و معتقدات زمستان. 2 جلد. تهران: امیرکبیر.
ترانهها
برخی از ترانه های محلی مخصوص شب یلدا:
رودسر:
را بچره، را بچره
می آهو را، را میچره
می آهو مرغانه خوره
صد ته به کمتر نخوره
می آهو کمردرد بگوده
پاییز کمردرد بگوده
ای آهو جان گلهریش
تو واز بکن اربابه پیش
ارباب جیف سکه دره
ده صد تومان بیشتر دره
دماوند:
زمستان را به سر کردم به خواری
که گفتم پیش می آید بهاری
بهار آمد به صحرا و در و دشت
جوانی هم بهاری بود و بگذشت
جوانی همچو مهمان عزیزی
سر شب آمد و شبگیر بگذشت
زمستان آمد و فکر پوشن کن
پای چالک بشین آتش روشن کن
ساوه:
سرم درد اَکِرِه صَندل دَوا شه
طبیب از مُلک اسکندر دوا شه
طبیب از ملک اسکندر نباشه
کفن از بُقچۀ دلبر دوا شه
صالح آباد ورامین:
درخت سبز بودم توی بیشه
تراشیدند مرا با ضرب تیشه
تراشیدند مرا قلیون بسازند
که آتیش بر سرم باشه همیشه
همدان:
بالای کوچه پسندت کردم ای گل
کوتاه بودی بلندت کردم ای گل
ترش بودی مثال آب لیمو
به مثل خرده قندت کردم ای گل
* * *
سحر صبحی برفتم دیدن گل
بدیدم جفت بلبل شاخۀ گل
زبان زرگری می خواند و می گفت
خدا تا کی کنم صبر و تحمل
شب یلدا و عروس و داماد
در همدان برای دختری که عقد کرده ولی هنوز به خانۀ بخت نرفته بود شب چلهای می فرستادند که شامل آجیل شور بود.
در خوی برای دخترانی که نامزد داشتند از طرف نامزدشان خوانچهای که در آن دوازده بشقاب خوردنی بود، می فرستادند. این دوازده بشقاب خوردنی عبارت بود از: یک بشقاب پشمک، یک بشقاب میلاخ (milâx) یعنی انگور نیمهخشک که درست کردن آن در آذربایجان معمول است. یک عدد هندوانه، یک عدد خربزه، یک بشقاب انار. هر کس به اندازۀ توانایی خود خلعتی تهیه میکرد و در خوانچه میگذاشت. طرز چیدن بشقابها در خوانچه از این قرار بود: دورادور دوازده بشقاب شیرینی الوان به این ترتیب چیده میشد: زنجفیلی، نان برنجی، باقلوا، حلویات، نان شیرینی، یا شکری و لوز و اینگونه شیرینیها. در وسط هم بقچۀ خلعت را که معمولاً پارچۀ پیراهنی عروس همراه با طلا بود، قرار میدادند. در دو طرف بقچه یک هندوانه و یک خربزه می گذاشتند و روی آنها را ملافهای میکشیدند و به حمالی میدادند تا به خانۀ عروس ببرد. در بعض خوانچههایی که برای خانۀ عروس فرستاده میشد سه گونه حلوا میگذاشتند: 1) حلوای کنجد (کنجد حالواسی künjüd hâlvâsi)؛ 2) حلوای گردویی (جووز حالواسی Jovuz hâlvâsi)؛ و 3) حلوای هویج (کشیر حالواسیkešir hâlvâsi).
در اراک چیزهایی که برای عروس آینده یا دختر تازه عروس می فرستادند، عبارت بود از: یک قواره پارچه، نان شیرینی، چند نوع میوه.
در ازنا کسانی که دختر شوهر داده بودند هر سال شب چله «چشم روشنی» برای دخترشان میفرستادند که شامل این موارد بود: بلغور، برنج، ترخینه، قند، چای، چند قالب صابون، دو کیسه حنا، یک جفت ارسی، تخمۀ هندوانۀ خانگی و بو داده، نخودچی، کشمش، نقل.
در لاهیجان کسانی که نامزد داشتند، در این شب برای همسر آیندۀ خود «شب چلهگری» میفرستادند؛ یعنی مقداری میوه چون پرتقال، لیمو شیرین، به، انار، سیب، خربزه، هندوانه، قند، چای، شیرینی و یک قواره پارچه.
