• بنیاد میراث پاسارگاد

به نظر شما چه چیز در چهارشنبه سوری وجود دارد که حکومت اسلامی آن را برنمی تابد؟

پرسش بنیاد میراث پاسارگاد از شخصیت های فرهنگی و اجتماعی

به نظر شما چه چیز در چهارشنبه سوری وجود دارد که حکومت اسلامی آن را برنمی تابد و به شدت از برگزاری آن جلوگیری می کند

پاسخ ها:

فرزاد آریان: هنرمند عکاس


جشن چهارشنبه سوری از کهن ترین آیین های ایرانیان است، مردم ایران در چهارشنبه آخر سال با برپایی آتش و جشن و پایکوبی به استقبال نوروز میروند، آتش تنها عنصری است که آلوده نمی‌شود و خود باعث از بین بردن آلودگی هاست، ایرانیان همواره تصویر شاد و خاطره انگیزی از این جشن باستانی در ذهن دارند، حکومت اسلامی از اساس با شادمانی و جشن مردم ایران بیگانه است و تلاش می‌کند که فرهنگ غصه و عزا را در جامعه ترویج دهد، به زبانی ساده حکومت جمهوری اسلامی از آتش عشق ایرانیان به میهن خود و زنده نگه داشتن آیین های کهن واهمه دارد و جشن چهارشنبه سوری هم یکی از آنهاست که نماد از بین بردن پلیدی هاست و میتواند با همبستگی ایران دوستان، بساط ماتم سرای ظلم و جور حکومت اسلامی را در آتش بسوزاند.

ویکتوریا آزاد، کوشنده سیاسی


برای پاسخ به این سوال میرویم به چگونگی پیدایش نوروز باستانی ومراسم قبل از آن چهارشنبه سوری:

طبق بعضی از روایات سه هزار سال قبل شاه جمشید پس از بیرون آمدن از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه که امروزه منطقه حسنلو نام گرفته است تحت تاثیر آفتاب سوزان و درخشان وطراوت تازه قرار می گیرد و آن روز را نوروز مینامد و بر آن می شود که همه ساله در چنین روزی آیین و مراسم های خاصی تدارک دیده و برگزار کند.
نخستین پادشاهی که موجب رسمیت پیدا کردن نوروز شد کوروش کبیر بود. وی قبل از میلاد ودر سال 538 دستور پاکسازی محیط زیست، ترفیع نظامیان، عفو مجرمان را به این روز موکول کرد. نوشته اند قبل از اینکه کوروش بابل را فتح کند در آنجا نوروز را جشن گرفته بود. نوروز در زمان های ساسانیان و اشکانیان نیز عزیز و گرامی شمرده می شد.
چهارشنبه سوری نیز از مجموعهٔ جشن‌ها و مناسبتهای نوروزی است که با برافروختن آتش و برخی رفتارهای نمادین دیگر، به‌ صورت جمعی در فضای باز برگزار می‌شود.
چهارشنبه‌ سوری ریشه در گاهنبارِ زرتشتیان و نیز جشن نزول فروهرها دارد که شش روز پیش از فرارسیدن نوروز برگزار می‌شد.
نوروز باستانی و چهارشنبه سوری برای رژیم اسلامی یک نمونه نمادین از سنن پیش از اسلام است که ریشه مذهبی ندارد و برخواسته است از باورهای زرتشتی مردم ایران در قبل از تاریخ هجوم اسلام به ایران لذا جمهوری اسلامی از ابتدا در صدد سرکوب این سنن برآمد بماند که نافرمانی مدنی و مقاومت مردم جلوی تاخت و تاز رژیم را گرفته و‌میگیرد. توقع ما از یک رژیم ایدئولوژیک آنهم از نوع متحجر اسلامی که ایرانگرایی را مغایر با اسلام میداند و اسلام را ارجح بر هویت ملی ایرانیان چه میتواند باشد؟ منع نوروز باستانی از روز اول به قدرت رسیدن این نظام غارتگر و سرکوبگر داغ ننگی بر تاریخ پرگهرایرانیان بوده و هست. ما در شرایطی به استقبال نوروز میرویم که ایرانمان در بحرانهای چندگانه غوطه ور است وقحطی و گرسنگی بیداد میکند. باشد که این رژیم را برچینیم و فصلی نو دراندازیم.
نوروز پیروز

دکتر سیروس آموزگار، نویسنده، حقوقدان


به سه دلیل . اول آتش . آتش نه تنها پاک کننده ی پلیدی است ،بلکه تقدس آن و شعله ها یی که درآخرین چهار شنبه سال در هر گوشه شهر زبانه می کشد  ، دوران خوشی را به خاطر هامی آورد که ایرانیان در این سرزمین ،  با  دین آهورایی  و انسانی  خویش به خوشی می زیستند .

دوم دشمنی باشادی . اسلام دین اندوه است .در طول سال تعداد روز های عزا ، عزا به هر دلیل ، بر روز های معدود جشن و شادی می چربد . بر اساس روایات ، اهل بهشت و مومنان  ، همه محزونند . به خاطر می آورم که در کودکی ، وقتی به دلیلی . به قهقهه ی خنده می افتادیم ، مادر بزرگم ما را مجبور می کرد که ده بار بگوییم : ” اللهم لم تمقتنی ” خدایا به خاطر این غش غش خنده ، ما را به دشمنی مگیر .

