تاریخ انتشار: May 22, 2026
معمولاً برخی از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی، هنگامی که با این پرسش روبرو میشوند که « پس شما چه کسی را برای رهبری دوران گذار یا پس از آن پیشنهاد میکنید؟»، می گویند: «در ایران افراد شایستهی بسیاری هستند که میتوانند رهبران بهتری باشند» اما وقتی از آنها میخواهیم یکی دو تن از این «رهبران» را معرفی کنند، می گویند: «بیشترشان در زندان هستند»، «از ترس حکومت هویت خود را فاش نمیکنند» یا «در آن فضای خفقان، کسی جرات معرفی آنها را ندارد».
به نظر میرسد این سخنان نسنجیده و احساسی، بیش از آنکه ناشی از باور به حضور شخصیتهای سیاسی «پنهان» در ایران باشد، بهانهای برای رد کردن شاهزاده است. همین مرا بر آن داشت تا نگاهی کوتاه و گذرا به تاریخ هفتاد هشتاد ساله جهان داشته باشم و ببینم که در دوران تغییر و تحول های سیاسی؛ از قیام های استقلال طلبانه گرفته تا انقلاب ها و حتی کودتا ها، چه تعداد از رهبران از داخل زندان ها بیرون آمده اند، چه تعدادی در سرزمین شان سربلند کرده اند و چه تعدادی در خارج از کشورشان مبارزه را شروع کرده، و با کمک یا بی کمک مردم خود و یا خارجی ها توانسته اند به قدرت برسند.؟
آمارهای صد سال اخیر نشان میدهد که از میان حدود چهل پنجاه جنبش، کودتا و انقلاب تأثیرگذار در جهان، مشهورترین رهبران را میتوان به دستههای زیر تقسیم کرد:
رهبران در تبعید
کسانی که مبارزه را از خارج از کشور آغاز کردند، به شهرت و محبوبیت رسیدند و پس از بازگشت، قدرت را در دست گرفتند:
- ولادیمیر لنین (روسیه)
- کیم ایل سونگ (کره شمالی)
- هوشی مین (ویتنام)
- فیدل کاسترو (کوبا)
- روحالله خمینی (ایران)
- بینظیر بوتو (پاکستان)
- کورازون آکینو (فیلیپین)
بازگشت با حمایت کشورهای دیگر
چهرههایی که با فشار یا حمایت مستقیم کشورهای غربی به وطن بازگشتند:
- حامد کرزای (افغانستان)
- احمد چلبی (عراق)
به باور من، روحالله خمینی را نیز میتوان در این دسته قرار داد؛ چرا که او تا پیش از حمایت و تبلیغات وسیع رسانههای غربی، جایگاه یک «رهبر سیاسی» فراگیر را نداشت و تنها بخشی از مذهبیهای تندرو (آن هم به دلیل مخالفت با اصلاحات ارضی و حقوق زنان) پیرو او بودند. در حالی که حتی فردی مانند حامد کرزای، پیش از حمایت آمریکا، به عنوان رئیس قبایل و یک فعال سیاسی در منطقه شناخته شده بود و چلبی نیز از مشهورترین مخالفان علنی صدام به شمار میرفت.
از سلول زندان تا کاخ رهبری
این رهبران، برخلاف تبعیدیها، در داخل کشور و بهطور علنی مبارزه کردند. آنها چهرههایی شناختهشده بودند که با فشار افکار عمومی یا قیام مردمی از زندان و حصر خارج شده و سکان قدرت را به دست گرفتند:
- نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی): مشهورترین نمونه که پس از ۲۷ سال زندان، در حالی که تمام دنیا او را میشناخت، به ریاستجمهوری رسید.
- واتسلاو هاول (چکسلواکی): نویسنده و منتقدی که بارها زندانی شد و سرانجام با «انقلاب مخملی» و رأی میلیونی مردم انتخاب شد.
- قوام نکرومه (غنا): او در حالی که در زندان استعمار بود، در انتخابات پیروز شد چون مردم او را از قبل میشناختند.
- جواهر لعل نهرو (هند): همراه با سایر رهبران حزب کنگره، سالها در زندانهای بریتانیا بود و به محض استقلال، نخستوزیر شد.
- کیم دائه جونگ (کره جنوبی): او سالها زندان، حکم اعدام و تبعید را پشت سر گذاشت، برنده جایزه نوبل شد و در نهایت از طریق صندوق رأی به قدرت رسید.
- لِخ والسا (لهستان): رهبر جنبش همبستگی که از کارگری و بازداشت در حکومت کمونیستی به ریاستجمهوری رسید.
قدرتگیری در گمنامی (دیکتاتورهای نظامی)
تنها کسانی که بدون شناختهشدن قبلی توسط مردم به قدرت رسیدند، دیکتاتورهایی بودند که از طریق کودتا و زور اسلحه بر تخت رهبری نشستند:
- معمر قذافی (لیبی): افسری جوان و کاملاً گمنام که مردم تا مدتی حتی نام رهبر واقعیشان را نمیدانستند.
- جمال عبدالناصر (مصر): او در ابتدا برای جلب اعتماد، ژنرال محبوب «محمد نجیب» را پیش انداخت و خود تا مدتها چهرهای ناشناخته بود.
گذشته از همه ی این ها، تجربهی جنبشهای اخیر در ایران ثابت کرده است که تا وقتی سایهی این رژیم اشغالگر و خشن بر سرزمین ما سنگینی می کند، امکان شکلگیری جنبشهای مسالمتآمیزی مانند (انقلابهای رنگی یا مخملی) عملاً وجود ندارد. تاریخ به ما میگوید رهبران «پنهانی» یا «ناشناخته» وجود خارجی ندارند؛ رهبر واقعی یا در تبعید است، یا حتی اگر در زندان باشد مورد حمایت بخش بزرگی از مردم است.
در چنین شرایطی، رها کردن شخصیتی مانند شاهزاده رضا پهلوی که علاوه بر این که چهرهای کاملا شناختهشده است، و حداقل میلیون ها ایرانی او را قبول دارند، به امید یافتن کسانی که هیچ شناختی از آنها نداریم، (و حضورشان ممکن است فضای دوران گذار را گرفتار هرج و مرج کند) ریسک بزرگی می باشد. ریسکی که ممکن است برای ایران و ایرانی بسیار گران تمام شود.
شکوه میرزادگی
۲۲ می ۲۰۲۶
بنیاد میراث پاسارگاد