چکیده و بررسی کتاب «آن قلم باستانی» از محمد رضا رضایی

تاریخ انتشار: May 18, 2026

درون‌مایهٔ اصلی کتاب، نبرد همیشگی میان خیر و شر است؛ مفهومی که در بسیاری از اسطوره‌های ایرانی و نیز در روایت‌های جهانی حضور دارد. در این اثر نیز این نبرد در قالب شخصیت‌ها، نمادها و رخدادهای گوناگون تکرار می‌شود. نیروهای تاریکی و روشنایی، گاه به‌صورت مستقیم و گاه به‌صورت نمادین، در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. این تقابل، ستون اصلی روایت را تشکیل می‌دهد و بسیاری از رخدادهای داستان حول آن شکل می‌گیرند.

آن قلمِ باستانی

نویسنده: مرجان گرکانی

نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی

در میان آثار داستانی معاصر که می‌کوشند میان تاریخ، اسطوره و تخیل پلی تازه بنا کنند، کتاب «آن قلمِ باستانی» نوشتهٔ مرجان گرکانی، جایگاهی ویژه و در عین حال بحث‌برانگیز دارد. این اثر که در حدود ۵۶۰ صفحه و به زبان فارسی نگاشته شده و نخستین‌بار در سال ۲۰۲۱ توسط نشر فروغ در شهر کلن منتشر شده است، روایتی فانتزی ـ تاریخی است که در آن مرزهای زمان، مکان و حتی واقعیت به ‌گونه‌ای در هم شکسته می‌شوند. نویسنده در این کتاب، نه تنها به بازگویی گذشته‌های دور می‌پردازد، بلکه آن‌ را با زمان حال درمی‌آمیزد و جهانی می‌آفریند که در آن تاریخ، افسانه و خیال در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند.

داستان کتاب از همان آغاز نشان می‌دهد که قرار نیست با روایتی خطی و کلاسیک روبه‌رو باشیم. زمان در این اثر، همچون رودخانه‌ای آرام  و شفاف نیست که از مبدأیی مشخص آغاز شود و به مقصدی روشن برسد؛ بلکه بیشتر به مهی گسترده می‌ماند که خواننده در آن پیش می‌رود و گاه ناگهان خود را در فضایی دیگر می‌یابد. گذشته و حال در هم می‌آمیزند، بی‌آن‌که مرزی آشکار میان آن‌ها وجود داشته باشد. این ویژگی از همان نخستین صفحات کتاب دیده می‌شود؛ جایی که شخصیت اصلی، آرتا، بدون هیچ مقدمه‌ای از زمان معاصر جدا می‌شود و خود را در هزاره‌های دور پیش از میلاد می‌یابد. این گذار ناگهانی، که نه با توضیحی همراه است و نه با نشانه‌ای روشن، به داستان حالتی رؤیایی و گاه رازآلود می‌بخشد و خواننده را به جهان خیال می‌راند.

آرتا، به‌عنوان محور اصلی روایت، شخصیتی است که در میان جهان‌های گوناگون حرکت می‌کند. او گاه در پاریس است، گاه در ووپرتال، و ناگهان در ایران باستان، در دورانی که هزاران سال با زمان حال فاصله دارد. این جابه‌جایی‌های زمانی و مکانی، بدون گذارهای کلاسیک داستانی انجام می‌شوند. نویسنده از توضیح دادن پرهیز می‌کند و خواننده را وادار می‌سازد تا خود میان این تغییرات پلی ذهنی ایجاد کند. این شیوهٔ روایت، هرچند در ابتدا ممکن است سردرگم‌کننده باشد، اما به‌تدریج حال‌وهوایی خاص به داستان می‌دهد؛ حال‌وهوایی که میان خواب و بیداری، میان واقعیت و خیال در نوسان است.