سوم وحشت از تجمع . جمهوری اسلامی در جامعه ی ایران ریشه ندارد  و به همین دلیل از هرنوع گرد هم جمع آمدن مردم ، به هر بهانه ای می ترسد

محمود ابطحی کوشنده سیاسی


ملت ایران دارای جشن‌ها و مناسبت‌هایی هستند که ریشه در فرهنگ باستانی ایرانیان دارند. صرفنظر از اینکه این جشن‌ها ریشه در نهاد‌های دینی ایران باستان دارند یا نه، در طول زمان‌های طولانی، رفته رفته سکولار شده‌اند و امروز هیچ نهاد مذهبي متولي گرامی داشت این مناسبتها نیست. سکولار بودن این مناسبتها باعث می‌شود که همه اجزاء ملت ایران بتوانند در گرامی‌داشت آن‌ها مشارکت داشته باشند. یعنی، ایرانیان تنها به دلیل ایرانی بودن و مهر به فرهنگ خود در چنین مناسبت‌ها شرکت می‌کنند و آنها را گرامی‌ می‌دارند. همچنین، شرکت در چنین مناسبت‌هایی فرصت تجارب مشترک اجتماعی را به همه ایرانیان می‌دهد. این تجارب مشترك اجتماعی برای ملت رنگارنگ و متکثر ایران همچون چسب همبستگی عمل می‌کنند. پس، داشتند چنین جشن‌ها و مناسبتها از ویژگی‌هایی هستند که از ایرانیان یک ملت می‌سازند. مسلم است حکومتی که در پی ساختن امت شیعه است، هر آنچه رنگ و بوی ملی داشته باشد را دشمن پروژه امت سازی خود می‌داند. از نگاه حکومت اسلامی، ایرانی بودن بزرگ‌ترین اشکال چهارشنبه سوری است.

 

 بابک ادیبیان، کوشنده فرهنگی و اجتماعی


از اولین روز برقراری جمهوری اسلامی ، از طرفی هدف این رژیم گسترش مذهب شیعه و ایجاد هلال شیعی از طریق صدورآن به کشورهای دیگر و ازطرف دیگر، درچهره عبوس ونا مهربان اسلام عزیز ! پدیده ای بنام شادی و شادابی و جشن  پیش بینی نشده است. جمهوری اسلامی ، موضوع یا مطلبی غیر از مسایل ضد انسانی شیعه را برنمی تابد وبشدت با آن مقابله میکند. شب چهار شنبه سوری هم جشن هست و هم موضوعی غیر شیعی!

 

 

 

 

نیره انصاری نویسنده و حقوقدان

گروهی از اسلامگرایان از برگزاری جشن های سنتی و ملی انتقاد می نمایند، آن را غیراسلامی خوانده و برخی از آنها حتا مراسم چهارشنبه سوری را خرافه قلمداد می کنند.

حال آنکه پدیده چهارشنبه سوری یکی از مراسم  زمستانی و نزدیک نوروز است که با آتش پیوند وثیق دارد. اگر جشن سده، جشن آتش است که برای مبارزهِ نمادین با سرما برپا و بر بلندی ها برگزار می شود، آتش افروزی برای نوروز نیز برای زدودن «شرها و ناپاکی ها» عموما برگزار می گردد. نوعا از سنت ها، ترانه ها، باورها و مراسمی که مردمان نواحی گوناگون برای زدودن و راندن پلیدی ها برگزار می کنند.

حقیقت این است که مساله چهارشنبه سوری، نوروز و یا دیگر آدابی که از گذشته تاریخ در ایرانِ «پیشااسلام» داشتیم و بعدها نیز در دوره اسلامی هم به اَشکال گوناگون حفظ شده و تا به امروز هم. این موارد به خودی خود هیچ پیوندی با دین اسلام ندارد. اینها مراسم سنتی یا آئینی هستند.

به سخنی دیگر مسلمانان پس از فتوحات وارد کشورهایی چون ایران، با تمدن قدیم و کهن وارد شدند و از آنجا که قوم غالب بودند و قوم غالب هم همواره با قوم مغلوب به دید تحقیر و حقارت می نگرد، پس از دوره عمر به بعد نیز ایرانی ها را موالی به حساب می آوردند و با عبارت های دون تحقیرشان می کرده و از موضع برتر نگاه می کردند زیرا دین خود را حق می دانستند و آن را کامل و جامع می دانستند. دین خود را حقیقتِ ناب تلقی می کردند و به همین جهت اینها [ جشن ها و مراسم شادی] را خرافه می دانستند.

اینکه اکنون سیاستهای جمهوری اسلامی این گونه است که هر موردی را که به خودش تعلق ندارد یا نمی پسندد، حتا اگر تفسیر اسلامی هم داشته باشد، آن را برنمی تابد و این مساله جنبه سیاسی و حکومتی یافته است و البته آنها را سرکوب نموده و ممنوعیت آن را ایجاد و اعلام کرده است و یا این آئین ها و سنت های کاملن مردمی را بدل به یک نوع مخالفت سیاسی با نظام تلقی می کنند.

اکنون مشاهده می نماییم که نسبت به تخریب آثار باستانی و آسیب وارده بر آنها حساسیت نشان داده می شود؛ آئین های باستانی نیز این گونه اند. آئین ها، بازمانده ی فرهنگِ مردم اند در گذر زمان. این آئین ها با یکسری مولفه ها، مشخصات و مختصات به امروز رسیده اند، همان گونه که آثار باستانی را باید از دستکاری و تخریب دور بمانند، آئین ها نیز همین وضعیت را دارند.

در حقیقت چهارشنبه سوری یک جشن «غیردینی» است، نه تنها چهارشنبه سوری که حتا دیگر جشن ها مانند سده و نوروز نیز از سوی آئین اسلام و حتا پیش از اسلام نیز در خصوص برگزاری آنها ممانعت هایی وجود داشته. در میان مردمانی که در فلات ایران زمین در نجد ایران چند هزار سال پیش تاکنون زیسته اند یک قومی که روزگاری امپراطوری بزرگ داشتند مرکب است از اقوام، طوایف مختلف با افکار و سنت های گوناگون، خرده فرهنگ های فراوانی که از گذشته تاکنون وجود داشته و اکنون نیز.

بدین اعتبار اگر اسلام گرایان به تاریخ مراجعه نمایند و از همان قرن اول تا دوم و سوم [برمکیان و آل بویه] این آداب و سنن به ویژه جشن نوروز همواره محترم بوده و ایضا مسلمانان و خلفا و بسیاری از اندیشمندانی که دارای ملیت ایران نبودند، محترم شمرده می شده و اکنون پس از 1400 سال در قرن بیست و یکم و در شرایط کنونی مشاهده می کنیم که اسلامگرایان در ایران فتواهای عجیب و بحث برانگیزی در خصوص ممنوعیت برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و نوروز صادر و این آئین های ملی و مردمی را خرافه می پندارند که نه با مبانی دینی سازگاری دارد نه با تاریخ و حتا با مصالح خودشان نیز همخوانی ندارد.

 

شرین اسفندمزدا، کوشنده فرهنگی


چرا جمهوری اسلامی از چهارشنبه سوری هراس دارد؟ چون چهارشنبه سوری جشن آتش است و آتش نماد مهر، میترا و خورشید است، و دیگر این که مهر میترا، و خورشید برای آرائیان سپند است. جمهوری اسلامی از بیخ و بن از هر چیزی که نماد ایرانی داشته باشد و یادآور فر و بالندگی ایران باستان پیش از چیرگی اسلامی و عرب باشد هراسان است. چهارشنبه سوری به ایرانیان و پارسی زبانان شادی و همبستگی را پیشکش می کند. و حکومت اسلامی از همبستگی و آگاهی و شادمان مردم ایران درهراس است.

مزدک بامدادان، پزشک، نویسنده و پژوهشگر تاریخ


دشمنی رژیم اسلامی با چهارشنبه ‌سوری را باید در چارچوب ستیز پیوسته آن با همه آئینهای ایرانی دانست. ولی آنچه که در چهارشنبه سوری ویژه است، جایگاه “شادی” در آن است. جشن چهارشنبه پایانی سال بمانند جشنهایی چون آب‌پاشان درونمایه‌ای شاد دارد و سرشار از سرخوشی و سبکبالی است. همه آئینهایی که در آنها شادی و شادمانی جایگاهی فراز دارند، بازمانده از روزگاری هستند که در آن پادشاه ایران بر سنگ می‌نویساند:

بغ بزرگ است اورمزد،
که این زمین را آفرید،
که آن آسمان را آفرید،
که مردم را آفرید،
و برای مردم شادی را آفرید!

رژیم اسلامی با هرآنچه که رنگ‌وبویی از شادی و شادخواری داشته باشد، دشمن است و همچون اهریمن بدسرشت، برای کشتن فروز جاودانه اهورا، اندوه می‌پراکند. رژیمی که رهبرش سوگواری را مایه پایداری دین می‌داند، بی‌گمان شادی را برنمی‌تابد و با هر بهانه‌ای که دل مردمان را اندکی شادمان کند، از در ستیز درمی‌آید.

دکتر تورج پارسی، ایرانشناس و کوشنده فرهنگی


برای پاسخ به پرسش شما فلسفه جشن های ایرانی را بازگو می کنم :

جشن به معنای نیایش است ، نیایش به هستی ! در همین نیایش مسئولیت فردی نسبت به هستی آشکار می گردد ! جشن یک گونه پذیرای حرکت از ” بودن به شدن ” است ! نموداری از پیوند آدمی به پیرامون خود است ! جشن شادی و شادمانی هستی است که انسان خودرا در آن شریک می کند !

به همین سبب ” شادي ” در آيين ايراني بنياني پر اعتبار دارد . نگهي كوتاه به راز و رمز آفرينش به روشن شدن مطلب ياری خواهد داد . بنا بر آنچه در بندهش آمده است ، آفرينش مادي در شش گاه در راستاي يك سال سامان يافته است . نخست ” آسمان ” و به ياري آسمان ” شادي ” آفريده شد …. و در ششمين گاه يا آفرينش آخرين ، گيومرتن يا انسان ميرنده پرهيزگار, هستی مي يابد …..

پس شادي از نخستين گاه آفرينش ، با هستي همزبان ، همزمان و همگام است . اينجا اين موضوع روشن مي شود كه شادي به نشانه ي درون مايه هستي از ويژ گي هاي آفرينش است . مطرح شدن شادي به عنوان يك اصل عمده دراين نظام فكري بسيار شايان نگرش است !

