• بنیاد میراث پاسارگاد

.گفتگوی بابک ادیبیان با بهرام مشیری: نوروز و ارزش شادمانی در فرهنگ ایرانی

گفتگوی بابک ادیبیان  با بهرام مشیری

بابک ادیبیان: استاد گرامی قبل از هر چیز از اینکه دعوت ما را برای این گفتگو پذیرفتید سپاسگزارم:

بنا بر گفته های تاریخی و حتا به استناد کتیبه ها و تصاویر روی ظروف مختلف باستانی، ایرانیان مردمانی شاد بودند و به هر بهانه ای به جشن و سرور میپرداختند. آیا شما این را نقطه قوتی برای یک فرهنگ می بینید؟

بهرام مشیری:  فرهنگ ایران باستان، برخاسته از جهان بینی اشو زرتشت پیامبر ایرانی است. این فرهنگ مبتنی بر کار و کوشش و آبادان کردن گیتی و نگهداشت محیط زیست از آلودگی آب و هواست.

هرودوت وگزنفون درباره این صفت ایرانیان آورده اند:« ایرانیان هیچ چیز آلوده و کثیفی را درآب نمی اندازند و درپاک نگهداشتن خاک و زمین مراقبت می کنند.آنها بر این عقیده اند که خداوند این جهان شادی آفرین را با همه زیبایی، برای بهره بردن و استفاده آنها آفریده است.

بدیهی است در چنین فرهنگی شادمانی و شادخواری و برپای ساختن جشن و سرور و بموازات آن گسترش موسیقی و ساختن آلات طرب از ضرورتهای حیات اجتماعی است.

در شاهنامه، کرارن به برگزاری جشنها و به مجالس طرب اشارت رفته است. در پایان داستان ضحاک و آغاز پادشاهی فریدون که با جشن مهرگان توام است چنین آورده است.

فریدون چو شد در جهان کامکار

ندانست جز خویشتن شهریار

به رسم مهان تاج و تخت مهی

بیاراست با رسم  شاهنشهی

زمانی بی اندوه گشت از بدی

گرفتند هر کس ره بخردی

به روز خجسته سر مهر ماه

به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

دل از داوریها بپرداختند

به آیین یکی جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شا د کام

گرفتند هر یک زیاقوت جام

می روشن و چهره شاه نو

جهان نورداد و سر ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند

همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن مهرگان دین اوست

تن آسایی و خوردن آیین اوست

کنون یادگاراست ازاوماه مهر

بکوش وبه رنج ایچ منمای چهر

بابک ادیبیان: آیا دلایل ایرانی ها از برگزاری جشن های مختلف و متعدد فقط شادی کردن بوده است؟

بهرام مشیری: واژه جشن برگرفته از « یسن » اوستایی است بمعنای ستایش و پرستش و جشن با سکون « ش » به معنای عید است. هدف اصلی این جشن ها گذشته از پایکوبی و سرور ، گرد هم آیی و نزدیکی افراد جامعه است به هدف اتفاق و اتحاد.

از دیدگاه فلسفی، ایرانیان براین بودند که جهان گذرگاهی ناپایداراست و انسان باید از این گذرگاه بگذرد وبسوی ابدیت پایدار خویش برود. وظیفه او دراین جهان که محل نیروهای اهریمنی است و بسوی ابدیت، مبارزه است.  و این مبارزه پارسایی و شادمانی است.

جشن های باستانی منشا و سر چشمه های متنوع داشته اند. بعضی جشن ها نظیر جشن های ماهانه ، منشا دینی داشته اند نظیر:

جشن فروردگان ( روز 19 فروردین )، جشن اردیبهشت ( سوم اردیبهشت )، جشن خردادگان ( روز 16 خرداد )، جشن تیرداد ( سیزدهم تیر )، جشن مردادگان ( 7 مردادگان )، جشن شهریورگان ( 4 شهریور )، جشن مهرگان ( 16 مهرماه ) و غیره .