در باویل اسکو (آذربایجان شرقی) برای دخترانی که نامزد شده بودند از طرف خانوادۀ داماد خوانچههایی تهیه و ارسال میشد که در یکی از آنها میوههایی مثل انار، سیب، پرتقال، گلابی و مخصوصاً هندوانه و شیرینی قرار میدادند. روی خوانچۀ دومی حلوا، پشمک، کله قند، در سومی یک دست لباس، چادر، جوراب، کفش، آیینۀ بخت، شانه و قیچی، و در خوانچۀ چهارم برای پدر و مادر، خواهران و برادران، و مادر بزرگ دختر چیزهایی مانند چادر، پیراهن، جوراب و چارقد میگذاشتند.
در فسقندیس (Fasaghandis)، در نزدیکی شهر اسکو در استان آذربایجان شرقی، در شب چله پسرهایی که نامزد داشتند برای نامزد خود شب چلهای میفرستادند که عبارت بود از: هندوانه، میوه، کیف، کفش و پیراهن.
در ارومیه پسرهایی که نامزد داشتند برای نامزدشان و دخترهایی که تازه عروسی کرده بودند از طرف خانواده شان «چیله لیخ» (Çillalix) یا چلهای میفرستادند که حتماً همراه با هندوانه و حلوا و خشکبار بود و اگر وسعشان میرسید یک گوشوارۀ طلا یا دستبند طلا یا یک قوارۀ پارچۀ خوب هم تقدیم میکردند.
خوراکیها
خوردن آجیل و میوه و شیرینی و تهیه و صرف خوراکهایی ویژه از رسومات شب یلداست. برخی از خشکبار چون بادام و گردو، نخودچی و کشمش در بیشتر مناطق مرسوم بوده است، در حالی که برخی از مناطق خوردنیهای مخصوص خود را داشتهاند. اهالی برخی مناطق ایران باور دارند که شام شب یلدا باید خوراک ویژهای باشد. برای نمونه مردم در قزوین شام کله پاچۀ گوسفند می خوردند. در نواحی اطراف طالقان نیز برای شب آش رشته می پختند و به خانۀ خویشان خود می فرستادند ولی بیشتر مردم شام کله پاچه می خوردند. در نودۀ رودبار الموت معروفترین و بهترین خوراکی شب چلۀ مردم ماهی پلو بوده است. مردم این ناحیه باور داشتند که چنانچه ماهی را قسمت نکنند و ظرف هر کس هم جدا نباشد، در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلی سخت خواهد گذشت. مردم تویسرکان، در استان همدان، آش اَشُو می پختند. در این آش همه نوع دانهای و همه نوع میوه و سبزی و حبوبات از جمله نخود، عدس، ماش، لوبیا، برگۀ هلو و برگۀ زردآلو میریختند. در برخی شهرهای دیگر به این آش «اسفندی» میگفتند که در روزهای آخر زمستان تهیه میشد.
در تکاب آذربایجان شب چله آش کشک میخوردند که مقداری نخود و سبزی به آن اضافه کرده و در اصطلاح محلی به آن «کاچی» می گفتند. در خوی آذربایجان مردم «پلو مرغ» یا «قورمه سبزی» تهیه میکنند.
در ادامه به خوراکیهای برخی از شهرها و روستاهای ایران اشاره میشود.
بوشهر: آجیل (شامل پسته، نخود، مویز، کشمش، تخمه)، شلغم، خرمالو، هندوانه، نارنگی، پرتقال، سیب، انار. غذاهای محلی مانند قلیه میگو، قلیه ماهی، شکرپلو، شویدپلو، خورش فسنجان، آش رشته، و ماهی پلو.
