مخالفت جعفر پناهی و برخی از افراد دیگر با «دخالت ترامپ» برای متوقف کردن چرخه کشتار در ایران – شکوه میرزادگی

تاریخ انتشار: January 12, 2026

 

یکی دو روز پیش آقای جعفر پناهی هنرمند سرشناس ایرانی که اخیرا مهربانانه جایزه خود را به مردم ایران تقدیم کرده، در سخنانی مخالفت خود را با «تقاضای کمک از سوی شاهزاده و بسیارانی از مردمان ایران، ابراز کرده، و چون تعداد دیگری از افراد گفته اند که :‌«دخالت ترامپ ضرورت ندارد».

این نوع اظهار نظرها و سخنان، معناهای متفاوتی دارد. یکی این که این افراد تصور می کنند تقاضای کمک از پرزیدنت ترامپ یا رهبران دیگر کشورهای آزاد به معنای خواستاری اشغال ایران به وسیله این کشورها می باشد، و یا این که حق حکومت اسلامی می دانند که چون حاکم است هر بلایی می خواهد می تواند سر مردمان بیاورد و یا «مردم خودشان باید کاری کنند» حالا چهل و هفت سال نشد، صد سال..»

از انجا که به نظر من آقای پناهی کمک برای نجات مردمان ایران را با تقاضای اشغال ایران اشتباه گرفته اند، لازم دیدم به سهم خود توضیحی در این مورد بدهم. بگذریم که اکنون به راحتی می شود ثابت کرد، آن که ایران ما را در حال حاضر اشغال کرده و باید بیرون رانده شود، خود حکومت جمهوری اسلامی می باشد.

قبل از دوران مدرن، و به ویژه قبل از جنگ های جهانی اول و دوم در قرن بیستم هر کشوری، چه پیشرفته و چه عقب مانده، یک «چاردیواری» بود، با یک حکومت که جان و مال و بود و نبود مردمان در دست روسای آن قرار داشت و هیچ کشوری حق مداخله در امور آنها را نداشت.

در آن دوران کشورهایی بودند که حاکمینی نسبتا انساندوست داشتند و یا به یمن «رنسانس» و فرستادن مذهب به کلیسا، قوانینی انسانمدار برای خود تهیه دیده بودند که البته وضعیت مردمان در آن کشور به نسبت خیلی بهتر بود و در محدوده چهار دیواری کشور خود نفس راحتتری می کشیدند. اما اگر حاکمین آن واپسگرا و مستبد بودند، همه چیز در اختیار آنها بود و مردم هم به ناچارمطیع و برده  بودند.

جنگ های جهانی به ويژه جنگ دوم جهانی که کشورهای قدرتمند جهان را برآن داشت تا جلوی هیتلر و خیل جنایتکاران نازی او را «به زور» بگیرند این اندیشه را در میان گروهی انسانمدار و به ویژه خانم الینور روزولت بیدار کرد که اگرچه انسان ها از نظر نژاد و رنگ و مذهب و مرام وتاریخ و فرهنگ متفاوت اند اما به قول سعدی خودمان:‌ «بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند»

و جهان پیشرونده و امروزی موظف است تا اگر «چوعضوی به درد آورد روزگار» از آنجا که «دگرعضوها را نماند قرار» باید راه حلی برای نجات عضوهایی که گرفتار درد و بدبختی شده اند وجود داشته باشد.

این اندیشه شریف و متمدنانه سبب بوجود آمدن «اعلامیه جهانی حقوق بشر» با تایید و امضای همه ی کشورهای جهان، راهی شد برای نجات کشورهای زیر سلطه زور و ستم .

اعلامیه حقوق بشر به صراحت، به مردم معترض این حق را می دهد که وقتی حکومتی چون حکومت حاکم بر ایران وجود دارد که می زند و می کشد، به سازمان های حقوق بشری متوسل شوند و از آنها تقاضای کمک کنند*

متاسفانه چهل و هفت سال است که سازمان های حقوق بشر کاری نتوانسته اند بکنند (چون برخی از کشورهای غربی برای منافعی که دارند به روی خودشان نیاورده و گاه مانع هم بوده اند) و کار به جایی رسیده که اکنون مردمان این کشور برای چندمین بار و این بار به خواست رهبری خیرخواه  و آگاه به پا خواسته اند، و باز حکومت با خیال راحت می زند و می کشد و به زندان می اندازد؛ تا شاید چون دفعات قبل صدایشان را خفه کند.

چه باید کرد؟ شما باشید چه می کنید؟ رهبری که مردم صدایش می زنند، از «بزرگترین قدرت جهان» تقاضای کمک کرده است. در خواستاری این کمک هیچ نشانه ای از تقاضای اشغال و یا بخشش نیست. (همان معامله ای که حکومت حاکم با روسیه و چین کرده است) اما در این تقاضای کمک نشانه این هست که مردم و رهبری که صدایش می زنند این بار می خواهند با تکیه بر اعلامیه حقوق بشر از  آزادی و استقلال برخوردار شوند.

آیا ما حق داریم با نق زدن و ژست «مستقل» گرفتن جلوی این شانس را بگیریم؟  آیا حق داریم که در این لحظات حساس علاوه بر ندیده گرفتن حقوق بشری میلیون ها انسان، به یک مشت جنایتکار حرفه ای مرحبا بگوییم؟

شکوه میرزادگی

۲۲ دی – ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶

————————————————————————————————-

  • ماده 2 اعلامیه حقوق بشر

هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ۲۲ اعلامیه حقوق بشر

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.

 

 

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

فرمان تازه شاهزاده رضا پهلوی: مرحله دیگری از خیزش ملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و باز پس گیری ایران عزیز

Read Next

نامه‌ی سرگشاده رضا دقتی، عکاس مشهور جهانی، خطاب به آقای امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه