معمای تثلیث زروان (آنو) اهریمن و (اِرّا) اهورامزدا – جواد مفرد کهلان

تاریخ انتشار: November 6, 2026

معمای تثلیث زروان (آنو)، اهریمن (کوماربی، الیل/اِرّا) و اهورامزدا (ائا/انکی)

نکاتی درباره رابطه و مقایسه دو ایزد آنو و زروان (زرو-آن، پیر زمان):

zēru [(ŠE).NUMUN:] (n.) in Akkadian:

seed; offspring; sown, arable land, begetter, progenitor.

Variants: zarʾu, zīru

an[umma]: now;

an[īna] (NA,NB)[Time]: now;

آنو (ایزد پیر آسمان و زمان) توسط برادر- پسرش کوماربی هوریان (“خدا پسر جوان به میتانی” یا “بسیار بد باشنده به مادی” و حاکم بر خدایان پیر، انلیل، الیل= خدای خدایان، اِرّا) اخته میشود (نظیر دریده شدن شکم زروان توسط پسرش اهریمن) و از نطفه های آلت تناسلی گاز گرفته، خورده و تف کرده وی به خدایان دیگر حامله میگردد. بر این اساس اهورامزدا مطابق خدای خِرد و آب و زمین سومری اِئا/انکی پسر دیگر آنو (زروان) و خود کوماربی/انلیل/الیل (خدای خدایان، الله اکبر) مطابق اهریمن میگردد.

ایزد هوریانی کوماربی (به معانی ایزد جوان و بسیار بد باشنده= اهریمن) که نظیر زروان بار دار ایزدان جوان است:

پلاکی مفرغی از لرستان به قرن هشتم یا هفتم پیش از میلاد تعلق دارد و ایزدی بالدار (نظیر زروان) را نشان می‌دهد که خود حامل سه ایزد جوان دیگر است.

  • مفهوم پدری و اصل نخستین: هر دو ایزد آنو و زروان در لایه‌های عمیق اسطوره‌شناسی، به عنوان «علت نخستین» شناخته می‌شوند. جهان و ساختار خدایان بعدی از بطن یا فرمان آن‌ها شکل گرفته است.
  • تاثیرات فرهنگی تاریخی: آیین زروانی در ایران باستان (به‌ویژه در دوران ساسانی) نفوذ زیادی داشت. برخی از پژوهشگران معتقدند ایده زروان به عنوان خدای فراتر از دوگانگی خیر و شر، تحت تأثیر نجوم و عقاید کلامی تمدن بابل (بین‌النهرین) و پیوند آن با خدایانی چون «آنو» یا مفاهیم اخترشناسی آن منطقه توسعه یافته است.

 

مطابقت تثلیث برهما، ویشنو و شیوا با تثلیث زروان (آنو)، اهریمن (کوماربی، اِرّا) و اهورامزدا (انکی)

برهما (خالق) در ترکیب بره-اوما به معنی خدای آسمان یعنی مترادف آنو بابلیها است و شیوا (ویرانگر) با کوماربی هورّیان (اهریمن، اِرّای بابلیان) مطابقت دارد و ویشنو (در معنی محافظ) در نقطه مقابل او مطابق اهورامزدا (انکی) است.

شباهتهای ویشنو و اهورامزدا

مطابقت و مقایسه میان ویشنو (ایزد بزرگ آیین هندو) و اهورامزدا (خدای یگانه دین زرتشت) یکی از مباحث جذاب در اسطوره‌شناسی تطبیقی هندواروپایی است. اگرچه در سنت آکادمیک و ریشه‌شناسی زبانی نزدیک‌ترین معادل اهورامزدا در وداها ایزد «وارونا» (Varuna) ایزد دانای “قوانین گیتی” (رته) است، اما از نظر کارکردی، الهیات و نمادشناسی، شباهت‌های عمیقی میان ویشنو و اهورامزدا وجود دارد. از سوی دیگر حود ویشنو و وارونا در معنی فراگیر و احاطه کننده مترادف هستند.تحلیل تطبیقی این دو ایزد را می‌توان در چند بخش کلیدی بررسی کرد:

