مکانیسم ماشه فعال شد، حالا چه می‌شود؟ – جمشید برزگر

تاریخ انتشار: August 28, 2025

 

برگرفته از ایران اینترنشنال*

فعال شدن سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» از سوی سه کشور اروپایی، نقطه عطفی در پرونده پر فراز و فرود روابط غرب و جمهوری اسلامی است. پیامدهای این اقدام هم برای ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و هم برای مردم ایران بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود.

اگر برجام نقطه عطفی در رسیدن به‌نوعی تفاهم بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود، شکستش نشانه و در عین حال تشدید‌کننده اختلافات، دیگر نه تنها بر سر برنامه اتمی، بلکه بر سر برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی و به سخنی دیگر بر سر اصل نظام جمهوری اسلامی در شکل و تعریف کنونی آن است.

علی خامنه‌ای، یک‌شنبه دوم شهریور در یکی از معدود مواردی که حقیقت را گفت، به‌صراحت تاکید کرد که مسائل بین جمهوری اسلامی و غرب «حل ناشدنی» است؛ دست‌کم آن جمهوری اسلامی که خامنه‌ای و کارگزارانش رهبری و اداره آن را در دست دارند.

فعال شدن مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی که حتی هنوز امیدوارند جمهوری اسلامی در ۳۰ روز پیش رو، ناگهان تغییر ماهیت دهد و شرایطی را بپذیرد که چیزی از آنچه تا کنون بوده باقی نگذارد، نشانه روشنی از به پایان رسیدن دوران طولانی سیاست کج‌ دار و مریز اروپا در قبال جمهوری اسلامی است.

سه کشور اروپایی برای رسیدن به این مرحله تقریبا تا آخرین لحظات صبر و مقاومت کردند، اما سرانجام حرف خامنه‌ای را پذیرفتند که این تصور که می‌توان با گفت‌وگو مسائل با جمهوری اسلامی را حل کرد، تصوری باطل و به بیان خامنه‌ای ظاهربینانه است.

ماشه‌ای که ترامپ چکانده بود

دونالد ترامپ در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳، در فرمانی اجرایی که برای احیای سیاست فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی صادر کرد، به‌صراحت از دستگاه سیاست خارجی خود خواست که آلمان، بریتانیا و فرانسه را برای فعال کردن مکانیسم ماشه ترغیب کند.

فعال کردن ماشه از سوی این سه کشور، تنها به معنای تایید سیاست و رویکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی نیست بلکه در عمل، هم اروپا و هم دیگر کشورهای جهان را نیز برای اعمال تحریم‌ها مسئول می‌کند، بدون آنکه آمریکا به تنهایی مجبور به اعمال تحریم‌های ثانویه علیه کشورها، شرکت‌ها و افرادی شود که این تحریم‌ها را نقض می‌کنند.

اگر در تحریم‌های قبلی، منازعه تنها و یا عمدتا بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود و برای خامنه‌ای امکان «نرمش قهرمانانه» وجود داشت، اکنون که مطالبات غرب به حوزه‌های دیگر از جمله توان موشکی و نظامی و نیز تشکیل و تقویت گروه‌های نیابتی گسترش پیدا کرده، میدان مانور خامنه‌ای و دستگاه تصمیم‌گیر در جمهوری اسلامی برای نشان دادن نرمش و چرخش کوچک‌تر از هر زمان شده و تهدید نابودی، نزدیک‌تر از همیشه.

بازی دو سر باخت

حتی اگر در موقعیتی خیالی، جمهوری اسلامی در این فرصت ۳۰ روزه چنان نرمشی و چرخشی نشان دهد که هم اروپا و هم آمریکا و اسرائیل را راضی کند، باز هم باید هزینه‌هایی چنان بزرگ را بپردازد که کنار زدن خامنه‌ای از رهبری، اولین و کوچک‌ترین آنها به حساب آید.

