شراب ایرانی؛ فرصت از دست‌رفته‌ برای اقتصاد کشور پس از انقلاب ۵۷ – سمیرا گلچین

تاریخ انتشار: October 10, 2026

سمیرا گلچین

ایران‌اینترنشنال

ایران حدود ۱۲۸ هزار هکتار تاکستان دارد؛ تنها ۳۱ هزار هکتار کمتر از استرالیا، کشوری که صادرات شراب آن در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳ میلیارد یورو ارزش داشت. با این حال، سهم رسمی ایران از بازار جهانی شراب تقریبا صفر است؛ بازاری که ارزش صادرات آن در سال ۲۰۲۵ به ۳۳.۸ میلیارد یورو رسید.

این تفاوت تنها به میزان تولید انگور مربوط نیست، بلکه نتیجه حذف صنعتی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از اقتصاد رسمی ایران کنار گذاشته شد. انگور همچنان در فارس، قزوین، همدان و ارومیه تولید می‌شود و کشمش ایران در بازارهای جهانی حضور دارد، اما یکی از مسیرهای تبدیل این محصول کشاورزی به صنعت، صادرات، اشتغال و گردشگری، نزدیک به نیم قرن است که بسته مانده است.

از شراب تاریخی شیراز تا ممنوعیت پس از انقلاب

نام «شیراز» اکنون یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت جهانی شراب است، هرچند شراب شیراز استرالیا از انگور «سیرا» با منشاء فرانسوی تولید می‌شود و ارتباط ژنتیکی اثبات‌شده‌ای با انگور تاریخی شیراز ایران ندارد.

شراب‌سازی در ایران پیشینه‌ای چند هزار ساله دارد. یافته‌های باستان‌شناسی در حاجی‌فیروزتپه، در شمال‌غرب ایران، شواهد نگهداری شراب انگور را به حدود هفت هزار سال پیش می‌رساند. قرن‌ها بعد، شراب به بخشی از فرهنگ و ادبیات فارسی تبدیل شد و در شعر ایران، واژه‌هایی مانند «می»، «باده» و «ساقی» جایگاهی ماندگار یافتند.

شراب شیراز در دوره صفوی شهرت تجاری داشت. بازرگانان انگلیسی و هلندی بخشی از آن را از مسیر خلیج فارس به هند و دیگر مناطق آسیا، عمدتا برای مصرف خود، می‌بردند. در سال ۱۶۶۵ میلادی نیز شاه عباس دوم به کمپانی فرانسوی هند شرقی اجازه داد برای کارکنان خود در شیراز شراب تولید کند.

این سنت تا دوره پهلوی ادامه یافت. پیش از انقلاب ۱۳۵۷، تولید و فروش شراب در ایران قانونی بود و کارخانه‌های تجاری در این حوزه فعالیت می‌کردند. با استقرار جمهوری اسلامی، تولید و تجارت رسمی مشروبات الکلی ممنوع شد، اما تاکداری ادامه یافت.

در تمام این سال‌ها، آنچه از اقتصاد رسمی ایران حذف شد، نه تولید انگور، بلکه یکی از مسیرهای صنعتی و تجاری استفاده از آن بود.

صنعتی با ظرفیت صادرات سالانه میلیون‌ها یورو

شراب فقط محصول یک تاکستان نیست؛ صنعتی است که از کشاورزی آغاز می‌شود و به کارخانه، آزمایشگاه، تولید بطری، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، بازاریابی، صادرات و گردشگری گسترش می‌یابد.

در همان دهه‌هایی که صنعت رسمی شراب در ایران متوقف شد، کشورهایی مانند استرالیا، شیلی و نیوزیلند با سرمایه‌گذاری در فناوری، آموزش و برندسازی، جایگاه خود را در بازار جهانی توسعه دادند.

بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی تاک و شراب، استرالیا در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵۹ هزار هکتار تاکستان داشت. ارزش صادرات شراب این کشور در همان سال به ۲.۳۴ میلیارد دلار استرالیا، معادل تقریبی ۱.۳۴ میلیارد یورو، رسید.

این مقایسه البته به معنای یکسان بودن ظرفیت تولید دو کشور نیست. بخش عمده تاکستان‌های ایران برای تولید انگور تازه، کشمش و دیگر فرآورده‌ها استفاده می‌شوند، در حالی که صنعت شراب به ارقام مناسب انگور، تجهیزات تخصصی، استانداردهای تولید و شبکه‌های صادراتی نیاز دارد.

با این حال، می‌توان با استفاده از داده‌های واقعی صنعت شراب جهان، تصویری از ظرفیت بالقوه ایران در این حوزه ترسیم کرد.

بر اساس یک مدل محاسباتی مبتنی بر آمار سازمان بین‌المللی تاک و شراب و داده‌های تولید استرالیا، اگر تنها ۲۰ درصد تاکستان‌های کنونی ایران، معادل ۲۵ هزار و ۶۰۰ هکتار، به تولید انگور مناسب شراب اختصاص یابد، با فرض برداشت متوسط هفت تن انگور از هر هکتار، ظرفیت تولید سالانه می‌تواند به حدود ۱۲۵ میلیون لیتر شراب برسد.

این مدل برای تبدیل هر کیلوگرم انگور به شراب، ضریب ۰.۷ لیتر را در نظر می‌گیرد؛ ضریبی نزدیک به بازده واقعی صنعت شراب استرالیا در سال ۲۰۲۵.

برای برآورد ارزش اقتصادی این تولید نیز می‌توان از قیمت‌های واقعی تجارت جهانی استفاده کرد. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی تاک و شراب، در سال ۲۰۲۵ متوسط قیمت صادراتی شراب بطری‌شده ۴.۵۳ یورو و شراب فله‌ای ۷۵ سنت به ازای هر لیتر بود.