اینان که امروز بر میهن ما حکومت می کنند با هستی در تضادند در نتیجه با هرنمودی که نشانه ای از زندگی و زنده بودن باشد در ستیزند ! به گواهی تاریخ ایران سرزمین جشن ها بود! یعنی سرزمین شادی و شادمانی ،  چرا اکنون ما را گرفتار یک عزای دایمی کردند ؟ به همان دلایلی که برشمردم !

عباس دانشور، نویسنده و کوشنده ی اجتماعی


هر گاه سرزمین ایران مورد هجوم و غارت بیگانگان شد، تمام یا قسمتی از بناهای تاریخی که نشان از عظمت فرهنگیِ روزگار باستان دارند، به دست آنان تخریب شده. آنان اما نتوانستند آداب و رسوم باستانی را از ایرانیان بگیرند. طی چهار دهه اخیر حاکمین مستبد مذهبی نه با تهدید توانستند مانع اجرای مراسم باستانی بشوند و نه با فریب و حدیث. ایرانیان باستان آتش را مظهر روشنایی و سلامت و گرمابخش زندگی می دانستند. در شاهنامه سیاوش از آتش گذر می کند تا روسیاهی بماند برای بدی.

در آیین های باستانی ایرانیان، شادی و رقص جایگاه ویژه ای دارد. جشنهای ملی با آیین و مراسم مذهبیِ حاکمین همخوانی ندارد. طبیعی است که اجرای مراسم چهارشنبه سوری توسط مردم ایران زمین مورد مخالفت حکومت واقع شود.

اکبر ذوالقرنین، شاعر


حکومتی که با شادمانی، رقص، آواز و هر آفرینش و خلاقیتی مخالف است، طبیعی است با هر پدیده ای که رنگ و نشانی از زیبایی و زندگی داشته باشد در بیفتد.

نستور رخشانی، هنرمند نقاش


بادرود! پاسخ من ؛ در جشن چهار شنبه سوری آتش ونور وشادی مردم را می بینیم ، مردمی که نهاد نور وروشنایی زندگی بخش را از دوران باستان ، از میترا نماد خورشید بر گرفته اند و تا به امروز به این جشن می پردازند وبه آن دل بسته‌اند واین جشن چون دیگر جشن های باستانی پیشا اسلامی در ایرانزمین درست خاری است در چشم «حکومت اسلامی» ستمگر سیاه دل ، تاریک اندیش و ستایشگر مرگ و شیون و زاری . باشد که این چهار شنبه سوری آن چنان آتشی افروزد – گو نمادین – که بنیان « حکومت اسلامی» را بسوزاند و به خاکستر بنشاندش .

 

 

 

کوروش زعیم فعال سیاسی

 

 

 

 

 

در آغاز جمهوری اسلامی، برنامه ایرانی-زدایی بود تا بتوانند سنت‌های قبیله‌ای ماقبل تاریخ  را به بهانه اسلامی بودن جایگزین فرهنگ کهن ایرانی کنند. در درازنای دهه‌ها نتوانستند هیچ‌کدام از سنت‌ها را از دل مردم ما پاک کنند. چهارشنبه سوری را هم هدف گرفتند که این آتش پرستی است.

ما ملت شادی بوده ایم و جشن‌های ماهانه داشته ایم مانند اردیبهشت‌گان تا آذرگان. خرم‌روز داشتیم، سپندارمذگان داشتیم و جشن‌آتش در سده و نوروز داشتیم. همه را غدغن کردند تا ما بیشتر به نماز و مناجات خود برسیم، نمازی که از نماز پارسی زرتشتیان ترجمه کرده و به عربی بر ما واجب کرده اند!

چهارشنبه سوری به گذر سیاوش از آتش برای اثبات بیگناهی خود از آمیزش با سودابه زن پدر خود بر میگردد که او از آتش تندرست بیرون می‌آید. آن روز سه شنبه (بهرام شید) و روز پسین که چهارشنبه (ناهید شید) بوده خانواده و پیرامونیان جشن اثبات بیگناهی سیاوش را می‌گیرند. این جشن‌ها و این استوره‌ها جانمایه فرهنگ ایرانی هستند و باید چون جان از آنها نگهداری و نگهبانی شود و اجازه ندهیم مردمانی که جز قتل و تجاوز و غارت و ویرانگری در تاریخشان نیست این زیبایی‌های ایرانی را خدشه دار کنند.

همانند جشن نوروز که مردم اجازه ندادند جمهوی اسلامی آنرا غدغن کند، به وِیژه اینکه در سراسر جهان برگزار می‌شد، چهارشنبه سوری را هم نتوانستند از دل مردم ایران بزدایند. مردم که اجازه نداشتند در فضای باز همگانی آتش به پا و شادی کنند، به ترقه و فشفشه روی آوردند. دلیل نهانی ممنوعیت برگزاری چهارشنبه سوری توسط جمهوری اسلامی در آغاز این بود که مردم مبادا از این شب برای حمله به مراکز حکومتی و آتش زدن آنها استفاده کنند که مقدمه ای برای سرنگونی نظام شود.

ولی از آنجا که جمهوری اسلامی یک سامانه مافیایی اقتصادی شده، وقتی دید حریف مردم نمی‌شود، آغاز به وارد کردن انواع ترقه و فشفشه و مواد انفجاری خطرناک و عمدتا غیر استاندارد از چین نمود. جشن زیبا و مردمی چهارشنبه سوری کم کم تبدیل به صحنه آتش افروزی‌های غیرقابل کنترل، موشک‌های آتش زا و ترقه‌های انفجاری قوی که در طی دهها سال موجودیت این نظام ضد مردمی، جان سدها تن از جوانان ما را گرفته است. دیگر خبری از از کپه های کوچک آتش‌ برای پریدن و خواندن “زردی من از تو، سرخی تو از من” نیست و چهارشنبه سوری خیلی شباهت به میدان جنگ پیدا کرده است. ما هر سال نگران میشویم که کجا آتش گرفته و یا چند تن کشته شده اند.

