تاریخ انتشار: September 25, 2026
جنگ، زنان، کنشگری و پیشگیری از جنگ
روز۲۱ سپتامبر/ ۳۰ شهریور”روز جهانی صلح” می باشد. این روز امسال با موضوع”سرمایه گذاری در صلح، برای همه، همهجا ، هر روز” اعلام شد و سازمان ملل تاکید دارد که ” صلح فقط بهمعنای نبود جنگ نیست بلکه بهمعنای امنیت، کرامت، فرصت و زندگی عاری از خشونت نیز می باشد.
این روز نخستین بار در سال ۱۹۸۱ میلادی توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد تا به موضوع صلح و دوری از جنگ پرداخته شود و فراخوان درخواست آتش بس برای کشورهای در حال جنگ و عدم خشونت در سراسر جهان داده شود.
زنگ صلح ژاپنی که در سال۱۹۵٤ از سوی انجمن سازمان ملل متحد ژاپن به سازمان ملل اهدا شد، از سکههایی از ۶۰ کشور ساخته شده است و هر سال در مراسم روز جهانی صلح به صدا درمیآید که نمادی از آرزوی جهانی برای صلح و یادآور هزینه انسانی جنگ است.
زنان و کودکان، بیشترین آسیب دیدگان جنگ:
گزارش های سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که بیش از ۶۰۰ میلیون زن و دختر که در مناطق و کشور های متاثر از منازعه زندگی می کنند و در معرض پیامدهای مستقیم و غیر مستقیم جنگ قرار دارند.
در شرایط حاضر در جنگ بین ایران، آمریکا و اسرِاییل هستیم ، برای پایان یافتن جنگ و آغاز صلح، امیدوارانه تلاش میشود ، اما متاسفانه جهان در شرایطی قرار دارد که کشورها به خاطر منافع خود جنگ ها را همچنان بر پا می کنند تا بر قدرت خود بیفزایند. در سال های گذشته با جنگ های عراق،رواندا، بالکان، لیبی، اوکراین، غزه، لبنان، یمن و اخیرا ایران، شمار آوراگان، کشته شدگان، ناقص شدگان و آسیب دیدگان جسمانی و روانی بسیار بالا رفته است، که بیشترین آنان زنان و کودکان می باشند.
در مورد جنگ جاری، یکی از مهمترین منابع، گزارش بشر دوستانه سازمان ملل در ایران است که گزارشی در مورد زنان و کودکان میدهد.
گزارش سازمان ملل تا ۳ آوریل ۲۰۲۶
| گروه | کشتهشده | مجروح |
| کودکان | ۲۱۶ | ۱٬۸۸۱ |
| زنان | ۲۵۱ | ۴٬۶۱۰ |
| مجموع زنان و کودکان | ۴۶۷ | ۶٬۴۹۱ |
منبع: سازمان ملل متحد ، دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه (OCHA)،
Humanitarian Update, No 2
البته باید در نظر داشت که این آمار، آمار گزارش شده از سوی وزارت بهداشت ایران است و درستی آن دقیقا مشخص نیست.
در مورد زنان باید یادآور شد که زنان فقط بهعنوان «قربانی مستقیم»، آسیب نمیبینند و سازمان ملل، بخش زنان /UN Women تأکید کردهاست که جنگ برای زنان پیامدهایی فراتر از کشته و زخمی شدن دارد و آنان از نظر موارد زیر نیز صدمه می بینند:
افزایش خطر خشونت جنسیتی؛
اختلال در دسترسی به خدمات درمانی؛
مشکلات مربوط به بارداری و زایمان؛
آوارگی و بیخانمانی؛
افزایش بار مراقبت از کودکان و سالمندان؛
از دست دادن درآمد و منابع اقتصادی؛
افزایش خطر خشونت جنسی و استثمار در شرایط آوارگی؛
و آسیبهای روانی و اجتماعی طولانیمدت.