۱. اصطلاح‌شناسی و ریشه «آسورا / اهورا»

  • اهورامزدا: واژه «اهورا» در زبان اوستایی با واژه «آسورا» (Asura) در زبان سنسکریت هم‌ریشه است.
  • ویشنو: در متون کهن ریگ‌ودا، ویشنو بارها با صفت «آسورا» (به معنای سرور، صاحب قدرت جادویی و پیونددهنده هستی) ستوده شده است.
  • تغییر تاریخی: با جدایی اقوام هندوایرانی، در ایران «اهورا» تبدیل به بالاترین مقام الهی (اهورامزدا) شد و «دیو»ها (Daevas) شرور نامیده شدند. اما در هند، برعکس شد؛ «دِوه‌ها» خدایان خیر شدند و «آسوراهایی» که با دِوه‌ها جنگیدند به موجودات اهریمنی تغییر ماهیت دادند. با این حال، ویشنو به دلیل بافت کهنش همچنان پیوند خود را با مفهوم اولیه و مثبت آسورا (اهورا) حفظ کرده است.

۲. کارکرد کیهانی (نگهدارندگی و نظم جهانی)

  • ویشنو ایزد نگهدارنده: در تثلیث هندو (تریمورتی)، ویشنو وظیفه حفظ، بقا و نگهداری جهان را بر عهده دارد. او هماهنگی کیهانی (دارما) را حفظ می‌کند.
  • اهورامزدا خالق و پشتیبان اشا: اهورامزدا نیز راستی و نظم ازلی کیهان یعنی «اشا» را برقرار و از آفرینش پاک خود در برابر نیروهای مخرب اهریمن محافظت می‌کند. هر دو ایزد، نماد پایداری هستی در برابر نابودی هستند.

۳. مفهوم آواتارها و تجسد خدایی

  • آواتارهای ویشنو: ویشنو برای نجات جهان از چنگال اهریمنان و برقراری مجدد عدالت، در قالب‌های گوناگون (مانند راما، کریشنا، گراز، شیر‌مرد و در نهایت کالکی) به زمین هبوط می‌کند.
  • تجسد کارکردی در ایران: اگرچه اهورامزدا در دین زرتشت مانند ویشنو آواتار زمینی ندارد، اما امشاسپندان و ایزدانی چون «بهرام» (ورثرغنه) کارکردی مشابه دارند؛ بهرام به شکل‌های گوناگون (مانند باد، گراز، شاهین و اسب) تجسم می‌یابد تا بر نیروهای شر پیروز شود. همچنین شاهان ساسانی در سنگ‌نبشته‌ها خود را از نژاد ایزدان (مانند مظاهر اهورامزدا) معرفی می‌کردند.

۴. نمادشناسی و هنر (قرص بالدار و پرنده کیهانی)

  • فروهر و اهورامزدا: در هنر هخامنشی و ساسانی، نماد منتسب به اهورامزدا یا فرّ کیهانی، مردی نشسته بر یک قرص بالدار (فروهر) است.
  • ویشنو و گارودا: مرکب اختصاصی ویشنو، پرنده‌ای نیمه‌انسان و نیمه‌عقاب به نام «گارودا» است. محققان اسطوره‌شناسی تطبیقی، پرنده بالدار در هنر ایران باستان و پرنده کیهانی ویشنو را برخاسته از یک کهن‌الگوی مشترک هندواروپایی برای نشان دادن «قدرت آسمانی در حال پرواز» می‌دانند.

۵. نبرد با نیروهای تاریکی

  • هر دو ایزد در قلب یک نظام الهی خیرخواهانه قرار دارند که به طور مداوم با آشوب و بدی مبارزه می‌کند. ویشنو با آسوراهای شرور (مانند راوانا) می‌جنگد و اهورامزدا با انگره‌مینو (اهریمن) و دیوان در نبرد است.

جدول مقایسهٔ خلاصه

ویژگی اهورامزدا (ایران)  ویشنو (هند):

عنوان کهن زبانی اهورا (سرور دانا) آسورا (قدرت مطلق کیهانی در ریگ‌ودا).