آیین زیبای قاشق زنی کودکان و فالگوش ایستادن دوشیزگان، همه به علت ناامنی مردم فراموش شده و تنها در شهرهای کوچک و روستاها برگزار میشود.

جشن زیبا و شادی آفرین آب بازی را هم با کتک زدن و بازداشت جوانان ما تخریب کرده اند. جمهوری اسلامی بطور کلی فرهنگ و آیین‌های ایرانی را دشمن خرافات خود می‌داند و ترجیح میدهد ایرانیان هر سال گِل به سر و روی خود بمالد و در لجن غلت بزنند تا به هم آب بپاشند و آواز بخوانند و برقصند. اینجا جهنم جمهوری اسلامی است نه بهشت ایرانزمین.

تهران – 27 اسپند 1399

اسد سیف: نویسنده و کوشنده فرهنگی

 

 

 

 

دو عنصر در جشن چهارشنبه‌سوری وجود دارد که خلاف ایدئولوژی حکومت حاکم بر ایران است؛ نخست شادی و این آن چیزی است که در نظام فکری رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد. در اسلام ده‌ها حدیث در نفی خنده و شادی موجود است. نفی خنده در توضیح‌المسائل‌ها نیز آمده است. هستی به شادی جان می‌گیرد و مردم در شادی‌هاست که زندگی می‌جویند.

نماد چهارشنبه‌سوری آتش ا‌ست. آتش روشنی‌ست و انسان با کشف آتش به زندگی معنای دیگری بخشیده است. آتش را بزرگ‌ترین کشف انسان در تاریخ تمدن می‌دانند، چیزی که تأثیر آن بر زندگی هنوز هم آشکار است. آتش رو به زندگی دارد، اسلام اما دین مرگ است. زندگی در این دنیا همانا آماده شدن برای مرگ است، و در این راستا هستی هیچ است و فاقد ارزش. جمهوری اسلام طی چهار دهه از عمر خویش نشان داده که برای هستی مردم هیچ ارزشی نمی‌شناسد.

مردم اما زندگی می‌خواهند، شادی می‌جویند و به تجربه دریافته‌اند که در پسِ وعده‌های نامعلوم و ناپیدا چیزی یافت نمی‌شود. اگر هم شک بدان داشتند، چهار دهه حاکمیت مذهب جایی برای شک باقی نگذاشته است.

عامل دیگری نیز در ستیز جمهوری اسلامی با چهارشنبه‌سوری وجود دارد، و آن این‌که این جشن را هیچ رابطه‌ای با اسلام نیست. تقدس آتش و خورشید بنیان در میترائیسم و آیین زرتشت دارد. اسلام در روند تاریخ هر آن‌چه را که با این دین رابطه نداشته باشد، نابود می‌کند. این نابودی از باورها آغاز می‌شود تا به حذف انسان برسد. جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر همین سنت، تاریخ ایران را بازنویسی کرد و آن تاریخی را در مدارس و دانشگاه‌ها برای تدریس به رسمیت شناخت که خود نوشته بود. در این تاریخ با آمدن اسلام به ایران است که ایران شکوفا می‌شود و در عرصه تاریخ معاصر، خیزش ارتجاعی پانزده خرداد آغاز تاریخ معاصر محسوب می‌شود. در همین راستاست که تمامی آنانی که نخواهند چون حاکمان این رژیم بیاندیشند، از کار محروم می‌شوند و از کار «پاکسازی». هزاران تن از کشتگان در زندان‌ها نیز به همین علت کشته شدند. سانسور در چاپ و نشر نیز در همین روند اعمال می‌شود. به یاد داشته باشیم که خمینی از چهارشنبه‌سوری به عنوان جشن «مجوس‌ها» نام می‌برد. او بسیار کوشید تا در همین رابطه، با کشاندن مردم به قبرستان‌ها در روز نوروز، به حذف این جشن از تاریخ و فرهنگ ایران موفق گردد ولی نتوانست.

چهارشنبه‌سوری نه به اعتبار استوره‌ای خویش، بل‌که به عنوان نماد زندگی و شادی‌ست که هم‌چنان زنده است. چهارشنبه‌سوری جشن شادی‌ست و شادی را نمی‌توان از هستی حذف نمود. هیچ عنصر هستی‌سازی از زندگی حذف نمی‌شود، بل‌که تکامل می‌یابد. چهارشنبه‌سوری از همین منظر در برابر جمهوری اسلامی قد برمی‌افرازد تا با آن به مقابله برخیزد و پرچمدار شادی و هستی باشد. و همین خوش باد.

بدری صفوی، کوشنده اجتماعی

چهار شنبه سوری، پیش آهنگ جشن بزرگ نوروز باستانی و زایش دگر بار طبیعت زندگی بخش ، فرهنگ زیبا و شاد آفرین ایرانی مورد پسند ، رژیم سرا پا جهل و جنون و تاریک اندیش و  مشوق اشک و اندوه نمی باشد ، زیرا شادی  و روزهای فرخنده ایران کهن با افکار سیاه این قوم اشغالگر ملایان هم سازی ندارد جای شادمان دارد ، چهل و دو سال است مردم شریف دوستدار شادی و جشن های باستانی بوده و خواهند بود شعله های آتش مهر و عشق و دوستی پاینده باد!