اگر در یک سناریو فرضی، نیمی از تولید ۱۲۵ میلیون لیتری ایران صادر شود و صادرات به نسبت مساوی میان شراب بطری‌شده و فله‌ای تقسیم شود، ارزش سالانه آن با قیمت‌های مرجع سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۶۶ میلیون یورو خواهد رسید.

این رقم پیش‌بینی قطعی صادرات ایران نیست، بلکه حاصل محاسبه‌ای مشروط است که به عملکرد تاکستان‌ها، نوع محصول، قیمت فروش و دستیابی به بازارهای خارجی بستگی دارد.

هزینه تغییر کشت، احداث کارخانه، بسته‌بندی، بازاریابی و حمل‌ونقل نیز باید از درآمد کسر شود. همچنین تغییر کاربری بخشی از تاکستان‌ها به معنای کنار گذاشتن تولید فعلی انگور تازه یا کشمش در همان زمین‌هاست و هزینه اقتصادی خود را دارد.

با این حال، این محاسبه نشان می‌دهد چگونه بخشی از ظرفیت کشاورزی موجود می‌توانست، در صورت فراهم بودن شرایط قانونی و سرمایه‌گذاری، به صنعتی صادراتی تبدیل شود.

چنین صنعتی همچنین می‌توانست در مناطق تولیدکننده انگور، از کشاورزی و صنایع غذایی گرفته تا کارخانه‌های بسته‌بندی، حمل‌ونقل و صادرات، فرصت‌های شغلی تازه‌ای ایجاد کند.

البته بازار جهانی شراب بدون چالش نیست. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی تاک و شراب، ارزش صادرات جهانی این محصول در سال ۲۰۲۵ حدود ۶.۷ درصد کاهش یافت. ورود به چنین بازاری نیازمند سرمایه‌گذاری بلندمدت، کیفیت رقابتی و دستیابی به مشتریان خارجی است.

شیراز؛ از شهر حافظ تا مقصد گردشگری شراب

فرصت از دست‌رفته ایران تنها به صادرات محدود نمی‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، شراب‌سازی به بخشی مهم از اقتصاد گردشگری تبدیل شده است.

بوردو در فرانسه، توسکانی در ایتالیا و ناپا ولی در آمریکا نمونه‌هایی از مناطقی هستند که تاکستان‌های‌شان علاوه بر تولید شراب، گردشگر نیز جذب می‌کنند.

ناپا ولی در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۷ میلیون بازدیدکننده داشت. گردشگران بیش از ۲.۵ میلیارد دلار در اقتصاد محلی هزینه کردند و فعالیت‌های گردشگری منطقه از حدود ۱۶ هزار شغل پشتیبانی کرد. این ارقام مربوط به کل گردشگری منطقه است و صرفا درآمد صنعت شراب نیست.

شیراز نیز از ظرفیت توسعه گردشگری‌ مشابهی برخوردار است؛ هرچند نمی‌توان درآمد مناطق مشهور شراب‌سازی جهان را مستقیما به ایران تعمیم داد.

تخت‌جمشید، پاسارگاد، حافظیه، سعدیه، باغ‌های تاریخی و غذاهای محلی فارس از پیش جاذبه‌هایی شناخته‌شده‌اند. تاکستان‌ها، بازدید از کارخانه‌های شراب‌سازی و تجربه غذا و شراب محلی می‌توانستند به این مجموعه اضافه شوند، اقامت گردشگران را طولانی‌تر کنند و درآمد بیشتری به هتل‌ها، رستوران‌ها و روستاهای اطراف برسانند.

نام «شیراز» نیز یک مزیت تجاری بالقوه است. اگرچه شهرت کنونی شراب Shiraz عمدتا محصول موفقیت صنعت شراب استرالیاست و به معنای ایرانی بودن انگور سیرا نیست، ایران می‌توانست با تکیه بر تاریخ و جغرافیای فارس، نام تجاری مستقلی برای شراب تولیدشده در شیراز ایجاد کند؛ همان‌طور که «بوردو» نام یک منطقه تولید شراب است، نه یک نوع مشخص انگور.

ترکیب شهرت جهانی نام شیراز با حافظ، سعدی، تخت‌جمشید، باغ‌های ایرانی و پیشینه شراب‌سازی می‌توانست هویتی متمایز برای گردشگری این منطقه بسازد.

قزوین و شهر تاکستان، همدان و ارومیه نیز می‌توانستند با تکیه بر اقلیم و سنت تاکداری خود، مناطق مستقل تولید شراب و گردشگری مرتبط با آن باشند.

نزدیک به نیم قرن پس از انقلاب، ایران همچنان تاکستان، انگور، پیشینه تاریخی و نامی شناخته‌شده در فرهنگ شراب دارد، اما صنعتی که می‌توانست این ظرفیت‌ها را به صادرات، اشتغال و گردشگری پیوند دهد، از اقتصاد رسمی کشور حذف شده است.

فرصت از دست‌رفته ایران فقط میلیون‌ها بطری شرابی نیست که تولید نشد؛ نزدیک به پنج دهه زمان برای سرمایه‌گذاری، اشتغال، صادرات و گردشگری است که امکان شکل‌گیری پیدا نکرد.

و شاید تصویری از آینده‌ای که این صنعت می‌توانست داشته باشد، در یکی از مشهورترین ابیات حافظ دیده شود:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

بارگاه شمس تبریزی در خوی، پس از دو دهه و چند بار قطع شدن کار، بالاخره افتتاح شد