تاریخ انتشار: April 4, 2026
انقلاب ملی ایرانیان یا انقلاب شیروخورشید، فشردهی زمانی چهار سدهای است که پس از پنجاه سال پیمودن راهی پر از سنگلاخ مانند آتشفشانی فوران کرد. انقلاب شیروخورشید ایرانیان عملاً چهار سده تاریخ اروپا یعنی از رنسانس تا روشنگری را به گونهای دیگر و در شرایطی بس متفاوت در خاورمیانه چون سیلابی جاری ساخت.
انقلاب ملی ایرانیان اگرچه بسیاری از خصوصیات عصر رنسانس و روشنگری اروپا را حمل میکند ولی تأثیرات آتی آن بسیار متفاوت خواهد بود.
دورهی رنسانس (Renaissance) در عصر تاریک حاکمیت تاریک کلیسا در اروپا (در جمهوری فلورانس / ایتالیا) آغاز شد. سدههای میانی، سدههای حاکمیت دین بر اروپا بود، حاکمیت تاریکی در جوامع بستهی دینی. رنسانس اروپایی یعنی بازگشت به متون و فرهنگ یونان و روم کهن؛ بنابراین، رنسانس در گوهر خود یعنی باستانگرایی، یعنی فرهنگ باستان را در برابر فرهنگ دینی موجود قرار دادن. ولی رنسانس فقط تقلید کورکورانه از باستان نیست، بلکه یک بازتفسیر گذشته در شرایط نوین است. برای نمونه، یکی از خصوصیات بارز و استوار دوران باستان، فقدان فردیت بوده زیرا جمعگرایی عصاره و گوهر آن زمان را تشکیل میداد. در حالی که میبینیم در انقلاب شیروخورشید، فردیت نقشی بس مهم ایفا میکند. در این جا میتوان بر یک فکت غیرقابل انکار انگشت نهاد: یک بخش از انقلاب شیروخورشید از کیفیتِ رنسانسی اروپا برخوردار است، یعنی بازگشت به ارزشها، نمادها و متون گذشته (باستانگرایی کلاسیک). البته این بدین معناست که گذشته (ایران باستان) برای نخستین بار به گونهای آگاهانه «الگو» قرار میگیرد و انسان ایرانی در صدد است که خودش را در نسبت با آن گذشته بازتعریف کند. پس میتوان رنسانس را به طور انتزاعیتر این گونه تعریف کرد: رنسانس بازگشت ساده به گذشته نیست بلکه یک «خودآگاهی تاریخی» است.
منبع مشترک رنسانی ایرانی و رنسانس اروپایی، حاکمیت تاریک دینی یا حاکمیت خدا در قالب کلیسا یا مسجد است؛ جایی که شاخص همه هنجارهای فکری و رفتاری، توسط دین تعریف میشود.
رنسانس از لحاظ فرهنگی راه را برای مرحله بعدی یعنی عصر روشنگری (Enlightenment) هموار کرد. این عصر عمدتاً از سده ۱۷ میلادی آغاز شد و اوج آن در میانه سده ۱۹ میلادی بود.
عصر روشنگری، عصر به حاشیه راندن قدرت کلیسا از همه جنبههای زندگی بود. بخشی دیگر از انقلاب شیروخورشید ایرانیان، از خصوصیات و ویژگیهای عصر روشنگری نیز برخوردار است. مهمترین رویکرد این عصر، تأکید بر خردگرایی (Rationalism) است. اندیشمندان این دوره معتقد بودند که خرد انسان بهترین ابزار برای شناخت جهان و حل مسائل اجتماعی است، نه سنت یا دین. در کنار این رویکرد مهم، عصر روشنگری در اروپا بر سه ستون ضد دینی-سنتی نیز پافشاری میکرد و توانست سرانجام آنها را به هنجارهای اجتماعی تبدیل نماید. این سه ستون خود را در مفاهیمی مانند آزادی بیان، آزادی همه ادیان و حقوق فردی (آزادیهای فردی) به نمایش گذاشتند. و درست در همین راستا بود که سکولاریسم یعنی جدایی دین از دولت به عنوان یک اصل پذیرفته شد. حال این پرسش پیش میآید که تمامی این نکات برشمرده مانند خردگرایی، آزادی بیان و آزادیهای فردی برای چه؟ آیا مردم خردگرایی را برای خودِ خردگرایی میخواستند یا آزادی بیان و آزادیهای فردی اموری «خودغایت» بودند یا برای چیز یا امری کلانتر؟
عصر روشنگری در اروپا، عملاً دورهای بود که همهی شرایط فرهنگی و اجتماعی را فراهم آورد تا تولید ثروت به حداکثر خود برسد. و درست در همین عصر است که بر سرعت انقلاب صنعتی افزوده شد و حتی جهانگشاییهای اروپاییها آغاز گردید. پس میتوان نتیجه گرفت که هموار کردن شرایط فرهنگی و اجتماعی توسط جنبش روشنگری همه، در جهت پیشرفت و توسعهی علم و فناوری و در نتیجه افزایش تولید ثروت بوده است.
کسی که اندکی خود را با شعارها و محتواهای انقلاب شیروخورشید درگیر کرده باشد، میتواند بسیاری از عناصر دورهی رنسانس و دورهی روشنگری را در این انقلاب مشاهده کند.