دکتر سیاوش عبقری استاد دانشگاه و کوشنده اجتماعی

چهرشنبه سوری، یکی از جشن های نوزایی، نواندیشی و نوگرایی است که در حوزه فرهنگی ایران با آتش افروزی و پرش از روی آتش، همراه یا مراسم ویژه محلی برگزار میشود. در این دوران سیاه حاکمیت اسلامی، شاهد آن هستیم که حاکمیت تلاش کرده و میکند برای گسترش فرهنگ واپسگرای اسلامی در تقابل با ایرانیت و جشن های ایرانی.

ایرانیت، بنیادش بر نیکو پنداری، نیکو گفتاری و نیکو کرداری است. حکومت ملایان بنیادش بر سیاه اندیشی، سیاه گفتاری و سیاه کاری است، که در تقابل با فرهنگ ایرانی است. این یک تضاد تاریخی است بین ایرانیت و اسلامیت، و این وظیفه تاریخی ما ایرانیان است که  بخود آییم و همگام با هم، ایران و ایرانیت را نجات دهیم.

دکتر شهلا عبقری استاد دانشگاه و کوشنده اجتماعی


چهارشنبه سوری در فرهنگ  ایرانیان رسمی است که برای پیشواز نوروز برگزار میشود و در بین شهروندان ایرانی، با وجود ترفند های رژیم اسلامی، دارای  اهمیت زیادی است و هر ساله با شکوه بیشتری برگزار میشود.

فلسفه رسم چهارشنبه سوری از ایران باستان سرچشمه می گیرد که ایرانیان باور داشتند که وقتی سال نو می گردد، کثافت و آلودگی سال پیش را باید پاک کرد و  برای  رفع همه آلودگی ها علاوه بر آب از آتش نیز استفاده می کردند. ایرانیان آتش را نماد پاکی، زندگی، تندرستی و روشنایی می دانستند و با افروختن آتش تلاش می کردند  که آثار اهریمنی و نامبارکی را از بین ببرند و روشنایی، شادی و دلگرمی را در دل بنشانند و این رسم بر همین بنیاد هنوز پابرجا است.

حال سوال اینجا است که چرا حکومت اسلامی این رسم را برنمی تابد و به شدت از برگزاری آن جلوگیری می کند؟

برای دریافتن پاسخ کافی است به فرهنگ اسلامی که فرهنگ واپس گرایی است توجه کنیم.. این فرهنگ  به دنبال روشنایی، شادی ، نو ساختن زندگی نیست و مرگ و عزاداری و خود آزاری و ریاضت و پرستش کهنه در مقابل نو را تبلیغ می کند و مسلم است که این جشن که نقطه مقابل ارزش های اسلامی است را برنمی تابد.

فرحناز عمادی، کوشنده فرهنگی


نوروز تنها جشن طبیعی است برای تغییر سال که هیچ ارتباطی با تولد هیچ پیامبری ندارد. برای رسیدن به نوروز باید از روی آتش چهارشنبه سوری پرید. انگاری این آتش مرز بین سرزمین سیاهی زمستان به سرزمین شکوفایی بهار است.
آخرین سه شنبه سال به رسم چهارشنبه سوری پریدن از روی آتش است. به باور من رویکرد انسان به آتش به معنی این است که انسان ایرانی آتش را آفریننده نور، آفریننده راستی در مقابل دروغ، آفریننده سرخی عشق و زندگی، آفریننده جنبش و آفریننده پاکیزگی میدانسته و میداند و طبیعی است که جمهوری اسلامی با هویت غیر ایرانی و سرشار از دروغ و غم و عزاداری هم از مراسم چهارشنبه سوری و هم از نوروز بیزار باشد زیرا نوروز و چهارشنبه سوری چهار چوب نگرش انسان ایرانی به گاهنامه میهن، فرهنگ میهن، عشق به میهن و مهر به طبیعت است که از چندین هزار ساله پیش تا به امروز ماندگار مانده است.
نوروز همیشه پیروز

آرمین لنگرودی نویسنده و پژوهشگر تاریخ


بدون تردید باور ایرانیان امروزی به سنتهای کهن، دیگر نه از نظر اعتقادی، بلکه تنها جنبه‌ی سمبولیک دارد، که در تقابل آشکار با قوانین «توحیدی» اسلام قرار می‌گیرند. بنظر می‌رسد که همین نکته نیز بر پافشاری ایرانیان در برپایی هر چه باشکوه‌تر این جشنها بعنوان وسیله‌ای برای مقابله با حکومت وحشیانه‌ی اسلامی افزوده است. تاریخ به ما نشان داده، که «توحید» توجیه فقهی حکومتهای «دیکتاتوری» است. این نگرش مذهبی از همان آغاز پیدایش خود تحمل دیدن سمبلهای دیگر در جامعه را نداشت و کمر به نابودی آنها بست. از این رو جشن آتش در آخرین شب چهارشنبه‌ی سال، سمبل مخالفت آشکار مردم ایران با ارتقاء «اسلام توحیدی» بعنوان یک دین حکومتی است، که در امن‌ترین کنج خانه‌های مردم بدنبال کنترل افکار، گفتار و کردار آنها و دور نمودن سمبلهای غیراسلامی از تمامی ارکان زندگی است.