بهار (همدان): هندوانه، خربزه، شیرشیره، هندوانه ترشی، خیرچه ترشی (خیار ترشی)، سوجوغ، انگور کُشک، مویز، سبزه کشمش (کشمش سبز)، انار و پرتقال. اهالی بهار به حبۀ انگور غله (qele) میگویند و تمام خانوادهها غلههای انگور را جمع میکنند و میگذارند توی سرکه یا آب ترش. به ظرفی که شیرشیره را در آن می ریزند خونچه یا چهار قفل میگفتند که نوعی ظرف سفالی بود که در لالهجین همدان میساختند. همین که شیرشیره به داخل ظرف ریخته میشد، در ظرف را با خمیر محکم میبستندکه هوا داخل خوانچه یا چهارقفل نشود. هندوانۀ ترشی هم باید هندوانۀ کاسهای میبود. هندوانه ترشی را هم مثل شیرشیره درست میکردند، فقط کمی هم بدان نمک میزدند. در بهار به خربزۀ نارس و ریز «خیرچه» میگویند. خیرچه را هم مثل هندوانه ترشی درست میکردند، فقط باید حتماً نمک بدان میزدند که بدمزه نشود. سوجوغ مانند باسلق و مسقطی است. سوجوغ را از شیرۀ انگور و نشاسته درست میکردند. انگور کشک را از اول پاییز تهیه میکردند. انگور را اول پاییز از باغ میآوردند و توی کُشک (košk) به ردیف میچیدند و زیرش هم برگ مو قرار میدادند. کشک اطاقی است که خنک باشد. به انگور کشک، سایهخشک هم میگویند.
خمین: مردم خمین و آبادیهای آن عقیده داشتند که در شب چله باید هفت رقم خوردنی در سفره موجود باشد. هندوانه، خربزه، انار، سیب، به، انگور و دو رقم ترشی یعنی پیاز ترشی و سیر ترشی.
رودبار: انار، سیب، گلابی، هندوانه.
زاهدان: دانکو (مخلوط برنج و کنجد)، پُشک (مخلوط پودر خرما و کنجد)، چنگال (که ماده اولیه آن خرما، نان و روغن محلی است)، کورهِل (در زبان محلی به باقلا کورهل گفته میشود؛ از باقلا پخته همراه با گندم تهیه میشود)، دَلَگ (نوعی آش گندم شامل گندم کامل همراه با مخلفات گیاهی و ادویه)، آجیل دوشو (حاوی گندم بریان و تخمه بوداده و شور هندوانه).
طالقان: جوز، جوزقند.
گیلان: میوه هایی مانند لیمو، پرتقال، انار، هندوانه و آجیل از قبیل فندق، پسته، تخمه و امثال اینها.
مازندران: پرتقال، کُندُس (= ازگیل)، نخود برشته، کشمش، بادام، نارنگی، سیب، لیمو شیرین، خربزه، لِلِه گولی (Leleguli = نیشکر)، دو نوع شیرینی مخصوص به اسم پشت زیک (pošt-e zik؛ تهیه شده از شکر سفید، کنجد یا مغز گردو)، و پیس گندله (pis gondelê که از آرد برنج، کنجد ساییده و شکر درست میکنند)، و هندوانه.
جید (اردبیل): برای شب یلدا خشیل (xašil) آماده میکنند. خشیل مخلوطی است از آرد و شکر و مقدار کمی نمک که آن را با آب میپزند به طوری که مثل شیر برنج سفت شود. موقع خوردن به آن ادویه اضافه میکنند و مقدار زیادی روغن حیوانی که در محل به آن «ساری یاغ» (sâri yâq) یعنی «روغن زرد» می گویند، رویش میریزند.
خوی: پشمک، حلوا، هندوانه، خربزه.
همدان: هندوانه، مویز و شانی آماده کرده و تخمههای هندوانه را خندان و برشته میکردند. (مویز را از انگور فخری میگیرند و شانی را از انگور شاهانی). آجیل شب چله در همدان شامل کشمش، مویز، شانی، تخمۀ هندوانه و خربزه بود.
انار و هندوانه دو میوهای است که میان بیشتر مردم رایج است. باور بر این بوده است که اگر در این شب هندوانه بخورند، در تابستان گرما اذیتشان نخواهد کرد. در گیلان چنین میپنداشتند که خوردن هندوانه باعث میشود در زمستان زیاد سردشان نشود. در ساری باور داشتند هر کس شب چله یک قارچ هندوانه بخورد در طول سال به درد دندان دچار نخواهد شد.
در تبریز معتقد بودند که خوردن هفت نوع میوه در این شب باعث میشود که شخص در تابستان زیاد گرمش نشود و جگرش خنک باشد.