همچنین، بخش زنان سازمان ملل در ۳ مارس ۲۰۲۶، همزمان با تشدید جنگ ایران، صراحتاً اعلام کرد که افزایش درگیریهای جنگ، خطر خشونت جنسیتی را افزایش داده و خدمات ضروری برای زنان و دختران را مختل میکند.
بنا بر گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲٣ در مورد ، صلح و امنیت زنان، نسبت زنان کشته شده در منازعات مسلحانه نسبت به سال قبل دو برابر شد. همچنین موارد تایید شده خشونت جنسی مرتبط با منازعات، پنجاه درصد افزایش یافت و تعداد دخترانی که در منازعات مسلحانه تحت تاثیر نقص های شدید حقوق کودکان قرار گرفتند، سی و پنج درصد افزایش داشت
بر اساس آمار بالا ، زنان صدمات گوناگونی در خلال جنگ و پس از جنگ را تجربه می کنند: زنان در جریان جنگ کشته میشوند، زندانی میشوند و مورد شکنجه و تجاوز قرار میگیرند، آسیب های روانی و جسمی را تجربه میکنند و در بعضی موارد به اجبار آواره میشوند.
زنان چون در خلال جنگ، مسئولیت محافظت از کودکان و خانه و کاشانه را بر دوش دارند، این مسئولیت بطرز وحشتناکی بر آنان فشار عصبی وارد آورده و باعث استرس مزمن میشود. به ویژه وقتی که زنان در جامعه ای مردسالار زندگی میکنند و از استقلال اقتصادی برخوردار نیستند و توانایی های اقتصادی ندارند، با نبود مرد خانواده به اجبار تحت قیمومت برادر و یا پدر و یا پدربزرگ و یا مردهای خانواده شوهر قرار میگیرند و استرس آنها بشدت تشدید میشود. استرس های مزمن علاوه بر ایجاد اضطراب، افسردگی، اختلالاتی در سلامت فیزیکی زن نیز به وجود می آورد. زنان در این دوران بیش از پیش به خدمات بهداشتی و درمانی نیاز دارند و امکانات دستیابی اندک به خدمات پزشکی و بهداشتی برایشان بسیار مشکل زا میگردد.
در شرایط جنگی و پس از جنگ، شرایط آموزشی برای زنان و کودکان نیز دشوارتر شده و بسیاری از کودکان به ویژه دختران به اجبار ترک تحصیل می کنند و این خود باعث عقب نگهداشتن دختران از توانایی های اقتصادی و اجتماعی شده و ناهنجاری های اجتماعی چون ازدواج زود هنگام و قتل های ناموسی را بهوجود میآورد. یونیسف “آژانس حمایت از کودکان سازمان ملل متحد،” بر اساس داده هایش هشدار داده که در صورت عدم اقدام عاجل در مورد آموزش کودکان با یک «فاجعه بین نسلی» مواجه خواهیم شد.
سال ها است که برخی از سیاستمداران و مجامع بین المللی و سازمان های صلح در جهان برای توقف و به صفر رساندن وقوع جنگ تلاش میکنند، اما نتایج زیادی بدست نیاوردهاند.زیرا جنگ و تلاش های جنگ افروزانه که بهدلیل قدرت طلبی بسیاری از سردمداران کشور هابه وقوع میپیوندد در انحصار مردان است.
جنبش فمنیسم صلح خواه:
در سال های قرن ١۹ و ۲۰ ، بسیاری از زنان خواستار اصلاحات حقوق زنان،” مساله صلح” را به زنان مرتبط میدانستند و باور داشتند که مردان هم باید به این عقاید برسند. این جریانهای فکری بر این باور بودند که ساختارهای قدرت و تصمیمگیری که عمدتاً در اختیار مردان بودهاند، در شکلگیری و تداوم سیاستهای جنگمحور نقش داشتهاند.