دشمنی حکومت اسلامی با جشن آتش در حقیقت دشمنی آن با ذات نور و روشنایی است. اگر جشن چهارشنبه‌سوری را بعنوان یک جشن نمادین بشناسیم، این نماد همان دشمنی و نبرد با سیاهی و نادانی است. نابودی این  پلیدی و پالایش مرز و بوم پدری از جرثومه‌ی بدشگون آن، گویا به آرزو و پیام جشن ملی ایرانیان در

آخرین شب چهاشنبه‌ی سال تبدیل گردیده است.

مهدی کوهستانی کوشنده اجتماعی


در تمامی این سالها شاهد بوده ایم که مراجع مذهبی تا رهبری همه در رابطه با مراسم چهارشنبه سوری فتوای صادر کرده اند این مراسم را حرام دانسته اند و نهادهای نیروی انتظامی با صدور اطلاعیه آنرا پذیرفته اند، با این حال پایداری مردم برای اجرای مراسمی که تاریخ دیرینه دارد نشان می دهد این مراسم را نمی توان به این راحتی از بین برد.

شقایق مرزبان: هنرمند تصویرساز


چهارشنبه‌سوری نام یکی از جشن های باستانی ایران، که برگرفته از آیین زرتشتی است، در مرز و بومهاي مختلف ايران به اَشكال متنوعي برگزار ميشود كه نماد پاكسازي و نو شدن ميباشد. یکی از دلایل اصلی مخالفت دولت با روشن کردن آتش اینست که نماد دین زرتشت است، سمبل پاكي و زدودن ناپاكي ها از زندگي و ذهن است که با این باور تمام افكار منفي دل نگرانيها در آتش انداخته ميشوند و اين رويداد را جشن ميگيرند كه با روحيه مثبت و دلي پر اميد به استقبال بهار بروند. (چون سال تمام ميشود / تمام افكار کهنه من) دولت اسلامی ایران با هر دین و آیینی به جز شیعه اسلامی مخالف است، با جشن و پايكوبي زن و مرد در كنار يكديگر جلوگيري ميكند که در این جشن و آیین بودن زنان و مردان در کنار هم مخصوصا رقص و شادي در اسلام حرام است. این حساسیت در مناطق باستانی خیلی بیشتر است، به خاطر اینکه نیاکان ما پیرو آیین زرتشت بودند که آثار و نشانه‌های زرتشت در این مناطق زیاد پیدا میشود. این مخالفتها حتی در مراسمات نوروز به شکل گسترده‌تر و خشونت آمیزتر به مردم تحمیل میشود و معمولا دولت با هر گونه تجمع و شادی مردم مخالف است چون یک جامعه افسرده و غمیگن، خیلی راحت تر سرکوب میشود چون انگیزه‌ای برای تغییر ندارد. دليل دیگر مخالفت حكومت با اين جشن این است که تجمع مردم  می تواند به خشونت و نا آرامي بیانجامد چون در اين چند دهه از گذشت انقلاب اسلامي مردم از شرایط موجود ناراضی هستند و امكان بروز اعتراضات بسيار بالاست و احتمال همبستگی و ایجاد تشکلات مخالف علیه حکومت جمهوری اسلامی برای براندازی ممکن تر می شود.
(زردي تو از من / سرخي من از تو)

جواد مفردکهلان پژوهشگر استوره های ایرانی

آتش یکی از کهنملّی گرایی ایرانی با هستۀ هرمزان (پدر شهربانو و محّرک ابولولو پیروز نهاوندی) و سلمان فارسی بود که به گرد امام علی جمع شدند و به ضّدیت با اسلام سنتی و عمربن خطاب فاتح ایران پرداختند و انشعاب شیعه را از اسلام  سنتی و موعود گرایی زرتشتی الاصل آن را سبب شدند؛ ولی حال این فرقه از اصل ایرانی نه چندان مخفی از خود بریده و به ضّد مظاهر و شعائر اصل ایرانی خود از جمله چهار شنبه سوری منتهی گردیده و داعیۀ ناموفق رهبری جهان اسلام را دارد که بر ضّد خود و منافع ملّی ایران تبدیل شده است.

مهدی مفخمی، کوشنده سیاسی


آخوند ها جمیعا و روحانیون، با فرهنگ ایرانِ قبل از چیرگی اعراب مخالفند و اصولا آنرا با صفت دوران جاهلی انکار میکنند . در مورد اعراب به خود قوم عرب مربوط است لیکن در مورد ایرانیان کور خوانده اند.

توفیق ممتاز، کوشنده اجتماعی


جمهوری اسلامی نه فقط با جشن چهارشنبه سوری بلکه با تمام جشن های ایرانی مخالف است و بشدت از برگزاری آن ها جلوگیری میکند.

با نگاهی به تقویم جمهوری اسلامی متوجه میشویم که حتی یک روز تاریخی ایران در آن ذکر نشده است.

چهارشنبه سوری جشن پایان فصل زمستان و جشن به استقبال رفتن نوروز است که با افروختن آتش و رقص شادی برگزار میشود، چون جمهوری اسلامی با هرگونه شادی و سرو مخالف است لذا از برگزاری آن بشدت جلوگیری میکند.

