عبدالمجید ارفعی مردی که نامش برای همیشه به ایلام گره خورده است – دکتر بهنام . الف.

تاریخ انتشار: February 27, 2026

دکتر بهنام . الف – تهران

عبدالمجید ارفعی درگذشت. مردی که نامش برای همیشه به ایلام باستان و مطالعات ایلامی پیوند خورده است. من در این یادداشت نمی‌خواهم سوگواری کنم. زمانی که زنده بود، برخی قدرش را دانستند و عده‌ای هم ندانستند. در اینجا می‌خواهم چیزهای دیگری بگویم.

نخستین باری که نام ارفعی را شنیدم سال 2565 بود، زمانی که سر کلاس، استاد گفت «برای زبان ایلامی باید بروید نزد عبدالمجید خان ارفعی، البته اگر تدریس کند». بعد آهی کشید و گفت «او از معدود کسانی است که در ایران این زبان را می‌داند اما همه باهاش سر جنگ دارند. تا جایی که کارش رو هم ازش گرفتند. مدتی رفت ساندویچ فروشی زد و چون این کاره نبود، ورشکست شد».

سال‌ها بعد فهمیدم که این داستان واقعیت داشته. پیرمرد بی‌آزاری که در جلسات و همایش‌ها یک گوشه می‌نشست و کاری به کسی نداشت. بیشتر اوقات لبخند می‌زد و با آن سبیل عجیب و غریبش، چهرۀ خاصی پیدا می‌کرد. اما این همه دشمنی با یک نفر، آن هم بیشتر از سوی کسانی که نه ایلامی می‌دانند و نه اصلاً زبان‌شناس‌اند، عجیب است.

یکی از دشمنان اصلی زنده‌نام عبدالمجید ارفعی، دانشگاه شیکاگو و پژوهشگرانی بودند که با این دانشگاه همراهی داشتند. ضمن کاوش‌های تخت جمشید در دهۀ 2490، شمار بسیار زیادی الواح اداری به خط میخی که بیشترشان به زبان ایلامی هخامنشی بود، به دست آمد. این الواح به امانت به دانشگاه شیکاگو ارسال شد تا رمزگشایی و خوانده شوند. افزون بر شماری مقاله، گروه مشهور به «الواح خزانۀ تخت جمشید[1]» که شمارشان کمتر از دستۀ دیگر بود، توسط جورج کمرون[2] خوانده و در سال 1948 در قالب یک کتاب منتشر شدند. حدود 2100 تا از الواح گروه دیگر، موسوم به «الواح باروی تخت جمشید[3]»، توسط ریچارد هلوک[4]، خوانده و منتشر شدند و شمار بسیار دیگری از آنها منتشرنشده ماند.[5] از زمان هلوک به بعد، ترجمۀ جدی و مهمی به صورت یک مجموعه از این الواح منتشر نشد. ضمن آنکه، پس از انقلاب 2537، این الواح به بهانه‌های گوناگون در امریکا ماند.[6]

عبدالمجید ارفعی، یکی از شاگردان هلوک، نخستین کسی بود که پس از درگذشت استاد، اقدام به انتشار ترجمۀ شمار زیادی از این الواح نمود. ارفعی نخستین مجموعه را در سال 2567[7] و دومی را در سال 2575[8] در تهران منتشر کرد.

