کوروش، یا همان ایرج فریدون،  در روایات ملی اوستا و شاهنامه – جواد مفرد کهلان 

تاریخ انتشار: October 27, 2026

ایرج فریدون که نامش در معنی “نجیب دوست منش (=آریایی هخامنشی)” با نام آریا و ایران پیوند دارد هم می توانست به صورت اضافهٔ پدر و فرزندی (ایرج از خاندان “فریدون=هخامنش”) و هم به شکل اضافهٔ صفت و موصوف به معنی “هخامنشی (دوست منش) نجیب” گرفته شود.

فریدون-ایرج تاریخ اساطیری ایران مانند کوروش تاریخی منابع یونانی لقب پدر ایرانیان را داشته اند.

موسی خورنی مورخ ارمنی عهد قباد ساسانی از ایرج تحت نام آرا (نجیب) یاد می کند که به دست ملکه شامیرام (منظور تومیریس ملکهٔ ماساگتها= آلانها) کشته میشود. ولی موسی خورنی ملکه تومیریس را با ملکهٔ آشوری معروف سمیرامیس در آمیخته و تحت نام و اسطورهٔ واحد یاد می کند.

نام و نشان سه پسر سلم و تور و ایرج اساطیری فریدون ایرانیان از اسطورهٔ سکایی پسران کولاکسائیس (پادشاه قبایل فراوان) گرفته شده است که پدر سئوروماتها دارندگان توتم مار، قوم سلم)، پدر ماساگتها (دارندگان توتم بزکوهی و گوزن، تورانیان، آلانها) و پدر دربیکان سکایی و پارسی (ایرانیان) به شمار می رفته است. دربیکان سکایی و پارسی (سکاییان بر هئومه) در هنگام نبرد کوروش با تومیریس ملکهٔ ماساگتها (آلانها) و داهه ها (سئوروماتها) که منجر به مرگ کوروش شد، در سپاه کوروش حضور داشته اند.

در مورد مطابقت فریدون (دوست منش= هخامنشی) با کوروش نیز مطالب تاریخ ارمنستان موسی خورنی جالب است. او نام مخاصم مادی کوروش را آژدهاک یعنی ثروتمند آورده که مترادف نام آستیاگ آخرین پادشاه ماد است که توسط کوروش ساقط شده است. این صورت آژدهاک نام آستیاگ بسیار شبیه نام اژی دهاک (ماروَش) لقب مردوک خدای بابل و پادشاهان بابلی است. در شاهنامه آستياگ و پادشاهان بابل (اژی دهاک) تحت نام ضحّاک (خندان= آشّور معادل آشوری مردوک) یکی گردیده و از تازیان (سامیان) به حساب آمده است:

در روایات اساطیری شاهنامه نام و نشان آستیاگ (آژدهاک، ثروتمند) و شهر وی همدان با اژی دهاک (مردوک دارندهٔ سمبل مار افعی موشهوشو) و شهر او بابل بین النهرین در هم آمیخته است :

دژ هوخت کنگ شاهنامه شهر بابل باستان (بَوری اوستا):

به اروندرود، اندر آورد روی

چنان چون بود، شاه دیهیم جوی

اگر پهلوانی، ندانی زبان

به تازی تو اروند را، دجله خوان

چو آمد، به نزدیک اروندرود

فرستاد زی، رودبانان درود

……..

فریدون چو بشنید شد خشمناک

از آن ژرف دریا نیامدش باک

هم آنگه میان کیانی ببست

بران بارهٔ تیزتک بر نشست

سرش تیز شد کینه و جنگ را

به آب اندر افگند گلرنگ را

ببستند یارانش یکسر کمر

همیدون به دریا نهادند سر

بر آن باد پایان با آفرین

به آب اندرون غرقه کردند زین

به خشکی رسیدند سر کینه جوی

به بیت‌المقدس نهادند روی

که بر پهلوانی زبان راندند

همی کنگ دژ هودخش خواندند

بتازی کنون خانهٔ پاک دان

برآورده ایوان ضحاک دان

بنا به کشفیات باستانشناسی دور شهر بابل باستان را حصار بلند و نیرومند کشیده و بیرون حصار، خندقی گرداگرد کنده و آب فرات را در آن رها کرده بودند. در ایران شهر مدور داراب قدیم با این روش ساخته شده بود.

نام شاهنامه ای دژ بابل باستانی، در اساس دژ هوخت کنگ (دارای خندق آب پیرامونی) در آن سوی اروندرود آمده است که توسط فریدون (کورش) فتح شده است. بی شک در اینجا منظور از بیت المقدس بابل (دروازهٔ خدا) است که در آن سوی رود دریا مانند (اروندرود، دجله) قرار داشته است:

स्व •svá(hva) (possessive)

खात n. khAta ditch

تصاویر موشهوشو، مار-پلنگ سمبل مردوک (خدای شهر بابل) در دروازهٔ شهر بابل (دروازه ایشتار) نقاشی شده بوده است. از این روی آنجا را به جای شهر خدا، دروازهٔ خدا خوانده اند. ایرانیان هم نام بابل را به نام موشهوشو، بَوری (منسوب به ببر [درنده]) می نامیده اند.

منابع عمده:

١- تاریخ هرودوت.

٢- ایران باستان، تألیف حسن پیرنیا.

٣- شاهنامهٔ فردوسی.

بنیاد میراث پاسارگاد

Read Previous

منشور کوروش بزرگ یادآور چیست؟ – بیژن خلیلی