دو عکس و رازهای سر زده بسیار از آن، در سالروز اشغال ایران ـ اکبر کریمیان

 

 

 

 

 

یاداشت کوتاهی در خصوص انتشار عکس جنجالی سفیر روسیه در تهران در سالروز اشغال ایران به وسیله متفقین 

انتشار عکسی توسط سفیر روسیه، که در آن سفیر بریتانیا و روسیه در کنار هم درست در جایی که رهبران متفقین در زمان اشغال ایران نشسته بودند، در شبکه‌های اجتماعی غوغایی به پا کرد.

آنچه به باور من، سفیر روسیه قصد انجامش را داشت، ارسال پیامی به جهان بود. پیامی به این مضمون ؛ 《 کاری را که استالین میخواست انجام بدهد و درش ناکام ماند، دولت متبوع او، پوتین انجامش داد》!

اگر اینگونه تصور شود که قصد سفیر روسیه از انتشار این عکس در سالروز اشغال ایران ، “شوخی” بیش نبوده، انوقت است که باید از خود بپرسیم، اگر ایران توسط سردمداران جمهوری اسلامی چنین به خاک سیاه ننشسته بود، آیا در مغز سفیر روسیه یک چنین “شوخی” بیمزه شکل میگرفت؟

مسئله کمی پیچیده تر از آن است که این عکس و انتشارش را شوخی بیمزه بخوانیم. مگر در همین چند هفته اخیر نبود ‌ه روسیه و بریتانیا در دریای سیاه برای هم خط و نشان می‌کشیدند؟

حالا چطور شده است که سفیران این دو کشور که در حال “خط نشان کشی” و همدیگر را تهدید میکردند- روسیه ناو نظامی بریتانیا را تهدید به حمله و نابود کردنش کرد و بریتانیا هم اعلام کرد که حاکمیت روسیه بر کرمیه را نمی‌پذیرد و به یکدیگر میگفتند که “چنین و چنانت میکنیم”، اکنون در ایران و بر سر همان پلکان، مانند دو دوست قدیمی، در کنار یکدیگر عکسی با لبخند تمنی میگیرند!!

کار سفیر روسیه یک دهان کجی بود به غرب و سیاستهای بی در و پیکرش، از ایجاد “کمربند سبز” – برژینسکی و “اسلام گسترانی” که قصد بازداری شوروی و رسیدن به آبهای گرم، بود، تا خلق طالبان و اسلامگرایان افغانی!

روسها نه فقط به آبهای گرم دست یافتند، بلکه آمریکائیان را از ایران دور کردند و با رقیب قدیم شان، انگلیس، همچون دو شطرنج باز قهار ، با مهره هایی که در اختیار دارند، قصد تقسیم غنائم شان را کرده اند.

یکی سپاه را عَلم کرده و دیگری ملایان را، یکی امریکا ستیزی و اسرائیل کشی را در کله این و آن استراتژی کرده و دیگری، با گسترده شدن اسلام “ناب محمدی” راهکار.

هر دو، صاحبان اهرمهای فشار برای بدست آوردن امتیاز در معامله های سیاسی و اقتصادی شان هستند و مردم بیچاره سر در خاک ذلت فرو برده ما، به مانند ۱۹۴۳، تسلیم شده و در چنگال این و آن!

عجب ایرانمان ویران شده!

در قرن ۲۱، دو سفیر سلطه‌جو، که فقط بر سر خوردن منابع ملی مان توافق دارند، در کنار هم بنشینند و با خنده، عکسی به کنایه از “پل پیروزی۱۹۴۳” با هم بگیرند.

هم‌میهنان گرامی، تا نظام ضدانسانی و ضدملی جمهوری اسلامی وجود دارد، حقارتها و مصیبتهای مان، نه اینکه کم نمیشود. بلکه روزبروز هم افزود تر خواهد شد.

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

  چرا آمریکا و اروپا، ایران و افغانستان را رها می‌کنند؟ ـ داریوش بی نیاز

Read Next

تفاوت مفهوم امنیت در ایران و اسرائیل ـ گفتگوی دکتر محسن بنائی و مناشه امیر