در برخی شهرها و مناطق از جمله بخشهایی از طالقان ماست و دوغ میخوردند، چون ماست و دوغ سردی است و معتقدند که گرمای تابستان آنها را نمیگیرد.
در رودبار برای شب چله انار، سیب، گلابی و هندوانه تهیه میکنند. در شهر خمین کدو حلوایی را داخل تنور میگذاشتند تا برشته شود. در دماوند هویج نیز جزو میوههای مرسوم شب یلدا بود. در ازنا سنجد، کالک و جوجهترشی جزو خوردنیهای شب یلدا به شمار میرفت.
برخی رسوم شب یلدا
از جمله رسوم شب یلدا میتوان به رسوم زیر اشاره کرد:
گردو شکستن (نساء علیای طالقان): از میان جمعی که برای شب چله دور هم گرد آمده بودند، یک نفر بلند میشد و میگفت: «خان در، خانچه دره – درک را واز کن بقچه دره.» (= خوانچه دَرِ خانه است. درک خوانچه را باز کن در آن بقچه است.) پس از خواندن این شعر، افراد حاضر یکییکی گردوهایی را که فراهم شده بود، میشکستند. مغز گردوی هر کس سفیدتر و درشتتر و بهتر بود، سایرین گوسفندان خود را به نام او میکردند؛ یعنی اگر می خواستند بگویند «گوسفندان ما را به صحرا ببرید» مثلاً می گفتند: «گوسفندهای رستم را به صحرا ببرید» و عقیده داشتند به این ترتیب گوسفندهایشان زیاد میشود.
شال انداختن: در برخی مناطق ایران از جمله طالقان و فیروزکوه در شب یلدا رسم شال انداختن را اجرا میکردند. مثلاً در طالقان، جوانی که دختری را دوست داشت، یک شال پشمی بر داشته، هدیهای که جوراب، روسری، النگو و یا چادر بود به شال می بست و از منفذی در وسط بام گنبدی خانه پایین میکرد. دیگران که متوجه موضوع میشدند همگی از اتاق بیرون رفته و به دختر و پسر فرصتی می دادند تا کمی گفتوگو کنند. سپس دختر هدیه را باز کرده و به پدر و مادرش میداد. مادر دختر نیز هدیهای مثل کیسه توتون یا چپق دانهنشان به ریسمان میبست و پسر آن را بالا میکشید. اگر مادر دختر، پسر را نمیپسندید، یک گیوه کهنه یا چیزی مشابه به شال یا ریسمان میبست.
شب چلهای برای عروس و داماد: در شهرهای گوناگون رسم چنین بوده است که برای دختر و پسری که تازه ازدواج کردهاند از طرف خانوادههای ایشان هدایایی فرستاده میشده است. این هدایا در مناطق مختلف اختلافات اندکی با هم دارند.
چیزهایی که در اراک برای عروس آینده یا دختر تازه عروس میفرستادند عبارت بود از یک قواره پارچه، نان شیرینی و چند نوع میوه. اینها را در مجمعه میگذاشتند و روی مجمعه پارچۀ مخمل میانداختند و برای دختر میفرستادند. شب چلهای را غالباً یک نفر بیگانه میبرد که انعام بگیرد.
در لاهیجان پسران برای نامزد خود «شب چلهگری» میفرستادند که عبارت بود از مقداری میوه چون پرتقال، لیموشیرین، بِه، انار، خربزه و نیز چای، قند و یک قواره پارچه.
در باویل اسکو برای دخترانی که نامزد شده بودند از طرف خانوادۀ داماد خوانچههایی فرستاده میشد. روی یکی از خوانچهها میوههایی مثل انار، سیب، پرتقال، گلابی، هندوانه و شیرینی میگذاشتند. روی خوانچۀ دیگر حلوا، پشمک، کلهقند، در سومی یک دست لباس، چادر، جوراب، کفش، آیینۀ بخت، شانه و قیچی، و در خوانچۀ چهارم برای پدر و مادر، خواهران و برادران، و مادر بزرگ دختر چیزهایی مانند چادر، پیراهن، جوراب و چارقد میگذاشتند.