پس از انتشار نخستین مجموعه، ارفعی متهم به سرقت شد. عمدۀ اتهام علیه او این بود که وی دست‌نوشته‌های هلوک را بدون اجازه منتشر کرده است. به موازات این اتهام، گروهی او را «بی‌سواد» دانسته و نوشته‌هایش را نخوانده نقد کردند. نکتۀ قابل تأمل آن است که بیشتر دشمنان ارفعی کسانی بودند که نه زبان‌های باستانی می‌دانستند و نه اصلاً با مبانی علم زبان‌شناسی و خوانش خطوط باستانی آشنایی داشتند. لیلا مکوندی و مهرداد ملک‌زاده از جمله باستان‌شناسانی بودند که لحظه‌ای دست از دشمنی با ارفعی برنداشتند—دو باستان‌شناسی که زبان‌های باستانی نمی‌دانند. نقدهای ظاهری لیلا مکوندی همراه با دفاع از غربی‌ها (از جمله ووتر هنکلمن[9]) بوده است. بخش زیادی از نقد مکوندی چیزی است که هنکلمن به صورت شفاهی نزد او بر زبان آورده یا در ایمیل‌هایش برای او نوشته بود. این نکته را از آنجا می‌شود فهمید که هنکلمن عین همین حرف‌ها را به یک عدۀ دیگر هم می‌زد. مهرداد ملک‌زاده نیز فضای مجازی را عرصۀ عرض اندام، یا به بیانی دقیق‌تر، لودگی و مسخرگی دانسته و پاسخ مسائل علمی را به شیوۀ خودش می‌دهد. سیروس نصراله زاده از دیگر دشمنان ارفعی بود. با آنکه نصراله زاده دکتری زبان‌های باستان دارد، اما هیچ دانشی از ایلامی ندارد و به گفتۀ خودش «باید نوشت عیلام، یعنی با ع، چرا که ارفعی آن را با الف ترجیح می‌دهد».[10]

این اتهام‌ها در حالی است که ارفعی هرجا کتیبه‌ای را خودش خوانده و یا مقاله‌ای نوشته، نام خود را بر آن نهاده و هر کجا ترجمه یا ویرایشی ارائه کرده، نام خودش را به عنوان مترجم یا ویراستار ذکر کرده است؛ همانگونه که در سال 2575، کتاب را به نام ریچارد هلوک منتشر کرد و نام خود را تنها به عنوان مترجم و ویراستار قید کرده است. این ادعا که ارفعی یادداشت‌های هلوک را دزدیده است خود به خود رد می‌شود. نخست به همین دلیل که ارفعی هر کجا که باید، نام هلوک را به عنوان کسی که الواح را خوانده آورده است؛ دوم، چگونه می‌شود که یک ایرانی که آثار متعلق به کشور خود را منتشر کرده و در اختیار سایر پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار داده را متهم به سرقت دانست و حق را به دانشگاهی داد که اتفاقاً در این زمینه با پرسش‌های بسیار جدی روبه‌رو است؟

از سوی دیگر، کسانی که سال‌ها او را مسخره می‌کردند که چرا می‌نویسد «ایلام»، هیچ یک نتوانسته‌اند یک دلیل علمی و منطقی بیاورند که چرا این نگارش درست نیست. بحث من اینجا بر سر درستی یا نادرستی یک صورت نگارشی نیست، بلکه نکته در لنگ بودن کمیت افرادی است که بر ضد ارفعی جولان می‌دادند.

اما سرچشمۀ این خصومت را باید در دانشگاه شیکاگو جست؛ دانشگاهی که پس از هلوک نتوانسته بود جایگاه خود در مطالعات ایلامی را حفظ کند و حالا یک ایرانی اقدام به انتشار کتاب برجسته‌ای در این زمینه می‌کرد. در واقع، در اختیار داشتن منابع دست اول و پیش‌قدم بودن در انتشار آنها امتیازی است که نمی‌توان به راحتی از آن چشم‌پوشی کرد چرا که تفسیرهای فرهنگی و تاریخی وابسته به منابع دست اول است.