اینها جشنهای دوازده گانه سال هستند که در روزگار ساسانیان و پیش از آن با آداب و تشریفات مخصوصی بر پا می شدند.

دیگر جشن های گاهنبار هستند:

در کتاب زند از زرتشت نقل میکنند که خداوند، عالم را در ششگان در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.

این جشن ها در شکل گیری اتفاق و اتحاد ملت به مقصود دفاع ار کشور بسیار موثر بوده اند و همچنین در استحکام مبانی ملی اهمیت بسیار داشته اند.

امروز آنچه هویت ایرانیان گفته میشود قطع نظراز تاریخ درازمدت وزبان مشترک، متکی بر آداب و رسوم و اعیاد ملی است.

امروز آنچه از اعیاد باستان بر جای مانده نوروز است و جشن شب چله، مهرگان و جشن سده.

بابک ادیبیان: آیا کشورهای دیگری هم هستند که همچنان به جشن های کهن و ملی خود اهمیت می دهند؟

بهرام مشیری: بله هندوستان و اسراییل قوین وعمیقن در مورد موضوع ملی، به جشن های باستانی خود تکیه دارند.

هندوان جشن های : دیوالی 1 هولی 2 ناوراتری 3 دارگاه 4 دوسهرا 5 جان ما نتامی6  و بسیاری دگر را گرامی میدارند و یهودیان جشنهای : روش هاشانا 1 یوم کاپور 2 پس اور3 هاناکا 4 اعیاد و جشنهای دیگری که همه یادگار تاریخ قدیم یهود هستند و بسیار محترم میشمارند.

1-Divali  2- Holi  3 – Navaratra  4 – Durga  5– Dussehra  6 – Janmangan

1 – Rosh Hashana 2 – Yan Kipur  3 – Passover 4 – Hanukkah

بابک ادیبیان: شما که با شاهنامه فردوسی آشنایی زیادی دارید، میتوانید بگویید که در شاهنامه به کدام یک از جشنهای ایرانی توجه بیشتری شده است ؟

بهرام مشیری: آنچه ازجشن های ملی در شاهنامه انعکاس یافته است ، نوروز و مهرگان و جشن سده است که  بسیارمهم هستند.

در باره جشن مهرگان پیش از این سخن رفته و ابیات زیربط را آوردیم . درباره نوروز گزارش فردوسی منشا میتوژولیک دارد. برابر گزارش فردوسی که خود از متون ملی ( شاهنامه ابومنصوری ) گرفته، جشن نوروز یادگار پادشاهی جمشید است، میفرماید:

به فر کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته درو شاه فرمان روا

جهان انجمن شد برتخت اوی

شگفتی فرو مانده از تخت اوی

سرسال نو هرمز فرودین

بر آسوده ازرنج تن دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بماند از آن خسروان یادگار

در گزارش فردوسی از پیدایش سه جشن نوروز و سده ومهرگان ، نشانه ای از برتری و اهمیت یکی بر دیگری باشد مشهود نیست.

در شاهنامه فردوسی پیدایش جشن سده درروزگار هوشنگ ابداع شده و منشا آن پیدایش آتش است. فردوسی مطلب را چنین گزارش میکند :

یکی روز شاه جهان سوی کوه

برون رفت با چند کس هم گروه

پدید آمد از دور چیزی دراز

سیه رنک و تیره تن و تیز تاز

دوچشم ازبرسر چودوکاسه خون

ز دور جهانش جهان قیرگون

نگه کردهوشنگ باهوش وسنگ

گرفتش یکی سنک وشد پیش جنگ

ز فر کیانی بیازید دست

جهان سوز ما از جهانجو بجست

برآمد به سنگ کلان سنگ خرد

همان وهمین سنگ بشکست خرد

فروغی برآمد ازآن هردوسنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار کشته و لیکن ز راز