نقش اصلی آفریدگار و پاسدار نظم (اشا) نگهدارنده و محافظ هستی (دارما).

نماد بالدار قرص بالدار شاهی (فروهر)  پرندهٔ بالدار کیهانی (گارودا).

شیوهٔ مداخله در زمین از طریق ایزدان/امشاسپندان و فرّه از طریق تجسدهای زمینی (آواتارها).

بخشی از گفتار شروین وکیلی در باب زروان:

در میان خدایانی که در کتیبه‌‌ی عهدنامه‌‌ی میان ماتیوازه و سوپیلولیوماس نامشان آمده، یکی از همه مرموزتر و هیجان‌‌انگیزتر است. این که خدایان مهمی مانند ایندره و وارونا در این پیمان گواه گرفته شده باشند، چندان عجیب نیست. اما وقتی نام ایزدی به نام «زا-را-وا-نا» را نیز در آن میان می‌‌بینیم، به شاهدی بر می‌‌خوریم که می‌‌تواند کهن‌ترین ردپا از پرستش ایزدی بحث‌برانگیز به نام زروان باشد.

در کتیبه‌‌ی نوزی، چند واژه‌‌ به چشم می‌‌خورد که گویی مشتقی از نام زروان باشند: «زا-آر-وا-آن»، «ایت-هی-زا-آر-وا»، و «دو-اوک-کی-زا -آر-وا». این واژگان را متخصصانی مانند ویدنگرن و گیرشمن به صورت مشتق‌هایی از زروان خوانده‌‌اند و آن را همان ایزد باستانی زمان دانسته‌‌اند. در مقابل، نظرِ بیلی هم وجود دارد که زاراوا در این کتیبه را به معنای «شکارچی و ارابه‌‌ران» ترجمه کرده است. اما از آنجا که واژه‌‌ی زروان در کهن‌ترین متون اوستایی به معنایی زمان حضور دارد و خویشاوندانش را در سایر زبان‌‌های هند و ایرانی نیز می‌‌توان یافت، دلیلی ندارد که در حضور این واژه در زبان‌‌های آریایی ‌کهن‌تری مانند هیتی و میتانی شک کنیم. از این رو به نظرم این نکته که زاراوا در متون هیتی-میتانی همان زروانِ ایرانی است، پذیرفتنی می‌‌نماید.

‌هرچند با پذیرش شواهد برخاسته از نبشته‌‌های آناتولی و میانرودان، قدمت زروان به سه و نیم هزاره پیش می‌‌رسد، اما دانسته‌‌های ما در مورد این ایزد بسیار محدود است. نام او به عنوان خدایی مستقل در گاهان نیامده و در اوستای کهن نیز به عنوان خدا مورد اشاره واقع نشده است. با وجود این، مفهوم زمان کرانمند و بیکرانه در قلب یزدان‌شناسی زرتشتی جای دارد و فلسفه‌‌ی تاریخی که زرتشت در گاهان ارائه می‌‌کند، در ژرفنا با مفهوم زمان و بزرگداشت آن در هم تنیده است. از این رو غیاب زروان از متون پیش از عصر ساسانی و اشاره‌‌های جسته و گریخته و اندکی که به او وجود دارد، چشمگیر و معماآمیز می‌‌نماید.

‌کهن‌ترین اشاره به زروان به عنوان ایزدی با دین مجزا، به اودِموس رودسی (۳۷۰-۳۰۰ پ.م) مربوط می‌‌شود که در دوران انقراض هخامنشیان می‌‌زیست. اودموس با واسطه‌‌ی دمشقی که در عصر ساسانیان بخشی از نوشتارهای او را در «مسائل و راه‌حل‌های اصل نخست» نقل کرده، گفته که پارسیان فرقه‌‌ای در میان خود دارند که زمان و مکان را می‌‌پرستند و این دو را زاینده‌ی تمام خدایان می‌‌دانند. به‌ویژه این نکته تصریح شده که پارس‌ها اعتقاد دارند زمان پدرِ دو نیروی روشنایی و تاریکی، یعنی اهورامزدا و اهریمن است. چند قرن بعد از عصر اودموس، ردپایی از خدایی بزرگ با این نام را در ایران شرقی می‌‌بینیم. چنان که سغدیان بودایی برهما، خدای بزرگ هندوان را در فرهنگ خود با نام «زَروا» می‌‌شناختند و هنگام ترجمه‌‌ی متونی که نام برهما در آن به کار رفته بود، با این اسم او را می‌‌نامیدند.