ووتر هنکلمن، در سال 2006 تحصیلات دکتری خود را در هلند به پایان رساند و در سال 2008، نسخۀ ویراسته‌ای از پایان‌نامۀ خود را به زبان انگلیسی و با نام خدایان دیگری که هستند منتشر نمود.[11] هنکلمن از حدود سال 2013 سفرهای جدی خود را به ایران آغاز کرد و با برگزاری کلاس‌های زبان ایلامی، آن هم به صورت رایگان، جای پای خود را میان دانشجویان و شماری از اساتید و همچنین دست اندر کاران میراث فرهنگی محکم کرد. هم‌زمان، هنکلمن به داستان «دزدی» ارفعی دامن زد. بسیاری از مخاطبان، او را غریبه‌ای می‌دانستند که از سر دلسوزی برای دانشجوهای ایرانی کلاس‌های رایگان برگزار می‌کند، کسی که از خراب کردن ارفعی سودی عایدش نمی‌شد. پس حرف او خریدارانی یافت. این در حالی است که دانشگاه شیکاگو سال‌هاست الواح را در اختیار خود دارد، تنها شمار اندکی از آنها را به ایران ارسال کرده، و از ارسال الواح خوانده نشده خودداری می‌کند. هنکلمن، اکنون به عنوان یکی از اعضای اصلی پروژه شیکاگو، نقش پدرخواندۀ مطالعات ایلامی را بر عهده گرفته و بخش عمده‌ای از تاریخ باستانی ایران را آنگونه که خود می‌خواهد تفسیر می‌کند. هنکلمن، فرد زیرکی است که تجربۀ امثال ژاک د مورگان را پشت سر خود دارد و شوربختانه عده‌ای بیگانه‌پرست هم دوره‌اش کرده‌اند.

امیدواریم که در آینده‌ای بسیار نزدیک، استادان بزرگ ایرانی همواره مورد احترام باشند. نه تنها انحصار مطالعات ایران‌شناسی و مدیریت جریان‌های اصلی از دست غربیانی که غرض و مرض دارند خارج شود، بلکه دانشگاه‌های کشور نیز تا حد امکان از وجود دانشمندنماها پالوده ش

 

[1] Persepolis Treasury Tablets

[2] George G. Cameron

[3] Persepolis Fortification Tablets

[4] Richard T. Hallock

[5]  گفتنی است که هلوک بسیاری دیگر از الواح را خواند اما در زمان حیات موفق به انتشار آنها نشد.

[6]  از جمله، به عنوان غرامت در ازای کشتار شماری از یهودیان به دست رژیم جمهوری اسلامی.

[7]  گل نبشته­های باروی تخت جمشید، تهران، دایره­المعارف بزرگ اسلامی.

[8]  گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشید، ج 1: متن‌های A-G، مجموعه پژوهش‌های ایران باستان 16، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی. (خوانش ریچارد هلوک؛ ترجمه و ویرایش عبدالمجید ارفعی).

[9] Wouter F.M. Henkelman

[10]  از سخنان سیروس نصراله زاده در کلاس پهلوی کتیبه‎ای. البته بحث زنده یاد ارفعی، ارجح بودن یکی بر دیگری نبود. او با اشاره به نظام آوایی زبان‌های میانرودانی و ایلامی، این نکته را مطرح می‌کرد که به خط فارسی کنونی، باید نوشت «ایلام» و نه «عیلام». همچنین گفتنی است که تمرکز رشتۀ (فرهنگ و) زبان‌های باستانی در ایران بر زبان‌های اصطلاحاً «ایرانی» است، یعنی عمدتاً اوستایی، فارسی باستان، فارسی میانه، سغدی، پهلوی اشکانی و بنابراین کسی که در این رشته دکتری می‌گیرد، زبان ایلامی یاد نمی‌گیرد، مگر آن که خود به دنبال یادگیری آن باشد.

[11]  The Other Gods Who Are … Studies in Elamite-Iranian Acculturation Based on the Persepolis Fortification Texts.

این کتاب توسط مرتضی ثاقب‌فر به فارسی ترجمه شده است.

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

دستمال پرنده: از تحسین عبدالکریم سروش تا ذکر «جنایت هولناک» این روزها – مهبد ایرانی

Read Next

پیام ترامپ پس از آغاز حمله به جمهوری اسلامی: مردم پرافتخار ایران، لحظه آزادی شما نزدیک است