درون‌مایهٔ اصلی کتاب، نبرد همیشگی میان خیر و شر است؛ مفهومی که در بسیاری از اسطوره‌های ایرانی و نیز در روایت‌های جهانی حضور دارد. در این اثر نیز این نبرد در قالب شخصیت‌ها، نمادها و رخدادهای گوناگون تکرار می‌شود. نیروهای تاریکی و روشنایی، گاه به‌صورت مستقیم و گاه به‌صورت نمادین، در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. این تقابل، ستون اصلی روایت را تشکیل می‌دهد و بسیاری از رخدادهای داستان حول آن شکل می‌گیرند.

در طول داستان، خواننده با شمار زیادی از شخصیت‌های افسانه‌ای روبه‌رو می‌شود. برخی از این شخصیت‌ها ریشه در اسطوره‌های کهن ایران دارند و برخی دیگر ساختهٔ ذهن نویسنده‌اند. نام‌ها، مکان‌ها و رویدادها گاه چنان در هم تنیده‌اند که تشخیص مرز میان واقعیت تاریخی و تخیل نویسنده دشوار می‌شود. همین ویژگی، کتاب را به اثری پیچیده و چندلایه تبدیل کرده است؛ اثری که در آن خواننده باید هم‌زمان تاریخ، افسانه و خیال را دنبال کند.

در برخی بخش‌ها، نویسنده دست به دگرگونی روایت‌های شناخته‌شدهٔ اسطوره‌ای زده است. نمونهٔ برجستهٔ آن، تغییر شخصیت «برمایه» است که در افسانه‌های سنتی به‌صورت گاوی اسطوره‌ای معرفی می‌شود، اما در این کتاب به شکل انسانی ظاهر می‌گردد. این تغییر، بدون توضیح مستقیم انجام شده و خواننده باید خود معنای آن را دریابد. چنین بازآفرینی‌هایی نشان‌دهندهٔ آزادی تخیل نویسنده است؛ آزادی‌ای که گاه به خلق تصویری تازه از اسطوره‌ها می‌انجامد و گاه ممکن است برای خواننده‌ای که با روایت‌های اصلی آشناست، پرسش‌هایی ایجاد کند.

جالب آن‌که هرچه داستان پیش می‌رود، متن نیز پخته‌تر و جذاب‌تر می‌شود. بخش‌های آغازین ممکن است برای برخی خوانندگان دشوار و حتی خسته‌کننده باشد، اما از میانهٔ کتاب به بعد، روایت جان تازه‌ای می‌گیرد. زبان نرم‌تر می‌شود، شخصیت‌ها روشن‌تر می‌شوند و فضای داستان انسجام بیشتری می‌یابد. به نظر می‌رسد نویسنده در جریان نگارش، جهان داستانی خود را به‌تدریج کشف کرده و همین روند در ساختار کتاب نیز بازتاب یافته است. این نوع رشد تدریجی، به اثر حالتی پویا می‌بخشد و خواننده را تشویق می‌کند تا مطالعه را ادامه دهد.

دانش نویسنده دربارهٔ تاریخ باستان ایران چشمگیر است. اشاره‌های متعدد به فرهنگ‌های کهن، تمدن‌های اولیه و روایت‌های اسطوره‌ای نشان می‌دهد که نگارش این کتاب نتیجهٔ مطالعه‌ای طولانی و علاقه‌ای عمیق به تاریخ بوده است. تخیل نویسنده در این میان آزادانه حرکت می‌کند و از مرزهای شناخته‌شده فراتر می‌رود. او از عناصر تاریخی استفاده می‌کند، اما آن‌ها را در قالبی تازه بازمی‌آفریند. این ترکیب، فضایی خلق می‌کند که هم آشناست و هم تازه.

در میان این روایت‌های گسترده، جملات حکمت‌آمیزی نیز دیده می‌شود که حال‌وهوایی فلسفی به اثر می‌بخشند. این جملات، گاه در میان توصیف‌های طولانی ظاهر می‌شوند و توجه خواننده را جلب می‌کنند. چنین لحظاتی از زیباترین بخش‌های کتاب‌اند؛ زیرا خواننده پس از عبور از پیچیدگی‌های داستان، ناگهان با اندیشه‌ای ساده اما عمیق روبه‌رو می‌شود. این بخش‌ها نشان می‌دهند که نویسنده تنها به روایت داستانی بسنده نکرده، بلکه در پی بیان تأملاتی دربارهٔ انسان، تاریخ و سرنوشت نیز بوده است.