در خوی خوانچهای که در آن دوازده بشقاب خوردنی بود، میفرستادند. دورا دور این دوازده بشقاب را شیرینی می چیدند، به این ترتیب: زنجفیلی، نان برنجی، باقلوا، حلویات، نان شکری، لوز و از اینگونه شیرینیها.
جشن آبِ نو (ارومیه)
اَنبی از روستاهای ارومیه است. مردم انبي جشني داشتند به نام «جشن آبِ نو» كه جشني بود سرشار از نشاط و كار و پاكيزگي. فرداي شب یلدا و نزديك ظهر، خانوادههایي كه حياط و حوض و یا آب انبار داشتند، از كوچك و بزرگ از كنار حوض يا آب انبار تا جلوی خانه صف میکشیدند. سرپرست خانه سطلي به دست ميگرفت و آن را از آب يك سال ماندۀ حوض يا آب انبار پر ميكرد و به دست كنار دستي خود ميداد و او نيز به دست يكي ديگر و آخرين نفرآب را بيرون ميريخت. به همين ترتيب آب كهنه را بيرون ميريختند و حوض و آب انبار را از آب تازۀ چشمهها پر ميكردند و دست و روي خود را با آب تازه و پاكيزه ميشستند و پس از آن به ناهار مينشستند.
فال سوزن (همدان)
پس از آنکه خوردنیهای شب یلدا تمام میشد، یک تکه پارچۀ تازۀ آب ندیده میآوردند و به دختر بچۀ کوچکی میدادند. یک نفر از زنان مسن جمع از حفظ شعر میخواند و دختر بچۀ کوچک روی پارچه سوزن میزد. حاضران در مجلس در دل نیت میکردند. خواندن هر شعر که تمام میشد، کسی که نیت کرده جواب نیت خود را میگرفت. شعر زیر نمونهای از آن اشعار است:
سفید مرغی بودم بر شاخ پسته
فلک سنگی زده بالم شکسته
فلک! بالی بده پرواز گیرم
در دروازۀ شیراز گیرم
طرز تهیۀ برخی خوراک ها
پشت زیک (مازندران): مقداری شکر سفید را در ظرفی ریخته و با آب می جوشانند تا قوام بیاید (یا به اصطلاح محلی مات شود). آنگاه کنجد یا مغز گردو را که از قبل بو داده اند به مقدار لازم به آب و شکر اضافه می کنند و خوب هم می زنند. سپس آن را در ظرفی مانند بشقاب یا پشت سینی ریخته و پخش می کنند. پس از سرد شدن، آن را با کارد بریده و در پذیرایی از آن استفاده می کنند.
خاگینه خرما (زنجان): پس از سرخ کردن مقدار زیادی پیاز خلال شده، کمی زردچوبه، فلفل سیاه، دارچین و نمک به به پیاز اضافه می کنند و آنرا در ظرفی جداگانه کنار می گذارند. در همان ظرف، حدود نیم کیلو خرما زاهدی خشک رو که هسته اش را گرفته اند، تفت می دهند. سپس حدود نیم کیلو کشمش پلویی، و مقداری خلال پسته و بادام را جداگانه تفت می دهند. اکنون به ترتیب پیاز، خرما، مخلوط کشمش و آجیل را در ظرف شیشهای چیده و روی ظرف دو عدد تخم مرغ می شکنند و کمی ادویه و نمک و زعفرون روی تخممرغ می پاشند و در ظرف را می بندند. پس از ده دقیقه خاگینه خرما آماده است.
شوشتر
حدود سیصد گرم پیاز خرد شده را سرخ می کنند و مقداری زردچوبه به آن اضافه می کنند. می توان مقداری سیر نیز بدان افزود. حبوبات شامل دویست گرم ماش، دویست گرم عدس و چهارصد گرم لوبیا چشم بلبلی را پخته و سپس حدود هفتصد و پنجاه گرم برنج اضافه بدان می کنند. پس از آنکه برنج اندکی نرم شد، سبزی و چغندر پخته شده، آب انار و آب تمر هندی، نمک و فلفل قرمز نیز اضافه کرده و با شعله ملایم می گذارند تا جا افتد. پس از جا افتادن غذا، پیاز سرخ شده همراه با زرد چوبه را با حَمیس مخلوط می کنند. اکنون حمیس آماده
بنیاد میراث پاسارگاد