به‌نظر نمی‌رسد جمهوری اسلامی حتی بعد از شکست حقارت‌بار در جنگ ۱۲ روزه هنوز آماده تن دادن به تسلیم آن هم چنین عیان و پرهزینه باشد. اگر رخدادی غیرمنتظره روی ندهد، در پایان مهلت ۳۰ روزه‌ای که وجود دارد باید شاهد بازگشت تحریم‌های گسترده و متنوع سازمان ملل بود.

تحریم در زمانه‌ای متفاوت

طنین چنین تحریم‌‌هایی در شرایط کنونی هم در جمهوری اسلامی و هم در میان ایرانیان، بسیار بیشتر و کاملا متفاوت با دوران اول اعمال تحریم‌ها در زمان محمود احمدی‌نژاد است که اصلاحات هنوز گزینه‌ای مطلوب و ممکن برای جامعه و خاطره‌ای نزدیک برای حکومت بود.

در آن دوران، نتیجه سیاست‌های ویرانگر جمهوری اسلامی در تمامی عرصه‌های زیست ایران و ایرانیان کاملا پدیدار نشده بود، قیمت دلار کمتر از هزار تومان بود و تصور قیمت‌های امروز برای هیچ کس ممکن نبود. بحران آب و برق و گاز و انرژی، آلودگی هوا، فرونشست زمین و کوچ‌های اجباری، گسترش ابعاد چپاول و فساد به دورترین افق‌ها این چنین رخ ننموده بود و جمهوری اسلامی به قدرتش در منطقه می‌نازید و برای هلال شیعی و گروه‌های نیابتی خود هزینه می‌کرد و از همه مهم‌تر، در جنگی که به دو هفته هم نینجامید تا مرز سقوطی خفت‌بار پیش نرفته بود.

فعال شدن مکانیسم ماشه، ادامه منطقی روندی است که از حمله حماس به اسرائیل شروع شد و همچنان ادامه دارد. بازتاب و پیامدهای آنچه رخ داده و از این پس رخ می‌دهد و احتمالا با یک حمله نظامی دیگر تشدید می‌شود، هم در درون ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و هم در میان ایرانیان بسیار شدید، موثر و غیرقابل مقایسه با گذشته خواهد بود.

جمهوری اسلامی یا ایران

در داخل ساختار قدرت، شکاف و اختلاف برای حفظ کلیت جمهوری اسلامی و منافع بهره‌مندان از این نظام بیش از هر زمان دیگر گسترش خواهد یافت، شکافی که می‌تواند با درگیری و حذف و سرکوب همراه باشد. به‌رغم تاکیدهای مکرر خامنه‌ای و کارگزارانش برای حفظ اتحاد، جمهوری اسلامی از توان و اراده کافی برای حفظ یکدستی و جلوگیری از انشقاق و افتراق در میان طیف‌های مختلف وفادار و بهره‌مند از مواهب نظام خود برخوردار نیست و گزینه کنار گذاشتن خامنه‌ای بیش از گذشته در محافل قدرت مورد توجه قرار خواهد گرفت.

در نتیجه، جمهوری اسلامی که اساسا بیشتر به یکی از گروه‌های نیابتی تحت حمایت خودش شبیه شده و با ناتوانی و بی‌اعتنایی از انجام وظایف ابتدایی خود در قبال شهروندان بازمانده و یا سر باز می‌زند، بیش از پیش خصلت دولت و حکومت بودن و در نتیجه تصمیم‌گیری و اقدام را از دست می‌دهد.

کشمکش‌های درون قدرت در عین حال در سطح جامعه نیز بازتاب می‌یابد و همچون کاتالیزوری می‌تواند میل به اعمال اراده ملت برای تغییر وضعیت، نجات کشور از نابودی و در دست گرفتن سرنوشت خود را در شهروندانی خسته و تحت فشارهای به‌راستی بی‌سابقه و طاقت‌فرسا افزایش دهد.

*https://www.iranintl.com/202508289755

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

آیا شاهزاده رضا پهلوی دنبال تجزیه ایران است؟ -برنامه ای از مهدی مهدوی آزاد، با حضور فروغ کنعانی و علیرضا کیانی

Read Next

سعید قاسمی نژاد، در برنامه ای از آرمین نوابی – جمهوری بی خدایان