با این حال، کتاب بدون چالش نیست. یکی از دشواری‌های اصلی، نبود مقدمه یا توضیح دربارهٔ ساختار و منابع داستان است. خواننده بدون آمادگی وارد جهانی می‌شود که پر از نام‌ها و مکان‌های ناشناخته است. اگر نویسنده در آغاز کتاب توضیحی کوتاه دربارهٔ افسانه‌ها و شخصیت‌های اصلی ارائه می‌داد، فهم داستان آسان‌تر می‌شد. نبود چنین راهنمایی، باعث می‌شود برخی خوانندگان در همان ابتدای راه دچار سردرگمی شوند.

تعداد زیاد نام‌ها و مکان‌ها نیز چالشی دیگر است. به‌ویژه در بخش‌های مربوط به دوران باستان، نام‌های فراوانی مطرح می‌شوند که به خاطر سپردن آن‌ها دشوار است. در چنین شرایطی، وجود فهرست شخصیت‌ها یا نقشه‌ای از سرزمین‌های داستان می‌توانست بسیار مفید باشد. چنین ابزارهایی به خواننده کمک می‌کرد تا در میان پیچیدگی داستان گم نشود و بتواند روابط میان شخصیت‌ها را بهتر دنبال کند.

بخش مربوط به فرهنگ سومری، طولانی و فشرده است و حدود دویست صفحه را در بر می‌گیرد. این بخش سرشار از نام‌های ناآشنا و جزئیات فراوان است. برخی خوانندگان ممکن است در این قسمت احساس خستگی کنند و حتی قصد کنار گذاشتن کتاب را داشته باشند. با این حال، پس از عبور از این بخش، روایت روان‌تر و جذاب‌تر می‌شود. شاید اگر این قسمت کوتاه‌تر یا خلاصه‌تر بود، تعادل کلی کتاب بهتر حفظ می‌شد.

در میانهٔ کتاب، مراسم تاج‌گذاری فریدون توصیف می‌شود. این صحنه یادآور الگوی کلاسیک قهرمان‌سازی است: شخصیتی که به‌عنوان نجات‌دهنده معرفی می‌شود، تاجی باشکوه بر سر می‌گذارد و صاحب قدرت می‌شود. این تصویر، پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا هر داستانی نیازمند قهرمانی است که دیگران را نجات دهد؟ یا آن‌که انسان‌ها می‌توانند بدون انتظار برای منجی، خود سرنوشت خویش را رقم بزنند؟ این پرسش، کتاب را از سطح یک روایت اسطوره‌ای فراتر می‌برد و آن را به تأملی اجتماعی نزدیک می‌کند.

در مجموع، «آن قلم باستانی» اثری است که نیازمند صبر و توجه است. خواننده باید آمادهٔ ورود به جهانی پیچیده و چندلایه باشد. این کتاب برای خواندن سریع مناسب نیست؛ بلکه باید با حوصله و تأمل خوانده شود. در عوض، خواننده‌ای که این مسیر را طی کند، با جهانی غنی از تخیل، تاریخ و اندیشه روبه‌رو می‌شود. زیبایی‌های پراکنده در متن، پاداشی برای این صبر هستند.

«آن قلم باستانی» بیش از آن‌که صرفاً خوانده شود، باید تجربه شود؛ تجربه‌ای میان تاریخ و خیال، میان اسطوره و اندیشه، و میان گذشته‌های دور و اکنون.FormularbeginnFormularende

برگرفته از شهریور

https://shahrivar.org/details/content/65

 

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

روز ملی خیام نیشابوری، فیلسوف و دانشمند ایرانی خجسته باد