گفتار اودموس، شاهدی بر این دعوی است که زروان با نقشِ ویژه‌‌ی خویش در مقام پدر اهورامزدا و اهریمن، از زمانی بسیار دور در میان ایرانیان پرستیده می‌‌شده است. با توجه به موقعیت جغرافیایی پراکندگی این آیین در عصر ساسانی، و این حقیقت که اودموس راوی فرهنگ استان‌‌های باختر شاهنشاهی هخامنشی بوده، می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که زروان در آغاز ایزدی بوده که به‌ویژه در ماد و ایران غربی نفوذ داشته است. بر مبنای همین شاهد، هنینگ حدس زده که تبدیل شدنِ آیین زروان به یک کیشِ دارای مناسک مستقل در نیمه‌‌ی دوم حکومت هخامنشیان تحقق یافته باشد.

رساله‌ی یِزنیک روایتی از آفرینش را به دست می دهد که آشکارا با نسخه‌ی زرتشتی راست‌کیش تفاوت دارد و زروان در آن نقشی مرکزی بر عهده دارد.

بر مبنای رساله‌ی‌ یِزنیک، مغان به ایزدی دیرینه و آغازین به نام زروان باور داشته‌اند که نخستین هستنده‌ی جهان بوده و پیش از او هیچ چیز وجود نداشته است. تاریخ هستی از زمانی شروع می‌شود که زروان قصد می‌کند تا زاینده شود و چیزی را بیافریند. با این سودا زروان هزار سال برای داشتن فرزند قربانی کرد. پس از طی شدن این دوره، در مورد این که زایا هست یا نه دچار شک و تردید شد. از قصدِ آغازین او و هزار سال قربانی‌اش، اهورامزدا و از این شک و تردیدش اهریمن زاده شدند و این هردو در بطن او پنهان بودند. تا آن که زروان اراده کرد تا هریک از فرزندانش که نخست زاده شود، پادشاهی گیتی را دریافت کند. اهورامزدا که خردمند بود، در رحمِ زمان از این نکته آگاه شد و موضوع را به برادرش اهریمن نیز گفت. اهریمن قرار نبود نخست‌زاد باشد، چون اهورامزدا به دهانه‌ی رحمِ زمان نزدیک‌‌تر بود و قرار بود زودتر به دنیا بیاید. با این وجود اهریمن شکم زروان را درید و زودتر زاده شد و در برابر او ایستاد و سلطنت گیتی را از وی طلب کرد.

زروان با دیدن او دریافت که موجودی تیره و زشت و بدبوست و انکار کرد که فرزندی مانند او را طلب کرده باشد. اما بعد اهورامزدا زاییده شد و معلوم شد که فرزندِ موعود او بوده است. زروان برای حفظ پیمانی که بسته بود، پادشاهی گیتی را به اهریمن بخشید، اما زمانی محدود را برای وی قرار داد. در مقابل، اهورامزدا را به جانشینی خود برگزید و برسم و اشیای آیینی را به وی بخشید و از او خواست تا زروان را پرستش کند، چنان که تا پیش از آن زروان او را خواستار بود. به این ترتیب آفرینش هستی آغاز شد. اهریمن موجودات پلید و تیرگی‌ها را آفرید و اهورامزدا جانداران سودمند و نیکو را، و از کشمکش میان این دو جهان به شکلی که می‌شناسیم پدید آمد.

منابع عمده:

١- زروان، تألیف آر. سی. زنر. ترجمهٔ دکتر تیمور قادری.

٢- لغت نامهٔ اکدی به انگلیسی.

۳- زروان. از سایت سوشیانس دکتر شروین وکیلی.

۴- هوش مصنوعی.

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

گفت و گوی داریوش آشوری و شهلا شفیق پیرامون دیدار با شاهزاده رضاپهلوی