با آغاز جنبش فمینیستی در سال ١۹۶۰ جنبش فمینیسم صلح خواه خود را از دیگر نهادهای صلح خواه در زمینههای زیر متمایز دانست:
1- برخلاف سیاست کلاسیک جهانی جنگ که صلح را فقط نبود جنگ کشوری و لشگری میداند، فمینیسم صلح خواه، صلح را نه تنها عدم جنگ کشوری بلکه نیل به اهداف مثبت فرهنگی و اجتماعی نیز میداند و با تاکید به ایده های لیبرالی تلاش میکند که جامعه ای با ارزش های اخلاقی انسانی بر پا شود.
2- فعالان فمینیست صلح خواه، با افزودن خشونت بر مبنای تبعیض جنسیتی و انواع گوناگون تبعیض بر دختران، زنان،کودکان و افراد جامعه ،مبنای صلح را به صلح مثبت تبدیل میکنند
این فمینیست ها باوردارند که جامعه و قانون،نقشها و امتیازاتی را به مردان میدهد و آنها را نیروی قدرتمند و مسلط جامعه میسازد و بر همین اساس است که رفتار و نقش های زنان در جامعه شکل میگیرد. بنابراین اگر قوانین تغییر کنند وساختارهای نوینی بر آن اساس ایجاد شود که تسلط مردان را از بین ببرد، زنان خواهند توانست بهطور برابر در ساختارهای تصمیمگیری سیاسی و رهبری ( بطور مثال –در مورد جنگ ) مشارکت کرده و حضور و نقش فعال خود را ایفا کنند، و بر این اساس، محققان فمینیست به این نتیجه رسیدند که “تضمین صلح با برابری جنسیتی زنان و مردان رابطه مستقیم دارد و پیش شرط ضروری صلح پایدار است“.
اقدام سازمان ملل:
با تلاش بسیار زنان، شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه ۱۳۲۵(زنان ، صلح و امنیت) را در سال ۲۰۰۰ به تصویب رساند و برای نخستین بار شورای امنیت از دولت ها خواست که نمایندگی زنان در سطوح تصمیمگیری افزایش یابد و مشارکت کامل و برابر زنان در پیشگیری جنگ و روندهای صلح تضمین شود.
در حال حاضر سال ها از تصویب این قطعنامه سپری شده است، اما هنوز مردان، تصمیم گیرنده جنگ ها هستند و به گفته دبیرکل سازمان ملل، بر اساس آمار و تحقیقات اخیر “ظرفیت تحول آفرین رهبری زنان و مشارکت در پیگیری صلح” نادیده گرفته شده ، زیرا اکثرا مردان سیاست گذاری و اتخاذ تصمیم در باره صلح و امنیت را به عهده دارند. “!
شکاف جنسیتی:
شکاف جنسیتی قابل ملاحظه ای در بیشترین کشورها وجود دارد که برقراری صلح پایدار را مشکل میسازد. نگاهی به آمار منتشر شده مجمع جهانی اقتصاد درشانزده سپتامبر ۲۰۲۶ نشان دهنده این واقعیت است
(WEF) World Economic Forum
مجمع جهانی اقتصاد، شکاف جنسیتی ۱۴۵ کشور را در چهار حوزه میسنجد؛ آمار دو حوزه مشارکت و فرصت اقتصادی و توانمندسازی/مشارکت سیاسی. بسیار قابل ملاحظهاند.
| حوزه | درصد شکاف بستهشده | شکاف باقیمانده |
| مشارکت و فرصت اقتصادی | ۶۱٫۷٪ | 38.3٪ |
| توانمندسازی سیاسی | ۲۲٫۱٪ | 77.9٪ |
| آموزش | ۹۶٫۲٪ | 3.8٪ |
| سلامت و بقا | 96.9٪ |
در سال ۲۰۲۶ بزرگترین شکاف جنسیتی همچنان در حوزه سیاسی است؛ تنها ۲۲.۱ درصد از شکاف جهانی در این حوزه بسته شده است. در اقتصاد نیز فقط ۶۱.۷ درصد شکاف بسته شده است.