پدید آمد اتش آز آن سنگ باز

جهاندار پیش جهان آفرین

نیایش همی کرد و خواند آفرین

که او را فروغی چنین هدیه داد

همین آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغی است این ایزدی

پرستید باید اگر بخردی

شب آمد برافروخت آتش چوکوه

همان شاه در گرد او با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

بابک ادیبیان: چهل و دو سال حکومت اسلامی نشان داده است که این حکومت نه تنها هیچ روی موافقی با جشن های ملی و غیر مذهبی ایرانی ندارد بلکه به شکل هایی مختلف سعی در حذف و تضعیف آنها را دارد. بنظر شما ریشه اصلی دشمنی حکومت اسلامی با جشن های ایرانی در چیست؟

بهرام مشیری: برتراندراسل فیلسوف معروف گفته است: وقتی کشیشی دست به سیاه کاری دراز میکند ، کشیش را مسؤول ندانید بلکه گناه را بر گردن بنیان گذاران آن مکتب سوارکنید.

پیش از این در باب جهان بینی آیین زرتشت و ارتباط آن با شادی و نشاط و برقرار کردن جشن های مکرر سخنانی رفت. در اینجا لازم به یاداوری است که ذات آیین اسلام با کاروکوشش و شادی و خرمی و آنچه در جامعه بشری « هنر » گفته میشود مغایر و مخالف است.

از نظر اسلام و مسلمین جمیع مدنیت های قدیم از نوع مدنیت های، ایران و مصر و بابل و روم و یونان وجزاین ، جزو کفر و عناد نبوده است. طبعن آنچه آداب و سنن در این فرهنگ ها نزد ساکنین این سرزمین ها محترم بوده نزد اسلام و اسلامیون اعمال کفرآمیز و مغایر با اخلاق بوده و مسلمین درهرسرزمینی پای نهادند به براندازی آنها اقدام کردند.

در یکی از گزارش های « فرهنگ و معارف اسلامی » چنین آمده است :

این افتخاربرای دین مقدس اسلام وجامعه مسلمین بوده که هرگز برای حوادث و وقایع جزیی و احیانن مضحک و غیرقابل اعتنا جشن نمیگیرند و روز تاریخی نمی سازند وهزینه برای اسراف وتبذیرهای مضر و مفسد بوجود نمی آورند.بلکه این دین حکم آسمانی ، تنها دو روز را روز تاریخی در عالم اسلام معرفی کرده و آن دو را به نام عید نامیده ومردم را دعوت به انجام مراسم مخصوص فرموده اند. یکی روز « عید فطر » است که بعد از انقضای ماه مبارک رمضان و انجام عبادت بزرگ روزه قرار داده شده است که امت اسلامی در مدارعقل وایمان افتاده و در نتیجه تمرین یک ماهه ی کف نفس و خودداری از اعمال شهوات حیوانی و گرایش به حالات معنوی و مناجات شبانه روزی با خدا ، واجد ملکه تقوا و انضباط همه جانبه و پرهیزازگناه گردیده اند.

دیگری روز « عید قربان » است که بعد از انجام قسمت اعظم مناسک حج ووقوف  درعرفات و آشنایی کامل با خدا و …. دربحر محبت خالق سبحان برگزار می شود. عید قربان روز جشن شرف برای عالم انسان است.

نویسنده این مطلب پس از مشتی کنایه و تحقیر نسبت به مراسم غیر اسلامی دو عید « فطر » و « قربان » را بر کشیده و اهمیت آن را به عرش اعلا برده است.

این نازیدنها و بالیدنها در جشن اسلامی واجد هیچگونه ارزش انسانی نیستند و نمیتوان آنان را جشن یا عید نامید ، چون شرط مهم عید یا جشن و شادی و نشاط وطرب است و این دو چیزی جزوظایف وتکالیف دینی بمنظورجلب رضایت « الله » نیستند.

عید قربان با قتل و سر بریدن هزاران گوسفند بی گناه یادگار توحش فرهنگ های قدیم است و قربان کردن انسانها در پیشگاه خدایان.

