پاسخ شهلا رستمی به پرسش بنیاد میراث پاسارگاد؛ در ارتباط با خانگی کردن نوروز
برای این که اجازه ندهیم نوروز و جشن های ملی ایرانی مان را خانگی کنند؛ چه باید کرد به باور من، یکی از کارهای مهم، شناساندن فرهنگ ایرانی، مراسم و تاریخچه آنها در
برای این که اجازه ندهیم نوروز و جشن های ملی ایرانی مان را خانگی کنند؛ چه باید کرد به باور من، یکی از کارهای مهم، شناساندن فرهنگ ایرانی، مراسم و تاریخچه آنها در
از آغاز تهاجم اعراب به ایران باستان در قرن هفتم میلادی ،نخستین تلاش مهاجمان از بین بردن و محو کردن فرهنگ ایرانی بود. این روند در طول تاریخ پر نشیب و فراز کشور ما همچنان
برای این که اجازه ندهیم نوروز و جشن های ملی ایرانی مان را خانگی کنند؛ چه باید کرد ؟ دو فرهنگ متفاوت : فرهنگ جشن و شادی ایرانی و فرهنگ عزاداری شیعه ی در سال
این حکومت بازمانده 1400 سال حکمرانی اسلام بر ایران است. اگر حکمرانان اسلامی در این تاریخ بلند توانسته اند جشن های ملی (چقدر این صفت زیبا است) را کمرنگ کنند در این باقی
جشنهای مذهبی ساختگی و کلیشه ای دولتی نمی توانند جشن ملی نوروز پر فروغ را به پستوی خانه ها برانند، به ویژه در عصر گسترش بی مانند رسانه های اجتماعی الکترونیکی و پیشرفت
با درود ، پاسخ در بخشهایی از پرسش نهفته است . می پرسید ؛ برای اینکه اجازه ندهیم نوروز و جشنهای ملی ایرانی مان را خانگی کنند چه باید کرد ؟ سخن از«
رژیم مردم ستیز، زن ستیز و فرهنک ستیز اسلامی ایران در درازای 43 سال عمرش بسیار تلاش کرده است تا هویت ایرانی مردمان را با کم اهمیت دادن به جشن های ملی، خدشه
برای این که اجازه ندهیم نوروز و جشن های ملی ایرانی مان را خانگی کنند؛ چه باید کرد ؟ پاسخ به اين مسئله بغرنج اجتماعى و مشكل فرهنگى در يك مقال نمى گنجد اما شرايط
با توجه به روایت ها و اسناد تاریخی موجود «نوروز» یکی از جشن های بزرگ ایران و مردم ایران بوده است و در ادوار مختلف کشور مورد هجوم قبایل و یا اشغالگرانی قدرتمند
رٍژیم نظام اسلامی از نخستین روز خزیدن بقدرت در میهنمان، تلاش کرده و میکند، که ضمن غارت و تخریب میراث طبیعی و محیط زیست ایران، میراث فرهنگی ما را نیز که بخشی از میراث