به هنگام بررسی انقلاب شیروخورشید و مطالبات آن باید همواره این نکته را در پس ذهن خود داشت که روند «رنسانس و روشنگری» در اروپا دست کم چهارسد سال طول کشید. اگرچه این روند در ایران اندکی بیش از سد سال ادامه دارد ولی نقطهی اوج و جوش آن در مدت بسیار کوتاهی رخ داد. سرعت تحولات سیاسی و اجتماعی چنان بالاست که حوادث «دیروز» برای هر ناظری مانند حوادث «سالها پیش» جلوه میکنند. این سرعت، تابعی است از سرعت انتقال اطلاعات که به نوبهی خود بر سرعت روند فیزیکی حوادث و احساس ما نسبت به تحولات نیز تأثیر میگذارد.
تأثیرات انقلاب شیروخورشید
با پیروزی انقلاب شیروخورشید در ایران، ما شاهد تأثیرات آن بر همسایگان خود خواهیم بود. خاورمیانه در مسیر رنسانس و روشنگری قرار خواهد گرفت و متأثر از ارزشها و هنجارهای انقلاب شیروخورشید، شرایط را برای نوآوریهای علمی، فناوری و فرهنگی هموار خواهد کرد. شاید بتوان گفت که در یک دههی آینده یک جابجایی کلان صورت خواهد گرفت: اروپا جای خود را به خاورمیانه خواهد داد.
ولی انقلاب شیروخورشید ایرانیان را باید در یک تصویر بزرگتر نیز مشاهده کرد، و آن تصویر جهانی است: رشد و توسعهی بیوقفه چین با جمعیتی بالغ بر 1.4 میلیارد نفر – در برابر ایالات متحد آمریکا با جمعیتی حدود 340 میلیون نفر- به یک چالش بزرگ برای جهان آزاد تبدیل شده است. آمریکا هم اکنون در نقطهای از تاریخ قرار گرفته که باید دست به تصمیم بزرگ بزند: یا خاورمیانه را به حال خود رها کند یا آن را در ساختارهای خود ادغام کند. خاورمیانه حدوداً 490 میلیون نفر جمعیت نسبتاً جوان دارد که میتواند بخش بزرگی از کمبود سرمایه اجتماعی آمریکا در مقابل چین را جبران کند.
ولی مردم خاورمیانه عمدتاً مسلمان و سنتی هستند و میتوانند مانعی بر سر راه چنین تحولات مدرنِ ژرف در خاورمیانه بشوند. این جاست که مردم ایران که اکثراً مدرن و سکولار هستند میتوانند نقش آفرینی کنند و شرایط فرهنگی را برای سرمایهگذاریهای کلان در منطقه فراهم سازند.
از سوی دیگر، انقلاب شیروخورشید یک تأثیر جهانی دیگر نیز دارد که اساساً در حوزهی اندیشگی است. مردم ایران هم اکنون ایدئولوژیپرهیزترین مردم جهان هستند. مردم ایران طی پنجاه سال با پوست و گوشت و خون به تجربه آموختهاند که همه ایدئولوژیها (هم دینی و هم غیردینی)، فقط سوپرمارکتهای توهمفروشی هستند. این نکته همان چیزی است که باعث شده حاملان ایدئولوژیها (چه دینی و چه غیردینی) با نگاهی شدیداً انتقادی و حتا دشمنانه به انقلاب شیروخورشید ایرانیان برخورد کنند. ایرانِ آینده، نقطه آغاز جنبش ضدایدئولوژیک آینده در جهان خواهد بود، پس شگفتانگیز نیست که همه احزاب چپگرای کنونی که آبشخور اصلیشان حزب دموکرات آمریکا است، کارزاری بس گسترده علیه به فرجام رسیدن انقلاب شیروخورشید به راه انداختهاند.
جمعبندی
انقلاب شیروخورشید ایرانیان بسیاری از عناصر تعیینکننده عصر رنسانس و عصر روشنگری در اروپا را در خود حمل میکند، مانند بازگشت به باستانگرایی و بازآفرینی آن، سکولاریسم، آزادیهای فردی و سیاسی و سرانجام خردگرایی (در تقابل با دینخویی) به مثابه مبنای هر حرکت فردی و یا اجتماعی.
میتوان حتا ادعا کرد که انقلاب شیروخورشید ایرانیان نه تنها انرژی فشرده چهار سده دوران رنسانس و روشنگری اروپا را در مدت کوتاهی آزاد کرده بلکه تأثیرات آتی آن بسیار فراتر از ایران و منطقه خواهد رفت. انقلاب شیروخورشید علیرغم این که بسیاری از خصوصیات و ویژگیهای عصر رنسانس و عصر روشنگری را دارد، ولی وظایف تاریخی و اهداف آن با چهارسد سال پیش کاملاً متفاوت است، زیرا جهان دگرگونیهای فراوانی پشت سر نهاده است. ویژگی انقلاب شیروخورشید که آن را از همه انقلابهای دیگر جدا میسازد، کشیدن خط بطلان بر همهی ایدئولوژیهاست (چه دینی و چه غیردینی)؛ زیرا مردم ایران برای نخستین بار در عمل تجربه کردند که همه ایدئولوژیها، مغازههای توهمفروشی هستند. این شاید بزرگترین دستاورد جامعهشناختی انقلاب شیروخورشید مردم ایران باشد که میتواند ابعاد جهانی به خود بگیرد. ولی نور اصلی انقلاب شیروخورشید همان ایرانگرایی و بازآفرینی ایرانیت است که گرما و روشناییاش بر گلستان ایران میتابد.
شهریور
https://shahrivar.org/details/article/170
بنیاد میراث پاسارگاد