شفا نمی دهد ولی شرافت می دهد – عسل پهلوان

تاریخ انتشار: October 29, 2026

 

کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم، پیامی بود که اولین بار در عمق بی گناهی کودکی ام شنیده ام. کودکی که در بین دو نسل قبل از انقلاب و بعد از آن با سرعتی عجیب از آرامش به آغوش سردرگمی و صدای بمب سفر کرد. نه مفهوم کوروش را می دانست و نه خواب آسوده یک ملت را در سر داشت و امروز پس از گذشت چند دهه هر شب و روز خواب آسوده یک ملت را همچنان در سر دارد.

در روز 7 آبان 1395 (28 اکتبر 2016) ناقوس بیداری یک ملت در تخت جمشید کوروش گونه بودن را، دوباره از زیر خاکستر وطن با فریاد «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست». با غرور بیرون کشیدند. یک ملت بیدار، دوباره خود را در آینه صلح و آرامش دیدند، در آئینه از فردای بهتر، فردایی که در آن انسان ها ارزشمند و یکسانند. فردایی که در رگ های آریایی هر هموطن غرور سازندگی و مهر روان است.

آینده که محمد رضاشاه پهلوی بارها در سخنان خود به ما نشان می داد. کوروش گونه بودن، اندیشیدن، عمل کردن را. مشعلی که نور آن بر تاریکی پیروز بود، هست و تا ایران و ایرانی هست خواهد بود.

کوروش گونه بودن الگویی که بنیانگذاران دولت آمریکا از آن آموختند، الگویی که در راهروی سازمان ملل به عنوان سرمشقی برای تمام ملت های جهان آویخته شده است.

کوروش ایده سازندگی و به قول هموطنان عزیزمان در ایران «رهبری که شفا نمی دهد ولی شرافت می آورد.» شوربختانه امروز شاید هر روز هزاران نفر از کنار لوحه کوروش بزرگ در سازمان ملل می گذرند، در سخنرانی ها از آزادی و ارزش انسانی دم می زنند اما نژاد کوروش را فراموش کرده اند. البته خوشبختانه مردم ایران بیدارند، با چشم باز، عزمی راسخ و مشت های گره کرده ولی در قهر ظلم کوروش گونه زیستن را دوباره طلب می کنند.

در حالی که ایران پر از خون و پر از درد است، ایرانیان شفا نمی خواهند و بر شرافت سرچشمه گرفته از آریایی بودن و کوروش وار زیستن خود تکه می کنند، کوروش روزت خجسته، در تار و پود هر ایرانی هر لحظه زنده ای.

آسوده بخواب، که ما بیداریم…

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

کوروش، یا همان ایرج فریدون،  در روایات ملی اوستا و شاهنامه – جواد مفرد کهلان 

Read Next

امسال نیز در روز کوروش بزرگ، پاسارگاد در تنهایی و در زندان حکومت اسلامی به سر می برد