تاریخ انتشار: October 24, 2026
واژهٔ کازاک می تواند مترادف واژهٔ یونانی اسکیث (دارندهٔ جام) باشد. چون هرودوت نام اسکیتان را با اسکیث یونانی پیوند داده و اینها نام مردمان نواحیی هستند که در سابق اسکیتان (سکاها) در آنجاها می زیسته اند:
काचक m. kAchaka glass
به نظر می رسد نام ولایت سقسین که اغلب همراه با ولایت بلغار (بلغارهای غازان) نام برده شده، برگرفته از واژهٔ سکیث (اسکیث، اسکلاو، صقلاب، دارندهٔ جام، ملت ُ”افراسیاب=مادیای اسکیتی”) بوده باشد.
احتمال زیاد دارد که هر دو نام کازاک و کوزاک جداگانه برای این مردم مصطلح بوده است:
چون همچنین معنی دارندهٔ توتم بزکوهی (سکا، تور) برای کوزاک اسلاوی (به معنی بزکوهی، قوچاق ترکی) و معنی دارندهٔ توتم غاز (مطابق خبر ابن فضلان) برای قزاق بسیار محتمل است.
سقسین (سرزمین سکیثان) در لغت نامهٔ دهخدا:
سقسین. [س َ] (اِخ) نام ولایتی است از ترکستان و بعضی سقتین خوانده اند (به سکون قاف و تای قرشت). (رشیدی). نام ولایتی است غیرمعلوم. (برهان). بر طرف شرق این دریا خوارزم و سقسین و بلغار است . (نزهة القلوب چ لندن ص 239). در ساحل شرقی بحرخزر (ترکستان) که به قول یاقوت «منقشلاق» بین خوارزم واین شهر واقع بود. (فرهنگ فارسی معین):
طرفداران ز سقسین تا سمرقند
به نوبتگاه درگاهش کمربند.
نظامی.
و از جانب سقسین و بلغار چون باتو بنفس خود نیامد. (جهانگشای جوینی).
گویند که در سقسین ترکی دو کمان دارد
گرزین دو یکی گم شد ما را چه زیان دارد.
مولوی.
نام قزاق (غاز-پسوند نسبت اک) از زبان سکاییان هندوایرانی (اسکیثان) به یادگار مانده است:
واژهٔ «غاز» در زبان فارسی یک واژهٔ اصیل با ریشهای کهن است که به ریشهٔ نیاهندواروپایی *ǵʰh₂éns (یا به صورت سادهتر*ghans-) بازمیگردد. زبانشناسان معتقدند این ریشه در اصل یک نامآوا (Onomatopoeia) بوده و از صدای فریاد یا بانگ این پرنده الگوبرداری شده است.
سیر تحول و خویشاوندان واژۀ غاز در شاخههای مختلف هندواروپایی به شرح زیر است:
۱. شاخهٔ زبانهای ایرانی
برخلاف این تصور اشتباه که «غاز» یا «قاز» واژهای ترکی است، این کلمه پیش از ورود زبانهای ترکی به ایران در متون اوستایی و پهلوی ثبت شده بود:
- اوستایی: gāsu- یا zāō
- پهلوی (پارسی میانه): gās یا gāz
- فارسی نو: غاز
۲. شاخهٔ زبانهای ژرمنی
این ریشه در نیاژرمنی به صورت *gans- درآمد و سپس به زبانهای امروزی این شاخه ارث رسید:
- انگلیسی: goose (جمع آن geese دچار دگرگونی آوایی شده است)
- آلمانی و هلندی: Gans
- سوئدی: gås
۳. سایر شاخههای هندواروپایی
- سنسکریت (هندوآریایی): haṃsá (हंस)
- لاتین (ایتالیک): ānser (که حرف h اولیه آن در طول زمان حذف شد)
- یونانی باستان: khēn (χήν)
- روسی (اسلاوی): gus (гусь)
- لیتوانیایی (بالتیک): žąsis
بنابراین، واژههای غاز فارسی، Goose انگلیسی، Gans آلمانی و haṃsa سنسکریت همگی همریشه و فرزندان یک واژهٔ واحد در زبان نیاهندواروپایی هستند.
نقش نبرد توتم گوزن-مَرد ماساگتها (آلانهای اسکیثی-سئوروماتی) با توتم غاز قاساها (قزاقها)
بنیاد میراث پاسارگاد