جزئیات مهم مشارکت سیاسی؛ شاخص «توانمندسازی سیاسی» در جدول WEF سه مؤلفه اصلی دارد:
نمایندگی زنان در پارلمان: ۳۲٪ برابری جهانی
نمایندگی زنان در پستهای وزارت و کابینه: ۲۳.۷٪
سابقه داشتن رئیس دولت زن در ۵۰ سال گذشته: فقط ۱۴.۴٪
۶۴ کشور از ۱۴۵ کشور بررسیشده در ۵۰ سال گذشته هیچ رئیس دولت زنی نداشتهاند. در عین حال، یک نکته جالب در گزارش این است که در مقایسه با سال ۲۰۰۶، نمایندگی زنان در پارلمان از حدود ۱۷.۹٪ به ۳۱.۴٪ و سهم زنان در پستهای وزارت از ۱۲.۴٪ به ۲۳.۵٪ افزایش یافته است. با این حال، فاصله سیاسی هنوز بسیار زیاد است.
مشارکت اقتصادی
در حوزه اقتصادی، شاخص جهانی در سال ۲۰۲۶ ۶۱.۷٪ است. این شاخص موضوعاتی مانند مشارکت نیروی کار، درآمد، حضور زنان در مشاغل تخصصی و فنی و حضور در پستهای مدیریتی و تصمیمگیری را دربرمیگیرد.
WEF بر اساس روند فعلی برآورد میکند که اگر سرعت پیشرفت از نظر تاریخی ادامه پیدا کند:
رسیدن به برابری کامل اقتصادی: حدود ۱۲۹ سال
رسیدن به برابری کامل سیاسی: حدود ۱۹۴ سال
برابری کلی جنسیتی در چهار حوزه: حدود ۱۲۰ سال
طول خواهد کشید ، البته اینها برآوردهای مبتنی بر ادامه روند گذشته هستند، نه پیشبینی قطعی برای آینده.
نکته دیگری که قابل توجه است این است که حتی با وجود پیشرفت زنان در آموزش، دسترسی به قدرت سیاسی و فرصتهای اقتصادی هنوز بهمراتب عقبتر است.
شکاف جنسیتی در مورد ایران در لیست کشورها بطور مشخص ارائه شده و این چنین ارائه شده است:
ایران در گزارش شکاف جنسیتی ۲۰۲۶
| شاخص | ایران ۲۰۲۶ | رتبه جهانی ایران |
| شاخص کلی شکاف جنسیتی | 58.5٪ | ۱۴۴از ١٤۵ |
| مشارکت و فرصت اقتصادی | ۳۵٫۱٪ | ١٤۵ از ١٤۵ |
| توانمندسازی/مشارکت سیاسی | ۴٫۶٪ | ١٣۹ از ١٤۵ |
| آموزش | ۹۸٫۴٪ | — |
| سلامت و بقا | ۹۶٫۱٪ |
ئ
۱. مشارکت اقتصادی زنان در ایران
یعنی طبق روش WEF، عدد در ۳۵٫۱٪بخش اقتصادی به این معناست که ایران فقط ۳۵٫۱٪درصد از شکاف جنسیتی اقتصادی خود را بسته است؛ بنابراین نزدیک به دو سوم این شکاف همچنان باقی است. ایران در این شاخص در رتبه آخر میان ۱۴۵ اقتصاد قرار گرفته است.
در این گزارش چند نکته مهم دیده میشود:
برابری جنسیتی در مشارکت نیروی کار در ایران در سال ۲۰۲۶ فقط ۲۰٫۹٪ است .
این رقم در سال ۲۰۰۶ حدود ۵۲ درصد بوده؛ یعنی در دو دهه گذشته این شاخص تقریباً ۶۰ درصد کاهش نسبی داشته است .
برابری زنان و مردان در قانونگذاران، مقامات ارشد و مدیران به ۲۵٫۵٪رسیده است.
در مشاغل تخصصی و فنی، این شاخص ۵۶٫۷٪ است.
شکاف جنسیتی در درآمد کسبشده بسیار بزرگ است و امتیاز برابری از ۲٨٫۵٪
در ۲۰۰۶ به ۱۶٫۳٪در ۲۰۲۶ کاهش یافته است.
