تاریخ انتشار: January 26, 2026
این روزها دیده ایم که در مراسم یادبود یکی دو تن از قهرمانان آزادی ایران، دوستان و آشنایان و یا همه کسانی که در مراسم شرکت کرده اند، به جای نوحه خوانی و سر و سینه زدن می رقصند؛ اشک می ریزند و می رقصند و یا به قولی «می رقصند که نیفتند»
شاید این نوع برخورد با «مرگ عزیزان» از نظر برخی تازگی داشته باشد و یا عجیب بیاید. در حالی که این نوع رقص در دوران هایی از تاریخ بشری، هم راه حلی بوده در رویارویی با دردهای سنگین از دست رفتن عزیزی با ارزش و بی گناه؛ و هم نوعی برخورد با قاتلینی که در انتظار شکستن و فرو ریختن بازماندگان این عزیزان و ساکت کردن دیگر مردمان هستند.
رقص و نوعی دف زدن در مراسم یادیود قهرمانان از دوران باستان در فرهنگ های مختلف وجود داشته است. حتی برخی از رهبران سیاسی نیز از اثرات مثبت رقص برای اثبات سلطه و مشروعیت خود استفاده میکردند.
به نظر می رسد که رقص در یادبود عزیزان از دست رفته پس از اشغال ایران به وسیله انقلابیون مسلمان چون همه ی رقص های ما حذف شد. اگر چه هنوز در برخی از روستاهای دور افتاده ی ایران همچنان به یادگار مانده است. و البته شکل شهری شده و معروف و زنده اش را می توان در رقص سماع یا رقص دراویش صوفی مشاهده کرد.
هر چه هست، می توان گفت شیوه ای که برخی از خانواده ها و دوستان جانباختگان انقلاب ملی ما، به جای سر و سینه زدن انتخاب کرده اند، علاوه برنوعی آرامش گرفتن و ایستایی در رویارویی با بیداد، مبارزه ای موثر با قاتلین نیز می باشد. زیرا یک چیز را ثابت می کند که: مرگ قهرمانان وطن، پایان آنها نیست بلکه آغاز تولدی دیگر، همراه با ماندگاری وطن است.
شکوه میرزادگی
ژانویه ۲۰۲۶- بهمن ۱۴۰۴
بنیاد میراث پاسارگاد