چهارشنبه سوری جشنی است که نشانی از مذهب ، قوم و نژاد ندارد. بلکه یک جشن تاریخی و ملی ایرانی است.

وظیفه همه ما ایرانیان است که حتی در این شرایط سخت کرونایی این جشن ملی و باستانی را هرچه با شگوه تر برگزار کنیم تا کودکان و نوجوانان ما با جشن های ملی و باستانی ما آشنا شوند.

شکوه میرزادگی، نویسنده و کوشنده فرهنگی


این را می شود به روشنی ثابت کرد که اعراب مسلمان از ابتدا با آتش مخالف بوده اند. با نگاهی به قرآن کتاب مقدس مسلمانان می توانيم ببينيم که 178 مورد از بدی آتش گفته شده و این که:

هر آن کسی که به صدا و فرمان «الله» و پيامبرش گوش ندهد عاقبت اش با آتش «هراس انگيز» خواهد بود. در حالی که نقطه ی مقابل آن ها ایرانیان بوده اند که از ابتدا خورشید و نور و  آتش را، زیبا، دوست داشتنی و شادی بخش می دانستند و حتی از دید مذاهب ایرانی نور و آتش عناصری مقدس بودند

اکنون هم تعجبی نیست که حکومت اسلامی، همچنان به پیروی از مذهب و فرهنگی که به آن باور دارد با هر آن چه نشانی از روشنایی و شادی دارد مخالفت می کند و ایرانیان نیز، همچنان که صدها سال گذشته، مقابل آن ها می ایستند، و همچنان که در فرهنگ شان هست، در هر جشن آتشی، پنهان و آشکار آتش می افروزند و بر گرد آن به رقص و پایکوبی می پردازند.

چهارشنبه سوری، برهمه ی عاشقان آتش و نور  شاد و خجسته باد

اسماعیل نوری علا، شاعر،منتقد ادبی و کوشنده سیاسی


دلایل نفرت حکومت اسلامی با جشن باستانی «چهارشنبه سوری» بسيارند؛ از جمله:

  • برای اينکه جشن است و پر از شادمانی
  • و باستانی است و به اسلام ربطی ندارد
  • و آتش، که برای اعراب هديه جهنم بوده، در آن نقش مرکزی دارد
  • و اکنون تمامیت اش نماد مقاومت در برابر حکومت اسلامی است

ابراهیم هرندی پژوهشگر فرهنگی


چارشنبه سوری، نمادِ نگرشی غیرِ اسلامی ست. نمادِ آئینی دیگر با جهان نگری و بنیادهای ارزشی و هنجارهای رفتاری ویژه ی خود. همین نکته برای دشمنی و ستیزِ هرمسلمان با آن بس است. اگرچه آئینی که این نماد از آن برخاسته است، اکنون خطری برای مسلمانان و حکومت اسلامی ندارد، اما چون جهان نگریِ دین ها و آیین های “آسمان – آویز”، تونلی و دیگر ستیز است، حکومت اسلامی نیز آن را برنمی تابد و ستیز با آن را در فهرستِ “محاربه با کُفار” قلمداد می کند.* آن که  دین خود را الهی و آسمانی می داند، همه­ی نمودها و نمادهای نگرش های هستی شناسی دیگر را گمراه کننده و زیانبار می پندارد و نابودی آن ها را کاری جهادی. چنین است که حکومت اسلامی، چارشنبه سوری را برنمی تابد، همانگونه که ایین نوروز و تخت جمشید و جشن مهرگان و نگرش سکولار و حقوق بشر و برابری زن ومرد و وجود وحضورِ هم میهنانِ دگرآیین و دگراندیش ما را در ایران.

از دیدگاهِ دین هایی که پیروانشان آن ها را الهی می پندارند، هر “دیگری” کافر است و هر دیگر اندیشی، سزاوارِ مرگ. البته این چگونگی در هریک از آن دین ها برای دگراندیش، “رحمت” پنداشته می شود زیرا که هرچه کافری زودتر از جهان برود، پرونده ی بزه­کاریِ کفرآمیزِ او سبک تر خواهد بود و زمانِ کمتری در آتشِ دوزخ خواهد سوخت!

……………..

* مرادم از آیین های آسمان – آویز، دین هایی ست که پیروانشان آن ها را آسمانی می دانند. از چشم­اندازِ آن دین ها، انسان چلچراغی پنداشته می شود که از آسمان بسوی زمين آويخته شده است؛ (مرغ باغِ ملکوتم، نی ام از عالمِ خاک). تافته ای جدا بافته که آفريدگار جهان پس از آفرينش او بر خود آفرين گفته است. اما از دیدگاهِ مدرن، نه تنها انسان ریشه ی آلهی و آسمانی ندارد که جانوری از دسته ميمون­ها، که خود از رسته پستانداران­اند، می باشد. از اين ديدگاه، انسان ذاتی جانوری دارد که از دلِ خاک برخاسته است و در گذار از هزاره های پر فراز و فرودِ برآیشیِ خود، اکنون تن افراز و آگاه، سودای سرکشی به کرانه های دوردست کهکشان ها را دارد. پس از اين ديدگاه، انسان افرازه ای است که از زمين بسوی آسمان در بالندگی ست. چنین است که من، گفتمانِ “زمین خیز” را در برابرِ “آسمان آویز” بکار می برم.

Read Previous

اسفندیار منفرد زاده شخصیت سال 1400

Read Next

آن که از آتش می گذرد زيباست! – شکوه میرزادگی