این آمار نشان میدهد که مشکل فقط «حضور زنان در دانشگاه و آموزش» نیست؛ بلکه تبدیل تحصیلات زنان به اشتغال، درآمد و قدرت اقتصادی همچنان با شکاف بسیار بزرگی روبهروست.
۲. مشارکت و قدرت سیاسی زنان در ایران
وضعیت سیاسی حتی فاصله بیشتری با برابری دارد:
امتیاز ایران در توانمندسازی سیاسی، فقط ۴٫۶٪،میباشد.
جزئیات این گزارش نشان میدهد:
برابری در نمایندگی زنان در پارلمان فقط ٪۵٫۲ است،
برابری در پستهای وزارت و کابینه کمتر از ٪١۲ میباشد،
و شاخص ریاست دولت صفر است؛ یعنی در محاسبه WEF، ایران طی ۵۰ سال گذشته هیچ سابقهای از زن در رأس دولت نداشته است.
نسبت به سال ۲۰۰۶، نمایندگی زنان در وزارتخانهها و پارلمان اندکی افزایش یافته، اما این افزایش برای ایجاد تغییر اساسی در شکاف سیاسی کافی نبوده است.
مقایسه ای مهم در نشان دادن نقش شکاف اقتصادی و سیاسی در سیاست های پیشگیرانه برای وقوع جنگ
| کشور | رتبه کلی ۲۰۲۶ | شکاف اقتصادی | شکاف سیاسی | آموزش | سلامت |
| آمریکا | ۴۷ | ۷۷.۳٪ | ۲۴.۹٪ | ۱۰۰٪ | ۹۷.۳٪ |
| ایران | ۱۴۴ | ۳۵.۱٪ | ۴٫۶٪ | ۹۸٫۴٪ | ۹۶٫۱ |
جدول بالا نشان میدهد که رتبه های کلی شکاف جنسیتی کشور آمریکا(۴۷) و ایران (۱۴۴) می باشند. ایران یکی از بالاترین رتبه کلی شکاف جنسیتی را دارد و امریکا نیز رتبه متوسطی از 154 کشور را دارد. همچنین شکاف سیاسی ایران بالا است و برای آمریکا نیز نسبتا بالا میباشد .
هرچند این دادهها بهتنهایی رابطهای علت و معلولی میان شکاف جنسیتی و وقوع جنگ را اثبات نمیکنند؛ اما نشان میدهند که زنان همچنان در بسیاری از کشورها از حضور برابر در ساختارهای تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی فاصله دارند. این مسئله با یکی از محورهای اصلی قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت ، یعنی “ضرورت مشارکت مؤثر زنان در پیشگیری از منازعات و فرایندهای صلح” ارتباط مستقیم دارد.
توصیه میشود که جنبش زنان صلح خواه در ایران، کشورهای خاورمیانه و سراسر جهان تلاش های خود را برای پیشگیری از منازعات خشونت زا ( مانند جنگ) شدت بخشند، تا از قدرت مردانه که سیاست های بسیاری از کشور ها را برعهده دارند،کم شود.
نهاد های زنان برای آموزش و توانمندی زنان برای مدیریت های کلان سیاسی اقدام کنند تا زنان بتوانند توانایی و فرصت های بیشتری برای مشارکت سیاسی و تصمیمگیریهای کلان را داشته باشند.
از سازمان ملل نیز انتظار می رود تا برای برقراری برابری جنسیتی در کشورها به ویژه مشارکت سیاسی زنان اقدامات ممکن بعمل آورد تا سیاست گذاری و تصمیم گیری های کلان بوسیله زنان محتمل گردد.
نهادی های مدنی و بین الملل نیز در زمان جنگ برای حمایت از زنان و کودکان الزام به اقدام عاجل دارند.
۳ مهر ۱۴۰۵ | 25-09-2026
شهلا عبقری، عضو کارگروه آموزش و پژوهش کمپین قتل های ناموسی
بنیاد میراث پاسارگاد