عید فطر در روز اول ماه رمضان تا پایان ماه انجام میگیرد و از واجبات و احکامی که برای شب و روزعید فطر گفته شده است.

خواندن نماز ودعا و قراءت قرآن و غسل و نزد شیعیان زیارت قبر حسین است.. تنها شادی و نشاطی که در ادبیات فارسی و در ارتباط با عید فطر آمده است تمام شدن ماه رمضان است و خلاصی یافتن رندان از عذاب این ماه. یکی از بهترین یادگارهای ادبی در این ارتباط ترکیب بندی است از عبید زاکانی که درمدح یکی از بزرگان سروده است و ما در اینجا باختصار میاوریم.

ساقیا موسم عیش است بده جام شراب

لطف کن بسته لبان را به زلالی دریاب

قدح باده اگر هست من ده تا من

در سرباده کنم خانه هستی چو حباب

هرکه را آتش این روزه سی روزبسوخت

مرهمش شمع وشراب است ودواچنگ ورباب

وانکه امروز عذاب رمضان دیده بود

من برآنم که به دوزخ  نکشد بار عذاب

وقت آنست دگر باره که می نوش کنیم

روزه و وترو تراویح 1 فراموش کنیم

سر چو گل در قدح لاله رخان اندازیم

جان فدای قد حوران قبا پوش کنیم

 

شیخکان که به نصیحت هذیانی گویند

ما به یک جرعه زبان، همه خاموش کنیم

چند روی ترش واعظ  ناکس بینم

چند بر قول پراکنده او گوش کنیم

1-وتر و تراویح : نمازهای مستحب ماه رمضان است.

ایران وایرانیان قریب چهل و اندی سال است که در اسارت شاگردان مکتب اسلام عزیزروزگار می گذرانند. نفی و انکار فرهنگ ایران زمینه ساز هنر و ادبیات گرفته تا آثار باستانی و آیین زرتشت و آنچه در این سرزمین نیکو پسندیده بوده است. از هزار و چهارصد سال قبل آغاز شده و امروز که فرزندان مکتب مدینه بر صندلی قدرت تکیه زده اند دگر باره نیرو گرفته است.

نگارنده بر اینست که اگر ملت ایران به این درجه از دانایی و فرهنگ و وطن دوستی نبودند ، رژیم ملایی تا کنون جمیع آثار باستانی ایران را منهدم کرده وعید نوروز را زیر عنوان « جشن گبران » از صفحه تقویم ایران زدوده بود.

همچنان که داعشیان باقی مانده ، تمدنهای قدیم منطقه عراق و سایر کشورها ی زیر سلطه خود را یکسره تخریب کردند و گروه طالبان دو شاهکار بسیار قدیم بوداییان یعنی سرخ بت و خنگ بت را منهدم ساختند.

اگر به هندوستان بویژه بخش های غربی سفر کنیم صدمات مسلمانان فاتح را بر مواریث هنری هندوستان به وضوح می بینیم

بابک ادیبیان: علت ماندگاری « نوروز» را ، با وجود مخالفت های بسیار از طرف رهبران شیعی در طول تاریخ ، درچه می بینید ؟

بهرام مشیری: نخستین مطلبی که در باره علت ماندگاری نوروز در ذهن زنده میشود آنست که چگونه مخالفت متعصبین مسلمان و خلفای عرب و حکام دست نشانده آنها که سبب براندازی بسیاری از سنن ایرانی من جمله جشن ها شد دربرانداختن عید نوروز و زدودن آن از فرهنگ ایران زمین عاجز ماندند. در تاریخ ادبیات ایران نشانه هایی از تشویق سلاطین به براندازی جشن های ایرانی توسط شعرا و نویسندگان موجود است.

عنصری ملک الشعراء دربار محمودی در نفی جشن سده آنرا رسم گبران می نامد و می گوید :

چنین که بینم آیین تو قوی تر بود

بدولت اندر ز آیین خسرو و بهمن

تومرد دینی واین رسم، رسم گبران است

روا  نداری برسم گبرکان رفتن

جهانیان برسم تو تهنیت گویند

ترا برسم کسان تهنیت نگویم من

نه آتش است سده بلکه آتش، آتش توست

که یک زبانه به بادی زند یکی ختن

بابک ادیبیان: رهبران جمهوری اسلامی هم کم در رد جشن های ملی ایرانی بویژه در نفی نوروز نگفته اند.

بهرام مشیری: بله ازاین دست اندیشه ها بطور پراکنده در منشات متکلمین دیده می شود. خمینی از بکار بردن واژه نوروز اکراه داشت و هرگاه ضرورت ایجاد می کرد که اشاره ای به عید نوروز بکند آنرا « جشن بهاره » می نامید.

تقدیم هدایای ارزشمند به خلفای اسلامی و حاکمان عرب از سوی ایرانیان سبب شد تا بزرگان عرب در برگزاری نوروز انواع برکات را تجربه کنند وازتحریم آن چشم پوشی کنند.

حدیثی مشهور دردست است حاکی از این که وقتی ایرانیان درروزعید نوروز درکنارهدایایی که به حضور علی ابن ابیطالب بردند ، حلویاتی ممتاز نیز عرضه کردند. علی در حالیکه قطعات شیرینی ساخت ایران را در دهان می گذاشت گفت: ( کاشکی همه روزها نوروز بودی ).

نفوذ خاندان های ایرانی نظیر آل برمک و آل سهل در دستگاه خلافت عباسیان و تقدیم هدایای کرامند به خلفا در نوروز،  در برکنارماندن این روز گرامی از آسیب تحریم های احتمالی بسیار سودمند بوده است.

تاریخ ،  برقراری نوروز در دستگاه خلفای عباسی و داد و ستد هدایا را توسط خلفا گزارش کرده است. آورده اند که هارون الرشید خلیفه عباسی هزار سکه نقره که یک طرف آنها را رنگ زده بود در مراسم سال 211 هجری در شهر بغداد به بازگانانی که به دیدن او رفته بودند هدیه داد و به آنان تاکید کرده بود که نوروز سال آینده کسی دریافت خواهد کرد که سکه های امسال خود را با خود بیاورد.

یکی از عناصر مهم پنداری نوروز بدون تردید ، زمان طبیعی فرا رسیدن آن یعنی روز نخست سال از ماه فروردین است.در آن روزگاران که حیات انسان تا حد زیادی مدیون برکات زمینی بوده و ماه فروردین پس از گذشتن زمستان سرد و بی برکت با صدها عناصردلکش و جذاب فرا میرسید و کار و کوشش به منظور برداشت تولیدات کشاورزی در سال جدید آغاز میشد ، فضای نشاط و امید در همه جا سایه گستر میشد همچنان که امروز. بنابراین مخالفت با جشنی که با زنده شدن طبیعت بر پای میشده است خلاف ذوق سلیم بوده است. به عبارت دیگر ، نوروز با یک پشتوانه نیرومند که طبیعت بوده است، در صحنه ظاهر میشده است.

البته سابقه تاریخی نوروز و عشق و علاقه جمیع ایرانیان به برگزاری این جشن واهمیتی که برای آن قایل بوده اند ازعوامل اصلی و مهم جاودانگی نوروز بوده است.

روز بین المللی نوروز توسط یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشر به ثبت جهانی رسیده و امروز نه تنها کشور ایران بلکه کشورهای افغانستان ، جمهوری آذربایجان ، چین ( تاجیکها ، اویغورهای قزاق ، قرقیزها وازبکها ) گرجستان ، اقلیم کردستان ، سوریه قزاقستان ، تاجیکستان و بسیاری کشورهای دیگر عید نوروز را گرامی میدارند.

بابک ادیبیان: سپاسگزارم از وقتی که برای این گفتگو گذاشتید

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

نوروز بیش از هر مذهبی با ما راه آمده است

Read Next

گفتگوی بنیاد میراث پاسارگاد با سام خسروی فرد